مجتبی م

مجتبی م

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



signature drink١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٦مشروب امضادارگزارش
2 | 0
appointment١٤:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٣نوبت قبلی وقت قبلی وقت قبلی تعیین شده نوبت پزشکی وقت تعیین شده دکتر نوبت مطب وقت قبلی مطبگزارش
32 | 0
poking١٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٣سوزن زدنگزارش
9 | 0
maga١٨:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/١١طرفدار ترامپگزارش
12 | 0
broken tongue١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥لهجه متفاوت. با لهجه. زبان بیگانه زبان متفاوتگزارش
5 | 0
second generation١٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥زادگاه دوم جای دیگری غیر از وطن متولد شدنگزارش
2 | 1
barback١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢متصدی بار پیشخدمت بارگزارش
5 | 0
i mean it١٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/٠١علاوه بر گفته های دوستان بالا میشه گفت: "هیچ هدف و مقصودی توش نبود" "هیچ قراری نبود" گزارش
18 | 1
chancla١٢:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٣٠دمپایی صندلگزارش
2 | 0
amish١٣:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٢٨فرقه مسیحی هست که هنوز سنتی زندگی میکنند و مدرنیتیه رو قبول ندارن. میشه به آدم آمیشی همون قرن بوقی رو نسبت داد.گزارش
34 | 0
you're killing me١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٨داری منو دیوونه میکنی. باور نمیکنم.گزارش
2 | 1
killing me١٢:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٨منو دیوونه میکنی. باور نمیکنم. دست میندازی منو. کُس گیر آوردی منو.گزارش
9 | 1
you are killing me١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٨داری منو دیوونه میکنی. باور نمیکنم.گزارش
2 | 0
chones١٩:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦شورت لباس زیرگزارش
2 | 0
carnala١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٦buddy brother sister اسپانیاییگزارش
2 | 0
chingo١٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٦bunchگزارش
2 | 0
cocktail attire١٧:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٦لباس رسمی برای جشن ها و مراسم ها بهش میگن لباس کوکتیلگزارش
2 | 0
spotting١٤:١٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٤پول قرض دادن وام یا تسهیلات مالی دادنگزارش
2 | 1
au jus١٨:٢٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٢آبِ مرغ یا آبِ گوشت آبی که حاصل پختن مرغ یا گوشت در آب هستش رو میگن.گزارش
2 | 0
fermenting١٨:١٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٢برای توصیف باشه میشه دم کردن طرف یا بوی ترش دادن طرف بو اومدن طرف بو عرق دادن طرفگزارش
2 | 0
duty١٦:٥٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٢دریکسری جا به معنی "خدمت سربازی".گزارش
2 | 0
autobiographical١٦:٥١ - ١٤٠٠/٠١/٢٢مطابق با زندگی خود مطابق با سرگذشت خودگزارش
5 | 0
my girl١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٢دوست دختر زید عشقگزارش
39 | 4
latinx٠٩:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٢آدمی لاتین تبار با جنسیتی خنثی.گزارش
21 | 0
gente fier١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠١/٢١افراد ثروتمند رو جایی جمع کردن و فقرا رواز اونجا روندن. بهGentrification مراجعه کنید تو ویکیپدیای فارسیگزارش
0 | 0
gente fiers١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١افراد ثروتمند رو جایی جمع کردن و فقرا رواز اونجا روندن. بهGentrification مراجعه کنید تو ویکیپدیای فارسیگزارش
2 | 0
gentrifier١٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠١/٢١ افراد ثروتمند رو جایی جمع کردن و فقرا رواز اونجا روندن. بهGentrification مراجعه کنید تو ویکیپدیای فارسیگزارش
2 | 0
vigilante١٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٢١آدمای پارتیزانی آدمای اعتراضی آدمای شورشی آدمای اعتصاب کننده اگه در قالب گروه فعالیت کنن میشه گروه های بیداری، آگاهی دهنده، شورشی، اعتصاب گرا. . . .گزارش
12 | 0
too much for comfort١٧:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١نگرانی و ناراحتی برای رابطه نزدیک یا وابستگی زیاد داشتنگزارش
0 | 0
too close for comfort١٧:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٢١نگران از وابستگی و دلبستگی و راحتی و دوست داشتن زیاد با چیزی یا با کسی. مثلا من انقد به طرف دلبستم که میترسم یه روزی بره و منو داغون کنه. در واقع نگ ... گزارش
2 | 1
dykey٠٩:٢٥ - ١٤٠٠/٠١/٢١صفت کنایه ایی به لزبین بودن طرف. گزارش
0 | 0
processy٠٩:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٢١پیچیدهگزارش
0 | 0
fairy light١٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/١٩ریسه لامپگزارش
0 | 0
coconut١٧:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/١٩آدم از بیرون قهوه ای پوست ولی از داخل سفیدِ ( عین نارگیل ) . مثل مکزیکی هایی که تو آمریکا هستن. "مکزیکیه سفید پوست". "مکزیکیه آمریکایی شده یا مکزیک ... گزارش
9 | 1
stand١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/١٨اگه مفهوم جمله بازار و این چیزا باشه معنیش میشه "غرفه"گزارش
14 | 1
hell١٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/١٨؟How the hell did you find me دهنتو سرویس چطوری پیدام کردی؟گزارش
18 | 0
chore wheel١٩:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/١٧تقسیم وظیفهگزارش
0 | 0
county register١٩:٣٦ - ١٤٠٠/٠١/١٦ثبت احوال شهرستانگزارش
0 | 0
night crawler١٧:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/١٦رجوع شود به ترجمه ابوالفضل تاری کسایی که شبا بیشتر میرن پارتی یا کلاب یا مهمونی.گزارش
0 | 1
swap meet١١:٤٠ - ١٤٠٠/٠١/١٦بازار کهنه فروشانگزارش
2 | 1
contesting١٣:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/١٤رقابت کردن جنگیدن و بچنگ آوردنگزارش
0 | 0
wavy١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠١/١٢تلو تلوگزارش
2 | 1
brown man٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/١٢اشاره به مرد مکزیکی یا لاتین دارهگزارش
0 | 0
any day٠٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/١٢تحت هر شرایطیگزارش
14 | 0
human resources٠٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٢کوتاه شدهی کلمه hood rat هم میتونه باشه.گزارش
0 | 1
it's either black or white with you٠٩:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/١٠اشاره به سختگیر بودن طرف دارهگزارش
0 | 0
anti gentrification١٣:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٥ضد سرمایه داری ضد اشرافی گریگزارش
0 | 1
table١٤:٣٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧به تعلیق دراوردن مسئله ای به تعویق انداختن مسئله ای به تاخیر انداختن مسئله ای بحث کردن راجب مسئله ای رو ول کردن و به عقب انداختنگزارش
9 | 3
salty١١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤شوخ طبع ناراحت عصبانی کینه گرفتن بد شدنگزارش
16 | 1
strategist٠٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤متخصص توسعه و گسترش و برنامه ریزگزارش
9 | 1