برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجتبی م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 غلبه کردن
از پسش بر امدن
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

2 پیش پا افتاده ١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

3 1.تو عالم دیگه بودن و اهمیتی نداشتن براش.
2.تو حال و هوای دیگه ای بودن.حال و هوای عالی داشتن.
3.زندگیه ایده آل و رویایی داشتن.(در جهت مخالفش هم ...
١٣٩٩/٠٧/٠٣
|

4 خدا تا.عدد خیلی گنده.اندازه کهکشان... ١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

5 یه حالتی هستش وقتی شما کونتون رو قر میدین یجورایی به این عمل میگن هیپ.به اصلاح میگن "یه کون زدن".
مثلا برای یکی که میخای مچشو بگیری سوت میزنی و دس ...
١٣٩٩/٠٧/٠٢
|

6 تو جمله هایی مثله:
That seems like a lot of work
That is a lot
معنی سخت گذشتن تو کاری رو میده.معنی خیلی زیاده هضم کردنش رو میده،معنی قبول کر ...
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

7 پیچوندن کسی ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

8 همه کار کردن براش
سنگ تمام گذاشتن برا کسی
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

9 کاری کردن برا کسی
همه کار کردن برا کسی
سنگ تمام گذاشتن برا کسی
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

10 با ذکر مثال متوجه شین:
قبلش خودتو بهم برسون
قبلش بهم خبرشو بده
١٣٩٩/٠٧/٠١
|

11 مسولیت کسی/چیزی رو قبول کردن ١٣٩٩/٠٦/٣١
|

12 این رو هم بگم ١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

13 "خیز بردار ، که توی تور یا دام چیزی ظاهر میشه"
فک کنم بطور کلی بشه گفت: از تو حرکت از من برکت
اما میشه گفت: با تلاش و کوشش و سپس عملکردن هست ک ...
١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

14 حاشیه سود کم ١٣٩٩/٠٦/٣٠
|

15 غذای مخصوص سگ با طعم آبجو
(غلاتی که از اونا آبجو تهیه میشه رو پسماندهاشو کمپوست میکنن و فشرده سازی میکنن که طعم آبجو هم دارن)
١٣٩٩/٠٦/٢٩
|

16 کم سن و سال ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

17 مسخره بازی در آوردن ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

18 فرصت اندکی که بدست اومد، ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

19 تو کونت آشوبه غلغله هستش،باز غیر عادی شدی، ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

20 آماده شدن برای ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

21 کالا،جنس ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

22 کس چرخ زدن،دور دور کردن،
معاشرت کردن با کسی،قدم زدن با کسی،بیرون رفتن با کسی،
اثر خماری الکل(گیجی)
شخصی که زشته هیکلش
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

23 کار بی منطق،کار بی ربط،
گفتن حرف بی ربط،گفتن چرت و پرت،حرف بی منطق
١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

24 آهن قراضه ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

25 تمومش کردن،به پایان رساندن،متوقف کردن،ولش کردن،از شرش خلاص شدن ١٣٩٩/٠٦/٢٦
|

26 تو انگلیسی میشه>>>> جذاب،سکسی،
تو نسخه آمریکایی>>> پاره پوره شده،دهن آسفالت شده
یا میشه>>> برای فراهم ساختن چیزی،برای راست و ریس کردن چیزی،برا ...
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

27 جابجایی رو انجام دادن،پاس کردن پول ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

28 بلرزون کردن ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

29 دهن گاله رو ببند ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

30 یه حالت رضایتمندی هستش از جایی که هست و کاری هم نمیکنه
مثلا تو کاباره نشسته کاری نمیکنه ولی دید میزنه و خوشحاله.که میشه:
"کاری نمیکنم نشستم و د ...
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

31 پول،پول دادن،پول پخش کردن،پول قرض دادن... ١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

32 غلغله،آشوب
قاط زدن
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

33 got it
get it
get that for you...
و غیره جاهایی میشه واسه کسی کاری انجام دادان،پرداخت کردن،حساب کردن،
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

34 1.یچیزی که مورد تاییده،جواب مثبت،آره
2.چیزی که بعنوان صفت "صحیح،درست" یا "عالی، شگفت انگیز،خوشحالی،رضایتمندی" توصیف بشه.
3.تو حالت تعجبی مثل( ف ...
١٣٩٩/٠٦/٢٥
|

35 خر شدن
احمق بازی
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

36 تکیه کردن،همراهی کردن... ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

37 از دست افتاد ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

38 بزن قدش ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

39 تلاش بیشتر کردن در کاری تا به نتیجه مطلوب رسیدن. ١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

40 یجا هم میشه
Cut the shit, man
تیکه انداختنت رو تموم کن پسر.
کس نگو.چرت نگو.مزخرف نگو.
١٣٩٩/٠٦/٢٤
|

41 پیشنهاد ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

42 خبر دادن ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

43 خبر دادن ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

44 یه معنیش میشه:
صحبت کردن با کسی برای دادن آگاهی خاصی.
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

45 بده بیاد(دستو) ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

46 کون دادنت...
تو کونت گذاشتن...
کونتو کردن...
یجا هم میتونه اینطور معنی بده"دیگه باید خودتو بکنی چون کسی نمونده که بکنیش"
١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

47 چه خبر؟ ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

48 مقدار زیاد پول (دلار) ١٣٩٩/٠٦/٢٣
|

49 به چند نفر خطاب کردن..مثل شما مامان ها، شما بابا ها، شما پسرها،شما دانش آموزان... ١٣٩٩/٠٦/٢٢
|

50 اسباب بازی رنگی چراغ دار(ال ای دی دار) ١٣٩٩/٠٦/٢٢
|