مجتبی م

مجتبی م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ambassador٠٨:٠٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤سفیر، ترویج دهنده، مروج، مبلغگزارش
14 | 1
sourcing٠٧:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤تامین منابع مالی مثلا از طریق کارای تبلیغاتی، یا اجاره دادن یا. . .گزارش
7 | 1
bottled up grief١٨:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢غم تو سینهگزارش
2 | 1
bingo١٧:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢ایول زدی به هدفگزارش
18 | 1
irl١٧:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢تو فضای حقیقی تو فضای واقعی ( در مقابل فضای مجازی ) تو دنیای واقعی.گزارش
2 | 1
big thing١٣:١٢ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢چیز مهم، اهمیت داشتنگزارش
0 | 1
give a crap١٢:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢اهمیت دادنگزارش
12 | 1
chill١٠:٢٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢از سطح چیزی کاستن. . . مثلا اگه بین دوست دختر و دوست پسر باشه میش رابطه رو کمتر کردن یا کمتر همدیگه رو دیدنگزارش
28 | 4
intelligence١٠:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢فهم، شعور، درکگزارش
16 | 1
macho١٠:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢مردونه رفتار کردن، فردین بازی، غیرتی بازی، گزارش
21 | 2
look at you٠٩:٣٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٢چه وضعی. این چه وضعیه، عجب قیافه ای، عجب تیپی، چه قیافیه ایه.گزارش
9 | 1
kiki١٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢١کیکی:دختری خجالتی که تو دلش وابسته یه پسریه و ازش آسیب دیده ولی به هرکی میبینه حفظ ظاهر میکنه و لبخند میزنه. کیکی: دختر سکسی که عاشق قرار گذاشتن با ... گزارش
39 | 1
dabbled١٢:٣٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠به چیزی متوسل شدن کاریو امتحان کردن حرکتی رو باور کردن سراغ کاری رفتنگزارش
5 | 1
stank face١٢:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٠چهره اخموگزارش
2 | 1
what the hell is going on١٧:٥٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٩نمیدونم چه خر تو خریهگزارش
14 | 1
gacho٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٩رفتار زشت، رفتار مزخرف، رفتار شرم آورگزارش
0 | 1
baby girl١٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٨دختر نازم دختر نازنینم نانازم نازنینمگزارش
23 | 1
party١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/١٨اگه به همراه اسم بیاد. . . میشه: دور هم جمع شدن واسه انجام اون کارگزارش
5 | 1
poster party١٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٨برای طراحی پوستر دور هم جمع شدنگزارش
0 | 1
chingoncita١٠:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٨a little badassگزارش
0 | 1
fucking random٠٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٨یه آدم از خدا بیخبری که میاد همه چیو گند میزنه میره. یه آدمی پست/ناشناس/بد ذات که میاد گند میزنه به همه چی.گزارش
0 | 1
turnover٠٨:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٨حجم فروش حجم مصرف گردش مالیگزارش
18 | 1
chilling٠٨:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٨یخ یخ بودن، سرد بودن ( مثل نوشیدنیها )گزارش
2 | 1
hot mess١٩:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٧کسی که از نظر جنسی جذاب و از نظر روانی شخصیتی آشفته یا مشکل دار دارد. یه آدم داغون جذاب.گزارش
2 | 1
instruction١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٨/١٧ساختار، سازه. . .گزارش
0 | 1
stocking١٠:١١ - ١٣٩٩/٠٨/١٧تامین کالا و لوازمگزارش
7 | 1
creep٠٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٧دزدکی خوابیدن با یکی، خیانت کردن، . . .گزارش
5 | 1
crazy٠٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٧با عقل جور در نیومدن، تو عقل نگنجیدنگزارش
5 | 2
me too١٧:٣٦ - ١٣٩٩/٠٨/١٥کسی که مورد اذیت جنسی قرار گرفتهگزارش
14 | 7
fast١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/١٥اگه جنسی باشه میشه . . . "روزه پرهیز از رابطه جنسی". "روزه داری جنسی". یعنی طرف به این قصد نیت میکنه که دیگه برا مدتی سکس نکنه.گزارش
25 | 5
time capsule١٢:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٥جعبه اقلام و وسایل یادگاری - - - ( که در طول زمان نگهداری میشه واسه آینده ) . یه جعبه ای که توش مثلا اسباب بازی یا چیزهای خاص از قدیم توش نگهداری میک ... گزارش
18 | 1
gall١٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٥جسارت، جسور، جسورانه، بی شرمی، بی باکی چشم سفیدی، وقاحت، پررویی، بی حیاییگزارش
9 | 1
thirsty١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٤تو رابطه جنسی معنایی که میده اینان: فشار آوردن برای سکس کردن، مشتاق سکس بودن، عطش سکس داشتن، بیش از حد سکس خواستن. . .گزارش
18 | 2
post session١٨:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٤احساسات عاطفی بعد سکسگزارش
0 | 1
DM١٧:٥٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٤تو اینستاگرام همون Direct Message یا دایرکت دادنگزارش
64 | 1
indie local١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٤موسیقی محلیگزارش
0 | 1
chakra١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٤مراکز انرژی در بدن انسان یا هر چیز دیگریگزارش
5 | 1
broke١٨:٠٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٣Arydago گفتش درسته. نمیدونم کی از کجا بیخبر دیسلایک زده. به معنی خراب شدن یا از کار افتادن هم میده. مثل رادیویی که شکستش و دیگه کار نمیکنه. افتاد؟ ... گزارش
14 | 5
ornithology١٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٣پرنده شناسیگزارش
9 | 1
dreadlocks١٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠٨/١٣مدل مو بافته مکزیکی یا آفریقاییگزارش
12 | 1
boluda١١:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٣jerk خطاب بصورت بیشعور، اُسکُل. . .گزارش
0 | 1
valentina١٠:٠٣ - ١٣٩٩/٠٨/١٣سس تند از برند والنتیناگزارش
0 | 1
backlog٠٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٣تلمبار شدن رو همگزارش
9 | 1
hemorrhaging money١٨:٥٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٢از هر طرف ضرر دادنگزارش
2 | 1
hemorrhage money١٨:٥٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٢از هر طرف ضرر دادنگزارش
2 | 1
moving on up١٨:١١ - ١٣٩٩/٠٨/١٢رو به جلو رفتن پشرفت کردنگزارش
2 | 0
soda gun١٨:٠٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٢نازل مشروب ریز. ( یچیز شبیه نازل پمپ بنزین )گزارش
0 | 0
bar gun١٨:٠٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٢نازل مشروب ریز. ( یچیز شبیه نازل پمپ بنزین )گزارش
0 | 0
marinated١٧:٢٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٢چاشنی دار، طعم دارگزارش
12 | 0
soft open١٧:١٧ - ١٣٩٩/٠٨/١٢افتتاحیه ساده مکانیگزارش
5 | 0