crashed

پیشنهاد کاربران

قفل شدن و دستور نگرفتن کامپیوتر
در هم شکستن
ضربه خوردن، سقوط کردن، مثلا میگوییم که ماشین از دره سقوط کرد، یا به درخت خورد.
ناخوانده، مثلاناخوانده وارد اتاق شدن
برخورد
سقوط کرد
سقوط کردن، مثل سقود کردن هواپیما از اسمان یا سقوط ماشین از دره.
از کار افتادن کامپیوتر

crashed
معنی/سقوط، تصادم، سقوط کردن هواپیما، صدای بلند یا ناگهانی، ریز ریز شدن، ناخوانده وارد شدن، سقوط کردن، تصادم کردن، درهم شکستن، خرد کردن

برخورد کردن ، تصادف کردن، سقوط کردن، متلاشی شدن
سقوط کرد.

Hit
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما