ترجمه‌های فانکو آدینات (١٨)

بازدید
٤٩٢
تاریخ
٥ روز پیش
متن
Theories must be abounding nineteen to the dozen.
دیدگاه
٠

تئوری ها چون سیل از هر سو سرازیر شده اند.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
English is a language abounding with idiomatic expressions.
دیدگاه
٠

انگلیسی زبانی است که پر از اصطلاحات است.

تاریخ
٥ روز پیش
متن
Horses need to satisfy their desire for space and freedom.
دیدگاه
٠

اسب ها برای ارضای نیازهای غریزی خود، به آزادی و فضا نیاز دارند

تاریخ
٥ روز پیش
متن
He had to satisfy all claims for the damage he had caused.
دیدگاه
٠

او ناچار بود یا می بایست تاوان خساراتی را که خودش مسبب آنها بود، جبران کند

تاریخ
٥ روز پیش
متن
The couple made every effort to satisfy their son.
دیدگاه
٠

این پدر و مادر همه ی کوشش خود را برای خشنودی پسرشان به کار بردند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The wind was blowing hard, and the ship was forced to lay to.
دیدگاه
٠

چنان باد تندی می وزید که کشتی ناچار شد لنگر بیندازد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Clean up this room immediately - and that's an order!
دیدگاه
٠

بی درنگ این اتاق را تمیز کن! این یک دستور است.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
The party needs to clean up its somewhat tarnished image.
دیدگاه
٠

نیاز است که حزب تا اندازه ای از او ابهام زدایی کند

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I can't get over how well you look.
دیدگاه
٠

زیبایی ات را هرگز نمی توانم فراموش کنم

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Can we get over this difficulty?
دیدگاه
٠

آیا می توانیم این گرفتاری را فراموش کنیم؟

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She can't get over her shyness.
دیدگاه
٠

او نمی تواند دوباره کمرو باشد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
It's just an infatuation. She'll get over it.
دیدگاه
٠

این شیفتگی را از یاد خواهد برد

تاریخ
١ هفته پیش
متن
I can't get over losing you.
دیدگاه
٠

نمی توانم از دست دادن تو را فراموش کنم

تاریخ
١ هفته پیش
متن
To get over you is the hardest thing in the world.
دیدگاه
٠

فراموش کردن تو بدترین کار در زندگی است

تاریخ
١ هفته پیش
متن
We listened to him pour out his troubles.
دیدگاه
١

ما گوش می کردیم تا او درد دل هایش را بیرون بریزد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Pour out the water left in the bucket.
دیدگاه
١

آب مانده در سطل را بیرون بریزید

تاریخ
١ هفته پیش
متن
You do the honors and pour out the tea while I bring in the cakes.
دیدگاه
٢

شما احترام بگذارید و چای بریزید تا من هم کیک را بیاورم.

تاریخ
٢ سال پیش
متن
Urged on by the PM the police tried to end the strike.
دیدگاه
٤

سانکو چنان خسته و کوفته به ارباب خود پیوست که حتی یارای پاشنه زدن به پهلوی خرش را هم نداشت. . Sancho reached his master so limp and faint that he cou ...