برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمد تقوی رفسنجانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 فدم بلید کند فهم را گویند. ١٣٩٩/٠٩/١٣
|

2 فَیئ بمعنی سایه
ولوطَرَحوا فی فَیئ حائط کَرْمِها عَلیلاً و قد اشفی لفارقَهُ السَّقم
اگر بیماری در سایه دیوار رزی که از آن شراب میگی ...
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

3 مردّ بمعنی دور کننده
مردّ بلایا یعنی دور کننده بلاها
١٣٩٩/٠٩/١٠
|

4 فلتات سخن های بی اختیار را گویند که بر زبان رانده می شود.
حقایق آثار آن بر صفحات وجوه اولیاء و فلتات السنه اصفیاء ظاهر گشت.
١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

5 دنان بمعنی خم های شراب جمع دن ١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

6 مقار یعنی قرارگاه ها جمع مقر ١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

7 خشاشه به بقیهء روح گویند.
و لم یبق منها الدهر غیر خشاشه
١٣٩٩/٠٩/٠٨
|

8 دایره وار گردیدن مثل حرکت ماه ١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

9 شق بمعنی کنار زدن
بر خود حجب حسن مقید زده شق
حیران شده در نور جمال مطلق جامی
پرده های زیبایی مقید را کنار زده و محو جمال مط ...
١٣٩٩/٠٩/٠٢
|

10 شوب یعنی آلودگی و آمیختگی
نفوس آنان از شوب شهوت پاک گردید.
١٣٩٩/٠٩/٠١
|

11 درنوردیدن
اختراق افلاک، اختراق هوا
١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

12 هولناک ترسناک
مشاهدهٔ صورت هایله =دیدن چهره ترسناک
١٣٩٩/٠٨/٢٥
|

13 پذیرش مرتبه پست و نازل و سفلی
١٣٩٩/٠٨/٢٢
|

14 پستی
خفض و رفع یعنی پستی و بلندی
١٣٩٩/٠٨/١١
|

15 بلندی
خفض و رفع یعنی پستی و بلندی
١٣٩٩/٠٨/١١
|

16 اطلاق
اطلاق ذات الهی را صرافت گویند.
١٣٩٩/٠٨/١١
|

17 اَجْل بمعنی برای
حدیث قدسی: یابن آدم خلقت الاشیاء کلها لاجلک و خلقتک لاجلی
ای فرزند آدم همه اشیا را برای تو و تورا برای خودم خلق کردم.
١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

18 آستین فشان
اظن لمیاء جرت فیک اردانا = گمان میکنم محبوبی گندمگون لب ، بر تو آستین افشان گذشته است.
١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

19 محبوب گندمگون لب ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|