برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

فاطمه

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Dictionary ١٤٠٠/٠٥/٠٦
|

2 نوعی صحرا گه زیستگاه آقای مشک است ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

3 شهری در جزیره پرنس ادوارد، واقع در شمال کانادا ١٤٠٠/٠٤/٣١
|

4 ولمون کن باباااا ١٤٠٠/٠٤/٠٩
|

5 Mung bean sprouts= جوانه ماش ١٤٠٠/٠٤/٠٩
|

6 Between meal
Snack
١٤٠٠/٠٤/٠٩
|

7 هم معنی رشته تحصیلی میدهد
و هم میتواند معنی اصلح، یا اعلم را یدهد
١٤٠٠/٠٤/٠٩
|

8 Professional
حرفه ای
١٤٠٠/٠٤/٠١
|

9 من باید... ١٤٠٠/٠٣/٢٧
|

10 زندانی کردن. محبوس کردن، اسیر کردن ١٤٠٠/٠٣/٢٧
|

11 اصلح ١٤٠٠/٠٣/٢٧
|

12 اصلح ١٤٠٠/٠٣/٢٧
|

13 Best . Best one . Bestest. و....
همه به معنای بهترین هستند
١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

14 پایه بوم.
سه پایه یا پایه ای که بوم روی آن قرار میگیرد.
١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

15 پایه بوم.
سه پایه یا پایه ای که بوم روی آن قرار میگیرد.
١٤٠٠/٠٣/٢٢
|

16 بازیگر بدلکار.
بازیگری که میتواند تا حدودی کار بدلکار را بکند
١٤٠٠/٠٣/١٩
|

17 Stunt
Stunter
Stunt man
Stunt....
١٤٠٠/٠٣/١٩
|