احمد درفشدار

احمد درفشدار

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



concentration١٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٢١برهم فشردگی، برهم افزایش، تراکمگزارش
14 | 1
ostracise١٥:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠طرد کردنگزارش
9 | 0
irrelevance١٣:٢٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠بی اهمیت بودن در موقعیت خاصگزارش
12 | 0
ring١١:٠٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٢مورد آقا/خانم سجاد نادرست است زیرا زنگ ردن در شیمی corrode استگزارش
9 | 1
ring١٠:٥٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٢حلقه زدن، گرد آمدن، دور چیزی دایره کشیدنگزارش
9 | 1
truck٢٣:١٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٠have/hold/want no truck with somebody/something امتناع از درگیر شدن با کسی یا پذیرفتن ایده ایگزارش
2 | 1
parapsychologist٢١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩فرا روان شناسیگزارش
0 | 1
reassert١١:٥٥ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩توان دوباره یافتنگزارش
5 | 0
dismissal١٩:٢٢ - ١٣٩٩/٠٧/٠٧خلع یدگزارش
5 | 0
indivisibly١٨:٤٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٥بطور جدایی ناپذیریگزارش
2 | 0
amalgamate٢٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢تلفیقگزارش
7 | 0
ritualistically٢٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢تشریفاتیگزارش
0 | 0
permissiveness١٩:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠١great or excessive freedom of behaviour ( ولنگاری )گزارش
7 | 0
pronounce٠٠:٥٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩رسماً درستی چیزی را اعلام کردن، اعلام معتبر بودن چیزیگزارش
14 | 0
interaction٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٦/٢٦اندرکنشگزارش
5 | 1
arrogance٢١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٦/٢٠استکبارگزارش
12 | 0
ancestors١٧:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٨واژه اعقاب در اینجا درست نیست، لطفاً حذف شودگزارش
23 | 0
articulate٢٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٥بیان کردن، مفصل بندی کردن، عینیت بخشیدن، انسجام بخشیدن، پی افکندنگزارش
16 | 0
assimilation٢٣:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/١٤( فرهنگ ) مال خود سازی، بنام خود کردن، مصادره کردنگزارش
5 | 0
infallibility٢٠:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٤عصمتگزارش
2 | 1
nonbinding١٧:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩بی اعتبار، بدون فشار یا الزام قانونیگزارش
9 | 0
milestone١٧:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/٠٧متاسفانه در حرفه مهندسی معادل متداول همان مایلستون استگزارش
12 | 4
master٢٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥بالادست ( صفت )گزارش
9 | 0
skid١٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠٦/٠٥تکیه گاهی ( از جنس چوب یا فلز ) برای سوار کردن تجهیزات قابل حمل. به تجهیزات نصب شده روی این گونه تکیه گاه ها skid - mounted گفته می شودگزارش
5 | 1
tag١٩:٢٦ - ١٣٩٩/٠٦/٠٤تگ ( tag ) برچسبی است که چسبانده نمی​شودبلکه بصورت منگوله یا اویخته استفاده میشودگزارش
28 | 0
boilerplate٢٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٥/٣١Boilerplate is a term used in legal contexts, but it originates in engineering. A rating - plate containing standard text was required to be attached ... گزارش
2 | 0
mentee١٩:٥٢ - ١٣٩٩/٠٥/٣١مریدگزارش
9 | 0
rebrand١٦:٥١ - ١٣٩٩/٠٥/٣١تغییر نام تجاریگزارش
7 | 1
assemblies١٦:٣٠ - ١٣٩٩/٠٥/٣١مجموعه ای از ماشین آلات روی هم سوار شدهگزارش
9 | 0
gubbins١٦:٢٨ - ١٣٩٩/٠٥/٣١یک شیئ بی ارزش یا کم ارزش، یک دستگاه کوچک، یک آدم احمقگزارش
2 | 0
operability١٨:٢٤ - ١٣٩٩/٠٥/٣٠قابلیت بهره برداری ( کارخانه )گزارش
2 | 0
hits the shelves١٥:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢٩در معرض فروش، آماده برای فروشگزارش
0 | 0
trial١٦:٠٥ - ١٣٩٩/٠٥/٢٥راه اندازی آزمایشی ( trail run )گزارش
18 | 1
debottlenecking١٥:٣١ - ١٣٩٩/٠٥/٢٥رافع بن بست، رافع راه بندان ( صفت )گزارش
0 | 0
contribution٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/٠٥/٢٠یاری​ بهرگزارش
14 | 1
doggie١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/١٩هاپوگزارش
7 | 0
demonstration٢٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٥/١٧اثبات تجربی و عملی، اثبات از راه نمایشگزارش
51 | 1
fecklessness٢٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٥/١٧بی ارزش بودن به دلیل ناتوان بودن و ناکارآمد بودنگزارش
2 | 0
unexciting٢٣:٠٦ - ١٣٩٩/٠٥/١٦عاری از هیجانگزارش
7 | 1
heuristic١٥:٤٦ - ١٣٩٩/٠٥/١٦دریابش ( به روایت مترجم کتابی از دانیل کاهنمن )گزارش
9 | 1
funny٢١:٤١ - ١٣٩٩/٠٥/١٥شوخ طبعگزارش
16 | 1
unfolding١٨:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/١٢در حال وقوعگزارش
51 | 1
mobilise١٨:٢٣ - ١٣٩٩/٠٥/١٢پشتیبانی، مصرف منابع، تدارک دیدن، تسهیل جابجاییگزارش
2 | 1
vicarious٢٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢چو عضوی بدرد آورد روزگاز دگر عضوها را نماند قرار احساس ( خوب یا بد ) فردی که خود را بجای فرد دیگری تصور کندگزارش
7 | 1
overwhelmed٢٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢درمانده، از پا درآمدهگزارش
39 | 1
vicarious trauma١٧:٢٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢آسیب جانبیگزارش
2 | 1
first responder١٧:٠١ - ١٣٩٩/٠٥/٠٢امدادگر خط مقدمگزارش
5 | 0
compassion fatigue٢٣:٠٩ - ١٣٩٩/٠٥/٠١if you are suffering from compassion fatigue, you have stopped feeling sympathy for people and do not want to give any more money to help them, becau ... گزارش
9 | 0
ground٢٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٤/٣١ground yourself به معنی ایجاد توازن جسمانی، روانی و انرژی در خود استگزارش
18 | 1
stake٢١:٠٥ - ١٣٩٩/٠٤/٣٠مخاطرهگزارش
28 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده