ساینا پناهی

ساینا پناهی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



local١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠١/١٣محلی، بوممی، فرعی، در سطح محللی، داخلی، . . .گزارش
16 | 1
میعان١٥:٥٨ - ١٣٩٨/١١/١١تبدیل گاز به مایع. مثلا اگه یه قوری رو بذاریم جلوی پنجره ، پنجره بخار می کنه و روی اون قطره های آب رو می تونیم ببینیم. به این عمل هم میعان می گیمگزارش
12 | 1
مهراوه١٧:٣٧ - ١٣٩٨/١٠/٣٠الهه آفتاب، کسی که به سوی آفتاب میره،گزارش
14 | 1
mysterious١٤:١٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٦مخفی، راز آلود، رمز آلود ، مرموزانه، مرموز، اسرار آمیز، مبهم، پنهان، راز مخفی شده و پنهان، و از این حرفااااااگزارش
51 | 2
graffiti١٤:١٠ - ١٣٩٨/١٠/٢٦نقاشی کردن روی دیوار، نقش نگاری روی دیوار یا جاهای عمومی، رنگ آمیزی روی دیوار، کشیدن روی دیوار،گزارش
9 | 1
phrases١٣:١٧ - ١٣٩٨/١٠/٢٦عبارات، عبارت ها، کلمات، اصطلاحات، متن، نوشته،گزارش
53 | 2
have١٣:٠٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٦مالکیت، کاری که باید انجام شود، شدن، داشتن، مثلا I have to speak Englishیا I have a library یعنی من یک کتابخونه دارم ولی قبلی معنیش اینه که من باید ... گزارش
9 | 2
develops١٦:١٨ - ١٣٩٨/١٠/٢٣توسعه یافتن، رشد کردن، پیشرفت داشتن، منم یازده سالمه عاشقتونم، بابایگزارش
18 | 3
introductory١٥:١٤ - ١٣٩٨/١٠/٢٢مقدماتی، مرحله ی مقدماتی، آغاز، آغازینگزارش
5 | 1
source١٤:٤٥ - ١٣٩٨/١٠/١١منبع، یر چشمه، چشمه، سرمابه، دلیل، سببگزارش
7 | 1
equipment١٤:٤١ - ١٣٩٨/١٠/١١وسایل مورد نیاز ، تجهیزات ، مواد اولیهگزارش
18 | 1
generate١٤:٣٩ - ١٣٩٨/١٠/١١ایجاد شدن ، پدید آوردن ، حاصل شدن، زاییدن، تولید کردن ، تهیه کردن ، ساختن ، به وجود آوردن ، آماده کردن ، 😍😘😘گزارش
28 | 1
predict١٤:٣٢ - ١٣٩٨/١٠/١١To say what will happen in futureپیش بینی کردن، قضاوت کردن😎گزارش
16 | 2
bachelor١٥:٠٣ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩لیسانس، درجه ی لیسانس، یا اینکه زن یا مردِ مجرد، کسی که ازدواج نکرده، من دوازده سالمه😍گزارش
28 | 2
saucer١٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩نعلبکی، زیرفنجانی، بشقاب کوچیکی که می داریم زیر فنجون، بشقاب کوچولو،گزارش
16 | 1
shut up١٨:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٥ساکت شو، سکوت به جا بیار، سکوت کن، خفه شو، بسکن،گزارش
16 | 1
community١٨:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٥اجتماع ، مردم جمعیت، جماعت، جمعگزارش
32 | 0
chores١٨:٢٨ - ١٣٩٨/٠٩/٢٥کار های که آدمو شاد می کنه طبق برنامه تکالیفگزارش
2 | 6
elderly١٨:٢٧ - ١٣٩٨/٠٩/٢٥معدبانه ی oldگزارش
32 | 1
elderly١٨:٢٦ - ١٣٩٨/٠٩/٢٥پیر، قدیمی، کهنه، مسن، سالمند،گزارش
12 | 1
grow up١٤:٥٩ - ١٣٩٨/٠٩/١٨بزرگ شدن به سن بزرگی رسیدن رشد کردن گزارش
12 | 1
experience١٧:٤٤ - ١٣٩٨/٠٩/١٣تجربه. تجربه داشتن چیزی. به معنی تحمل هم می شده بچه ها جونگزارش
21 | 6
دیوانه١٦:٣٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣عاشق، شیدا، دیونه، مجنون، ⁦🏳️‍🌈⁩گزارش
23 | 1
hello١٨:٤٥ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢فقط آبی هر کی پرسپولیسی ها اسکله⁦گزارش
53 | 19
child labor١٥:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٠١کودکان کار بچه های فقری که شغل دارندگزارش
12 | 1
discuss١٥:٤٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠١بحث کردن. . . . . حرف زدن. . . . . به اشتراک گذاشتنگزارش
18 | 1
track١٥:٣٨ - ١٣٩٨/٠٩/٠١راه. اثر. خط. نشان. مسابقه ی دو و میدانی هم می سه بچه های خوب من دوازده سالمه عشقا⁦گزارش
30 | 13
seriously١٥:٣٤ - ١٣٩٨/٠٩/٠١جدی؟ جدا؟واقعا؟راست میگی؟راستکی؟گزارش
34 | 1
vacant١٥:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٧خالی. تهی. پوچ. جای خالیگزارش
2 | 1
stupid١٥:٥١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣اسکل نفهم خنگگزارش
34 | 1
stylish١٥:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣شیک پوش رو مد مدرن فشنگزارش
12 | 1
stylish١٥:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣خوش تیپگزارش
12 | 1
ignorant١٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣بی توجه برای چیزی مهم نیست بی خیال خونسردگزارش
9 | 1
worthless١٥:٤٤ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣به درد نخور بی ارزش بیهودهگزارش
7 | 0
stylish١٥:٤١ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣رو مدگزارش
12 | 1
stylish١٥:٤٠ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣شیک پوش شیک رو مدگزارش
14 | 1
stylish١٥:٣٩ - ١٣٩٨/٠٨/٢٣شیک پوش خوش تیپ رو مد fashionableا خوش سلیقه شیک لباسی که توی تن خوشگلهگزارش
18 | 1