مجتبی م

مجتبی م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



housewarming٠٧:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩سور خونه جدیدگزارش
34 | 1
instagram famous١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨شاخ اینستاگرامگزارش
2 | 0
dive١٣:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨مخالف جای شیک رو میگن. مثل رستوران زشت، رستوران بیریخت، میخانه بی کلاس، میخانه بی کیفیت، هتل بدقیافه. . .گزارش
12 | 1
endgame٠٩:٣٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨1. پایان داستان، ته قصه، ته خط. . . 2. رابطه جدی، رابطه با دوام، رابطه غیر قابل شکست ( که تهش منجر به ازدواج میشه مثلا )گزارش
30 | 1
cabron٠٨:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨bastard assholeگزارش
2 | 0
pinche٠٨:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨fuckingگزارش
0 | 0
post workout fuel١٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٧ریکاوری بعد ورزش، بازیابی انرژی بعد ورزشگزارش
2 | 0
huevona١٨:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٧اسپانیایی=آدم خیلی تنبلگزارش
0 | 0
huevon١٨:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢٧اسپانیایی=آدم خیلی تنبلگزارش
0 | 0
pendejo١٨:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٧احمق، عوضی، کسخل، اسکل. . .گزارش
2 | 1
gorilla١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦فرد چاق، قوی هیکل، آدم بی رحمگزارش
5 | 1
rice and beans١١:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦1. اصالت اسپانیایی، اسپانیایی اصیل ( نشون دادن اصالت اسپانیایی، چون اونا برنج و لوبیا زیاد میخورن ) گزارش
0 | 1
just in case١١:٢٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦محض اطلاع. . . جهت تاکید. . . محض اطمینان. . . اتمام حجت. . .گزارش
30 | 1
huevo٠٨:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦1. موافقت با چیزی 2. مطمئنن؛حتمن 3. انجام دادن کاری که خوشت نمیاد انجامش بدی ( مثلا من تکلیف مدرسه رو انجام دادم با اینکه خوشم نمیاد ازش ) گزارش
5 | 0
carnal١١:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤به اسپانیایی معنیه رفیق، داداش، آبجی میدهگزارش
9 | 1
moving heaven and earth٠٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤سخت تلاش کردنگزارش
2 | 0
shake on٠٧:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٤تایید کردن یا قبول کردن توسط دست دادن به همدیگه. مردونه دست دادن.گزارش
7 | 0
done time١٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣تایمی از وقتشونو تو زندون سپری کردنگزارش
2 | 0
same page١٩:٥٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣باهم توافق داشتن ( سر چیزی ) شبیه هم بودن ( سر چیزی )گزارش
7 | 1
rehabbing١٩:١٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣بازسازی، ترمیمگزارش
2 | 0
leaving it٠٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣نسپردنگزارش
0 | 1
claims١٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢مطالبه کردن چیزیگزارش
5 | 1
gentry١٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢افراد کلاس بالا، نجیب زاده، آقازاده، طبقه اجتماعی بالا گزارش
7 | 0
out of it٠٨:٠٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٢بی جون، از بین رفته، بیهوش ( بیمارستانی:ضریب هوشی پایین ) .گزارش
5 | 0
chingona١٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢١به نحو احسن خیلی عالیگزارش
2 | 0
chingona level١٨:٠٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢١به نحو احسن خیلی عالیگزارش
0 | 0
got your shit together١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢١کاراتو خودت راست و ریس کردی. خودت از پس کارا بر اومدی.گزارش
2 | 0
get your shit together١٧:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢١خودت از پس کارات بر بیا. کاراتو راست و ریس کن.گزارش
12 | 0
crowdsourcing١١:١٦ - ١٣٩٩/٠٧/٢١کمک جمعی. کمک مردمی. تامین منابع از طریق مشارکت عمومی.گزارش
14 | 0
thing١٩:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠بعد از اسم اشخاص میاد میشه "مسئله، قضیه". . . مثل Ali thing. . . که میشه مسئله علی. یا میشه "رفتار، منش، خوی. . . یا یدونه "ی" به آخر اسم ها اضافه م ... گزارش
32 | 1
fat tip١٨:٢٨ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠پاداش بزرگ انعام درشتگزارش
2 | 0
tagalong١١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠سرخود رفتنگزارش
5 | 1
taken guts٠٧:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠دل و جرات داشتن خایه داشتنگزارش
0 | 0
ursula١٨:٠١ - ١٣٩٩/٠٧/١٩جادو کردن اسپانیاییگزارش
0 | 0
rocky١٧:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٩صفت عین سنگ محکم و استوار محکمگزارش
12 | 1
mad dogging١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٩خیره شدن به کسی با خشم با نگاهِ خیره کسی رو آزار دادنگزارش
0 | 0
bring down a peg١٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٩شاخش بشکنه غرورش له بشهگزارش
2 | 0
mad dog١٢:٤٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٩خیره شدن به کسی با خشم با نگاهِ خیره کسی رو آزار دادنگزارش
5 | 0
maddogging١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/١٩خیره شدن با نگاهِ خیره آزار دادنگزارش
0 | 0
be brought down a peg١٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٧/١٩شاخش بشکنه غرورش له بشهگزارش
0 | 0
culero١١:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/١٩asshole اسپانیاییهگزارش
0 | 0
tripping١١:٣٢ - ١٣٩٩/٠٧/١٩رفتار ناپسندگزارش
9 | 1
twisted١٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٨طفره رفتنگزارش
9 | 1
the morning after١٢:١١ - ١٣٩٩/٠٧/١٨"اثرات بجا مونده از دیشب" ( مثلا شب قبل مهمونی یا پارتی سکسی بوده ) اثراتی که فردا صبح داره مثل:خماری، سردرد، توهم، یا یه شخص تصادفیه که کنار تخت شم ... گزارش
0 | 0
morning after١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٨"اثرات بجا مونده از دیشب" ( مثلا شب قبل مهمونی یا پارتی سکسی بوده ) اثراتی که فردا صبح داره مثل:خماری، سردرد، توهم، یا یه شخص تصادفیه که کنار تخت شم ... گزارش
0 | 0
breaking even٢١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٧یر به یر شدنگزارش
9 | 0
break even٢١:٠٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٧یر به یر شدنگزارش
14 | 0
tv time out١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٧وقفه تلویزیونی، وله تبلیغاتیگزارش
0 | 0
weak١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/١٦یسری جاها "بهانه" هم معنی میدهگزارش
9 | 1
hiking١٢:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٦افزاییش، صعود، بالا بردن. . . مثال:hiking rents افزایش اجاره بهاگزارش
12 | 2