فرشاد

فرشاد

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



canned tuna٠٢:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٢کنسرو ماهی تونگزارش
2 | 0
desk lamp٠٢:١١ - ١٤٠٠/٠٦/١٢چراغ مطالعه رومیزیگزارش
0 | 1
bone idle١٦:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/١٣تن لشگزارش
2 | 0
health conscious١٦:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٣کسی که نسبت به سلامت تغذیه و سبک زندگیش آگاه و مراقبهگزارش
34 | 0
off the bat١٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٦به سرعتگزارش
5 | 0
the worst scenario١٢:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٥بدترین حالت ممکنگزارش
0 | 0
brake failure٢١:٠٧ - ١٣٩٩/١١/١١ترمز بریدن ، کار نکردن ترمزگزارش
0 | 0
communication breakdown١٦:٠٠ - ١٣٩٩/١٠/١٦ناتوانی در برقراری ارتباط ، عدم ارتباطگزارش
2 | 0
withdrawal symptoms٠٠:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠عوارض قطع داروگزارش
9 | 0
deep rooted٠٠:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠نهادینه شدهگزارش
2 | 0
overall health١٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦سلامت عمومی ، سلامت کلیگزارش
12 | 0
reach١٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧رسیدن به مقداری By 2023, that figure is expected to reach 47 million تا سال 2023 ، انتظار میره که اون رقم به 47 میلیون برسهگزارش
14 | 0
the same on paper٠٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨از لحاظ تئوری مشابهگزارش
0 | 0
tax incentive١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٨مشوق مالیاتیگزارش
7 | 0
consume١٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٦وسواس فکری دادن ، خوره مغز کسی شدن He was consumed with guilt after the accident If you find that you are struggling with being able to articulate yo ... گزارش
18 | 1
lapsed١٢:٥٧ - ١٣٩٩/٠٥/١٨ترک دین کرده ، کسی که اعتقادات ( معمولا مذهبی ) سابق خود را کنار گذاشته باشدگزارش
2 | 0
disablism١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٥/١٦تبعیض نسبت به توان یابان و معلولینگزارش
0 | 0
sugar free١٧:٠٤ - ١٣٩٩/٠٤/١١بدون قند ، بدون شکرگزارش
9 | 0
dish out١٤:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/٠٢سرو کردن غذا ( برای عده ای )گزارش
12 | 0
do the shopping١٧:٠٠ - ١٣٩٩/٠٤/٠١انجام خرید خانه ، خرید مایحتاج منزلگزارش
14 | 1
the head of the household١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٤/٠١سرپرست خانوارگزارش
5 | 0
take something in your stride١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٣/٣٠( از چیزی ) آزرده خاطر یا خجالت زده نشدن مثال I took their comments in my stride من اجازه ندادم نظراتشون منو آزرده خاطر کنهگزارش
2 | 0
be snowed under١٥:٠٣ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧گرفتار بودن ، مشغله زیاد داشتنگزارش
7 | 1
have on١٤:٥٦ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧برنامه داشتن ( منظور وقت آزاد نداشتن ) Have you got something on tonight ?1 امشب برنامه ای داری ؟ ( امشب تایمت آزاده ؟ ) I have too much on برنامه ... گزارش
9 | 0
issue an apology١٤:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/٢٧به شکل عمومی و رسمی عذرخواهی کردن Revolutionary Guard Corps issued an apology three days after they had struck an airplane full of passengers by miss ... گزارش
0 | 0
strength training٢٢:٥١ - ١٣٩٩/٠٣/٢٣تمرینات قدرتی ، تمرینات تقویت عضلهگزارش
7 | 0
take the roll٠٦:٢٩ - ١٣٩٩/٠٣/٢٣حضور و غیاب کردنگزارش
0 | 1
drama series٠٥:٤٨ - ١٣٩٩/٠٣/٢٣سریال درامگزارش
9 | 1
get your foot in the door١٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٤وارد حرفه یا شرکتی شدن ، استارت ورود به شغلی رو زدنگزارش
9 | 0
laugh your head off١٥:٣٦ - ١٣٩٩/٠٣/١٤از خنده روده بر شدن ، خیلی خندیدنگزارش
9 | 1
eye catching١٥:٣٢ - ١٣٩٩/٠٣/١٤جذاب ، چشم نواز ، قابل توجهگزارش
9 | 1
laugh out loud١٥:٢٥ - ١٣٩٩/٠٣/١٤با صدای بلند خندیدن احتمالا شکل مخفف این اصطلاح را ( LOL ) تو کامنت ها و تکست ها شنیده باشیدگزارش
28 | 0
ignorance is bliss١٥:١٠ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠نادونی هم نعمتیهگزارش
5 | 0
continue one's education١٦:٥٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩ادامه تحصیل دادنگزارش
0 | 0
sweeping generalization٠٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٥تعمیم بدون تحقیق ، تعمیم افراطیگزارش
9 | 0
circular reasoning٠١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٥چرخه باطل استدلال ، مصادره به مطلوبگزارش
5 | 0
black and white fallacy٠١:٥١ - ١٣٩٩/٠٢/١٥دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدیگزارش
0 | 0
excluded middle٠١:٥٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٥دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدیگزارش
0 | 0
false dilemma٠١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٢/١٥دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدیگزارش
0 | 0
false dichotomy٠١:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/١٥دوراهی کاذب ، تفکر سیاه و سفید ، قیاس دوحدیگزارش
5 | 0
false analogy٠١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٥قیاس مع الفارقگزارش
5 | 0
logical fallacy٠١:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/١٥مغالطه ، سفسطهگزارش
2 | 0
accurately٠١:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/١٤به طور دقیق ، بدون اشتباهگزارش
7 | 1
let your hair down٠٣:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٢٣ا ( مخصوصا بعد از کار زیاد ) ریلکس کردن ، استراحت کردنگزارش
21 | 0
poem١٨:٢٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٨شعر فرقش با poetry اینه که poem به یک قطعه شعر یا یک سروده اطلاق میشه ولی منظور از poetry ، مفهوم کلی دنیای شعر و شاعری هستش. Poem اسم قابل شمارش هس ... گزارش
62 | 1
consignment shop٢٣:١٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٢امانت فروشی فرقش با سمساری اینه که تو سمساری ( junk shop ) سمسار جنس رو از شما میخره ولی در ( consignment store ) ، صاحب مغازه پیش از فروختن کالا به ... گزارش
0 | 0
blunt instrument١٢:٤٥ - ١٣٩٨/١١/١٦جسم سخت غیربرندهگزارش
9 | 1
get off one's back٢٢:٥٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٥دست از سر کسی برداشتنگزارش
9 | 0
let up٠١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٩/٠٤۱ - خفیف شدن - فروکش کردن - ایستادن The traffic in this city never lets up, even at night ۲ - دست برداشتن از انجام کاری - بیخیال شدن You’re doing rea ... گزارش
32 | 0
ecologist١٩:١٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦زیست بوم شناسگزارش
12 | 0