تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک فعل به معنای: اشتباه گرفتن ( بین دو آدم ، شی ، تاریخ و . . . ) که می تواند به mix up ( بدون get ) نیز استفاده شود فقط توجه کنید در صورت استفاده از ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک صفت به معنای : معلوم ، مشخص شده ، فهمیده شده و. . .

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در تصادفات می گوییم crash مترادف با bump , drove into , run into یا ride into ( برخورد و تصادف کرد ) . در کاربرد دوم وقتی چیزی خراب میشه یا میسوزه ( ...