نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
proper lunch: ناهار درست و حسابی و کامل
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a place of my own: خانه یا مکان خودم
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a friendship grows: عمیق تر شدن دوستی
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
provide for your family: تامین مخارج خانواده کردن، زندگی خان ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thick snow: برف سنگین و انبوه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light frost: سرمای ملایم و خفیف
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the wind picks up: باد شدید تر و تند تر میشه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cheeks burn with embarrassment: از شدت خجالت گونه ها سرخ و داغ میشو ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look out for sb: مراقب کسی باشی و مطمئن شوی که باهاش ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look sb in the eye: راست تو چشم کسی نگاه کردن و حقیقت ر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look to sb: روی کسی برای نصیحت یا کمک گرفتن و . ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the go: خیلی فعال و مشغول بودن دائم در حرکت ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
see a lot of each other: زیاد با هم وقت گذراندن، زیاد با هم ...
١١ ماه پیش
نوع مدال

کاربر فعال با حداقل ١,٠٠٠ امتیاز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when in fact: در حالیکه، در واقع Example: She se ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take turns at sth: به نوبت چیزی یا کاری را انجام دادن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hand sth round: دست به دست دادن یا کردن چیزی به بقی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
build up a reputation: اسم و رسم جا انداختن شهرت و اعتبار ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have done with sth: قال چیزی را کندن کنار گذاشتن چیزی پ ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
up and through: تماما، کلا، تا آخر مثال: He worked ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off and around: اینجا و آنجا دور و بر دور و اطراف
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cut something off something: جدا کردن چیزی از چیزی بزرگتر
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be out of your mind: You must be out of your mind. . . ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be fresh out of something: به تازگی تموم کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be bored to tears: سر رفتن حوصله از شدت کسالت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be in a good cause: سبب خیر شدن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the very most: حداکثر پر پرش در بیشترین حالت
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ١٠٠ رای

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something up: جمع کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add sth up: جمع کردن چیزی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be careful with money: در خرج کردن پول دقت کنید.
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put the shopping away: خریدا رو بذار تو جاشون
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
steer clear of sth or sb: از چیزی یا کسی دوری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stay clear of sth or sb: از چیزی یا کسی دوری کردن
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
far off the rails: از حدو حدود خارج شدن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
distant cousin: بیشتر به این معنی است که افرادی مان ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
twice the person: یعنی دو برابر جربزه داشتن یا شجاع ب ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll take care of it: من ردیفش می کنم/ من حلش می کنم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone on his ass: به حساب کسی رسیدن/ کسی را سر جاش نش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody on his ass: به حساب کسی رسیدن/ کسی را سر جاش نش ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
move your schedule around for: یعنی به خاطرش برنامه تو تغییر بدی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duh doy: no kiding
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
closet racist: نژاد پرست مخفی کسی که در ظاهر خودش ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
cramped room: اتاق تنگ
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once for once: برای یکبار هم که شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
look your best: تا حد امکان جذاب به نظر رسیدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
move on: I can't come back there again Move ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't jump a gift shark in the mouth: You use the phrase 'Don't jump a gi ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doing just fine: Things are going well اوضاع خوبه/او ...
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drop a ball: Make an error - miss an opportunity ...
٢ سال پیش
١