ابراهیم جباری منجیلی

ابراهیم جباری منجیلی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



far places١٩:١١ - ١٣٩٧/٠٣/١٩دور دست ها، اقصی نقاطگزارش
12 | 1
استسقاء١٨:٢٢ - ١٣٩٧/٠٢/٢٥استقساء در معنی سقا را خواستن و طلب کردن است و در مفهوم نوعی مرض است که در آن شکم باد کرده و بزرگ میشود و شخص بیمار از نوشیدن آب سیراب نمیرود و از تش ... گزارش
18 | 0
کتبت٠٢:٣٧ - ١٣٩٧/٠١/١٧فعل ماضی نوشتن با نشانه تاء کشیده ساکنگزارش
39 | 3
سانتی مانتال١٨:٣٧ - ١٣٩٦/١٢/١٩به اشخاص خوش لباسی که دارای رفتاری متشخصانه و البته با چهره ای متبسم بودند اطلاق میشدگزارش
69 | 4
غزارت٢٠:٤٩ - ١٣٩٦/١٢/١٨1 ) در معنی مصدری:کثرت. فراوانی 2 ) تبحرگزارش
7 | 0
طمطیل١٥:٣١ - ١٣٩٦/١١/١٦محتاج. برهنه.گزارش
7 | 0
رنگاب١٨:٢٢ - ١٣٩٦/١١/١٥نوعی انگور که مزه آن ترش استگزارش
7 | 0
باگشاد١٥:٠٧ - ١٣٩٦/١١/١٥پیروز. مظفر. غالب.گزارش
5 | 0
دوکاره شدن٠٠:٢٨ - ١٣٩٦/١١/١٥در گذشته به دو کار زشت زن بارگی و غلام بارگی انجام دادن را میگفتند.گزارش
5 | 0
بذائ ت٢٢:٢٩ - ١٣٩٦/١١/١٣ناسزا گفتن. زشت کردار و گفتار گردیدن. بذائت زبان:بد زبانیگزارش
9 | 0
جدیدا٠١:٣٨ - ١٣٩٦/١١/١١جدید واژه ای فارسی است و تنوین که مختص زبان عربی است بکار بردنش در چنین حالت هایی غلط است. بجای نوشتن واژه تصادفا باید بنویسیم از روی تصادف. بجای اشت ... گزارش
14 | 0
وطاب٠٤:٣١ - ١٣٩٦/١١/١٠خیک و مشک آب یا شیر و یا هر مایع و نوشیدنی را وطن می نامند و جمع آن وطاب استگزارش
7 | 0
یراعت٠٤:٢٢ - ١٣٩٦/١١/١٠یراعت به معنی نیگزارش
7 | 0
ورق خیال٠٤:٢٠ - ١٣٩٦/١١/١٠( عربی اسم مرکب ) بنگ که از نام هندی آن یعنی نهنگ گرفته شده. انرا از برگ و روغن دانه شاهدانه تهیه میکنند.گزارش
7 | 0
مبالده٠٣:٢٥ - ١٣٩٦/١١/٠٨با سلاح سرد به جان هم افتادن. مرافعه دو نفر با هم بوسیله عصا ، چوب دستی یا شمشیرگزارش
7 | 0
ململم١٣:٤٢ - ١٣٩٦/١١/٠٧ حلقه زدن به چیزی، شیء حلقه زده شده. شاهد:آقا عبدالحسین از گروس تا نجف آباد با قبای منمنم و عمامه ململم . . . میرودگزارش
7 | 0
مفاصا٠٦:٤٦ - ١٣٩٦/١١/٠٧از ماده فصل به معنی حساب را صفر کردن ، حساب را تصفیه نمودنگزارش
25 | 1
مرگ مفاجات١٦:٤٠ - ١٣٩٦/١١/٠٦مرگ ناگهانی.گزارش
12 | 0
حمیا١٥:١٦ - ١٣٩٦/١١/٠٦شدت و قوت هرچیز در آغاز و ابتدا. حمیای باده:سورت راب و قوت و پیچیدن نشئه آن در سر. شاهد:نه محیا ی ساده را آن نور است و نه حمیای باده را این زور. ( من ... گزارش
7 | 0
محط رحال١٢:٣٤ - ١٣٩٦/١١/٠٦محل فرود آمدن بارها. بار انداز. کاروانسرا. بنکداری ها. انبارهاگزارش
9 | 0
مافی الازار١١:٠٦ - ١٣٩٦/١١/٠٦آنچه زیر جامه است. مراد آلت رجولیت است. مافی الضمیر:آنچه در دل است.گزارش
9 | 0
لذمیم١٥:٣٠ - ١٣٩٦/١١/٠٣نکوهیده شده. مذمت شدهگزارش
7 | 0
قلایص٠١:٢٥ - ١٣٩٦/١١/٠٣شتران ماده. جمع قلوص به معنی شتر ماده بلند دراز دست.گزارش
7 | 0
قریض٠٠:٥٣ - ١٣٩٦/١١/٠٣سخن منظوم. سخن دارای وزن و قافیه.گزارش
9 | 0
لالی عمانی١٩:٤٩ - ١٣٩٦/١١/٠٢مرواریدهای درشت برگرفته از دریا ی عمانگزارش
7 | 0
حلس١٧:٤٤ - ١٣٩٦/١١/٠٢گلیمگزارش
2 | 0
کاشرالانیاب١٤:٢٠ - ١٣٩٦/١١/٠٢کسی که موقع خندیدن دندانهایش نمایان شود. مجازا خنده رو. شاداب و شادانگزارش
7 | 0
ممطره١٠:١٧ - ١٣٩٦/١١/٠٢غیم به معنی ابر و ممطره به معنی بارنده پس غیم ممطره به معنی ابر بارنده است.گزارش
5 | 0
فصیله٢٢:٤٢ - ١٣٩٦/١١/٠١شتر بچه مادهگزارش
9 | 0
قراغات١٦:٠٥ - ١٣٩٦/١١/٠١قراغات باید همان نام ترکی میوه درختی شبیه زرشک و به اندازه فلفل که قراقاط و گاهی قراقاط نامیده میشود.گزارش
7 | 0
فاتک١٨:١٥ - ١٣٩٦/١٠/٣٠خونریز.گزارش
12 | 0
صمام٠٤:٢٤ - ١٣٩٦/١٠/٢٩شیشه هایی که دالیان نفت پر میگردند و در جنگ به قلعه ها پرتاب میگردند.گزارش
7 | 0
شقوق٢٢:٤٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٨جمع شق، بخش ها، جزئیات.گزارش
110 | 1
شقدوف٢٢:٢٠ - ١٣٩٦/١٠/٢٨نوعی کجاوه، نوعی از هودج معمول اهالی حجاز ( عربستان فعلی ) .گزارش
9 | 0
شد وطاب١٥:٣٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٨سر مشک شیر را بستن. کنایه از فیصله دادن به مشکل است.گزارش
9 | 0
شب چره١٥:٢٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٨دندان مزوشبچره مترادف هم هستند و به میوه و آجیل و گردو و خصوصا نخود کشمش و گاه خرما که شب ها بعد از غذا به مهمان ها داده میشد و یا اهل خانه خود صرف م ... گزارش
7 | 0
رف هلال٠٠:٠٧ - ١٣٩٦/١٠/٢٧نور ماه یک دو شبه. نور اندک ماهگزارش
5 | 0
سد باب١٦:٣٩ - ١٣٩٦/١٠/٢٦جلوگیری از ورود به منزل. بستن در. کنایه از فیصله دادن به مسئلهگزارش
7 | 0
راح مقطر٠١:٣٤ - ١٣٩٦/١٠/٢٥شراب تقطیر شده.گزارش
5 | 0
ذبیح٢٢:١٨ - ١٣٩٦/١٠/٢٤گلو بریده. ذبیح الله:گلوی قربانی را برای خدا بریدن. بریدن سر قربانی برای خدا و تقسیم گوشت آن.گزارش
7 | 0
دندان مز١٩:٤٠ - ١٣٩٦/١٠/٢٤میوه و نخود و کشمش و خرما که بعد از غذا خصوصا در زمستان شب ها در پای کرسی ها در حال گوش دادن به قصه ها و داستان هایی که بزرگان نقل میگردند خورده میشد ... گزارش
9 | 0
داعیه١٩:٠٠ - ١٣٩٦/١٠/٢٢خواهش. اراده . در متون قدیمی معمولا به معنی ادعا ی حکو مت و سلطنت داشتن است.گزارش
25 | 1
باد به چنبر بستن٢٣:٠٣ - ١٣٩٦/١٠/٢٠مراد از >کار بی فایده و بیهوده انجام دادن استگزارش
9 | 0
جهاز١٦:٣٨ - ١٣٩٦/١٠/٢٠نوعی کشتی چوبی بادبانی که در زمان هخامنشیان برای نیروی دریایی ساخته میشود که بعدها برای تجارت توسط ایرانیان نیز بکار گرفته شد. تا در قرن اخیر که در ج ... گزارش
7 | 1
جراد منتشر٠٤:٠٥ - ١٣٩٦/١٠/٢٠ملخ پراکنده.گزارش
7 | 0
جازمه٠٣:٢٩ - ١٣٩٦/١٠/٢٠مونث جانم به معنی اقدام کنندهگزارش
7 | 0
خط رجال٢٣:١٢ - ١٣٩٦/١٠/١٩روییدن موی بر پشت لب جوانان است. ماد بالغ شدن پسران میباشد.گزارش
5 | 0
خاصه موجودات١١:٣٥ - ١٣٩٦/١٠/١٩مراد امام حسین ( ع ) میباشد: خاصه که شخص شفیع در آن حضرت رفیع باشد که خاصه موجودات و خلاصه کائنات است. ( منشآت فرهاد میرزا ص 146 ) .گزارش
9 | 0
جرح شهود٢٣:٢٤ - ١٣٩٦/١٠/١٨باطل کردن شهادت شهودگزارش
14 | 1
جاف١٩:٠٦ - ١٣٩٦/١٠/١٨بسیار فریاد زن. شخصی که حرف زدنش با داد و فریاد است.گزارش
12 | 0