فلورا

فلورا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



good sport٢١:٠٣ - ١٣٩٧/٠٩/١٥فرد باجنبهگزارش
60 | 1
pick up the pieces١٤:٠٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥جمع وجور کردن اشاره به فردگزارش
12 | 1
good point١٣:٥٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥به نگاهی خوبی اشاره کردی زدی تو خال دقیقاگزارش
62 | 2
mentor١٩:٣٥ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢فردی ک تجربه فراوانی در نصیحت و راهنمایی اشخاص داردگزارش
25 | 0
hang in there٢٣:٣٩ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥تمام تلاشتوبکن براش بجنگگزارش
76 | 2
can't take it anymore٢٣:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥من دیگه نمیتونم تحمل کنم دیگه به اینجام رسیده ( اشاره به گلو ) ( :گزارش
57 | 0
empathy٢٣:١٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥دلسوزیگزارش
41 | 3
chillax٢٣:٠٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥فردی ک خیلی خیلی خونسردی و ب این اسونی عصبی نمیشهگزارش
21 | 1
freak out٢١:٣٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣هول شدنگزارش
64 | 1
activist٢١:٠٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣فعال سیاسی یا اجتماعیگزارش
117 | 1
trustworthy٢٠:٣٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣ارزش داشتن کسی یا چبزیگزارش
7 | 1
trustworthy٢٠:٣٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣لایق بودنگزارش
2 | 1
newborn١٢:٥٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢تازه متولدشدهگزارش
32 | 0
acquaintance١٢:٤٤ - ١٣٩٧/٠٨/٢٢دوستی درحد سلام وعلیکگزارش
62 | 1
make it up to sb١٣:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٦جبران کردنگزارش
117 | 1
cut it out١٢:٤٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٦Enough is enoughگزارش
23 | 0
worst١٢:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٦That's not the worst of itاین قسمت بد موضوع نیست بدترین بخش موضوع هنوز مونده بدتر از اینم هستگزارش
28 | 1
fooling around١٢:٢١ - ١٣٩٧/٠٨/١٦حواس پرت بودن careless wayگزارش
12 | 3
keep a promise٢٠:٠٩ - ١٣٩٧/٠٨/١٥قول دادن یافاش نکردن قولیگزارش
5 | 1
keep a promise٢٠:٠٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٥به قولی عمل کردنگزارش
12 | 1
follow up١٦:٠١ - ١٣٩٧/٠٨/١٠Follow up question پرسش های تکمیلیگزارش
113 | 1
take time١٥:٤١ - ١٣٩٧/٠٨/١٠وقت گذاشتن برای چیزی یا وقت کافی صرف کردن برای چیزیگزارش
87 | 1
take your time١٥:٣٧ - ١٣٩٧/٠٨/١٠وقت گذاشتن برای کاریگزارش
90 | 2
desperate١٥:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٠Frustratedگزارش
51 | 3
stay on topic١٥:٠٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٠سوالی را نپیچاندن بحث را عوض نکردنگزارش
0 | 1
top ten١٤:٥٨ - ١٣٩٧/٠٨/١٠ده تای اولگزارش
28 | 1
get off on the wrong foot١٤:٥٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٠Make a bad start to a project or relationshipگزارش
51 | 1
get off on the wrong foot١٤:٤٠ - ١٣٩٧/٠٨/١٠شروع بدی داشتنگزارش
64 | 1
habitual١٣:٥٤ - ١٣٩٧/٠٨/١٠Out of habitگزارش
5 | 2
sexist١٩:٥٠ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩فردی که اعمال جنس پرستانه ای انجام میدهد یا فردی که باعث انجام تبعیضات جنسی میشودگزارش
74 | 3
sexist١٩:٤٧ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩Sexism=تبعیض جنسی یا جنس پرستی ( بطورعامیانه ) sexist=جنس پرست بطور ( عامیانه )گزارش
85 | 2
necessity١٩:٤٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩Out of necessity it means because it is nesseseryگزارش
9 | 1
along٢٠:٥٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٨Proceed along یعنی ادامه دادن یا ادامه دادن به جلو پیش رفتن به جلوگزارش
34 | 3
clear١١:٢٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٨Be clear to me it means that be honest with meگزارش
18 | 1
lazybones٢٣:١٣ - ١٣٩٧/٠٨/٠٧بی عار بودنگزارش
7 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



chicken٢١:٢٢ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
• You're not chicken; you're brave!
تو ترسو نیستی شجاع هستی
25 | 3