مجتبی م

مجتبی م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



it up١٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣بده بیاد ( دستو )گزارش
0 | 1
fuck your ass١٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣کون دادنت. . . تو کونت گذاشتن. . . کونتو کردن. . . یجا هم میتونه اینطور معنی بده"دیگه باید خودتو بکنی چون کسی نمونده که بکنیش"گزارش
48 | 1
what's the word١٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣چه خبر؟گزارش
7 | 1
guap١٤:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٣مقدار زیاد پول ( دلار )گزارش
16 | 0
y'all١٤:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢به چند نفر خطاب کردن. . مثل شما مامان ها، شما بابا ها، شما پسرها، شما دانش آموزان. . .گزارش
101 | 1
light up١٤:٤٦ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢اسباب بازی رنگی چراغ دار ( ال ای دی دار )گزارش
0 | 1
rock١٤:٣١ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢پایه ی کار کسی بودن، به کسی تکیه کردن، همراهی کردن با کسی، یاری کردن کسی تو کاری.گزارش
16 | 1
smashed out١٣:٤٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢با شکست موانع از جایی عبور کردن. You gonna get smashed out there تو با شکست دادنش از اونجا بیرون میای. گزارش
0 | 0
got the right١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢مورد تایید، آدم درستش،گزارش
0 | 0
nigga١١:٥٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢تو بین سیاه پوستا میشه "داداش" اگه سفید پوست داداشه سیاهپوسه صمیمی داشته باشه هم میگه بهش که میشه"داداش سیاهپوست" اگه سفید پوست دوست صمیمیش نباشه میش ... گزارش
2 | 0
kill it١١:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٢وقتی کسی کاری را به نحو احسنش انجام بده. ( مثلا طرف تو فروش چیزی رکورد میزنه یا خوب میفروشه میگه امروز به نحو احسن انجامش دادم یا کشتمش ) با توانایی ... گزارش
48 | 0
shuttin' you down١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠تعطیل کردن چیزی کاری، خاتمه دادن به چیزی یا کاریگزارش
0 | 0
i'm shuttin' you down١٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠کرکره ات رو میکشم پایینگزارش
0 | 1
black owned business١٠:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠کسب و کارآفریقایی آمریکایی ( طوریکه حداقل مالکیت کسب و کاری شامل 50 درصد آفریقایی آمریکایی - سیاهپوست امریکایی - باشه )گزارش
0 | 1
call out١٩:٥٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٩It's call - out time! 35 dollars! زمانش رسیده که با صدای بلند اعلام کنم، آقا حراجه 35 دلار. فریاد زدن برای جلب توجه، با صدای بلند داد زدن، فراخوان ... گزارش
9 | 0
stuff١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٩غیره، باقی چیزها، امثالهم . . . هم معنی میدهگزارش
14 | 1
lose your shit١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٨عقلتو از دست دادی و از کوره در رفتی. رو نِرو طرف رفتن و عصیانیش کردن. عقل رو از دست دادن و کار نکردن مغز.گزارش
2 | 0
lose my shit١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٨عقلمو از دست بدم و از کوره در برم. رو نِرو طرف رفتن و عصیانیش کردن. عقل رو از دست دادن و کار نکردن مغز. گزارش
2 | 0
insensitive١٧:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٨غیر قابل درکه. غیر قابل حسه. بی احساس. بی روح.گزارش
18 | 1
chase you down١٢:٣٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٨پی تو میگشتم، دنبالت میومدم تا پیدات کنم. . .گزارش
0 | 0
chase down١٢:٣٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٨پی چیزی گشتن. یا پی کسی گشتنگزارش
14 | 1
dropped off١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٨یهو ول کردگزارش
5 | 1
consummate١٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٨با سکس رابطه ای کامل شود. با سکس ازدواجی کامل شود.گزارش
48 | 1
introduce١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٨شاید" رودر رو کردن" هم معنی بدهگزارش
9 | 1
kick my ass٢٠:٤٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٧بگا دادنگزارش
5 | 1
going over١٩:٢٣ - ١٣٩٩/٠٦/١٧بازبینی یا مرور اتفاقات، بررسی کردن اتفاقاتگزارش
16 | 1
around a long time١٩:١٩ - ١٣٩٩/٠٦/١٧یجا میشه: "مدت زیادی تو مکانی یا محله ای یا محیطی بودن" ( منظور اینه که اون بچه محلا اونو میشناسن )گزارش
0 | 0
around١٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٧محیط ( مربوط به محله ای یا کوچه ای )گزارش
5 | 1
being like١٤:٣٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٦اینطور میگفتم بخودم. . . اینجوری میگفتمگزارش
0 | 1
not in here١٤:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٥تو باغ نبودنگزارش
0 | 0
are you not in here١٤:٥١ - ١٣٩٩/٠٦/١٥تو باغ نیستیگزارش
0 | 0
what the fuck happened١٤:٢٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٥چه گندی میخاد بالا بیادگزارش
5 | 0