برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

احمد درفشدار

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 گونيا ١٤٠٠/٠١/٢٧
|

2 گماردن به ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

3 گماشتن او به . . . ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

4 عصبيت (ابن خلدون) ١٤٠٠/٠١/١٩
|

5 فاعليت ذهن ١٤٠٠/٠١/١٥
|

6 چيزانگاري ١٣٩٩/١٢/٢٨
|

7 توانمندي ادراك حسي ١٣٩٩/١٢/٢٧
|

8 دانش رشته ١٣٩٩/١٢/٢٥
|

9 راز زدايي از عالم ١٣٩٩/١٢/١١
|

10 تدبير ١٣٩٩/١٢/٠٣
|

11 از پيش مسلم دانستن ١٣٩٩/١١/٣٠
|

12 پيش فرض ها ١٣٩٩/١١/٣٠
|

13 تبرک، تيمن ١٣٩٩/١١/٢٩
|

14 دانشورانه ١٣٩٩/١١/١٩
|

15 شتابزدگي ١٣٩٩/١١/١٧
|

16 قالب ١٣٩٩/١١/٠٦
|

17 (دين و عرفان) امر قدسي ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

18 خيالبافي ١٣٩٩/١٠/٢٣
|

19 عرفان (لامکان) ١٣٩٩/١٠/٢١
|

20 ابدي، بي زمان ١٣٩٩/١٠/٢١
|

21 متألهه ١٣٩٩/١٠/١٣
|

22 (فلسفه) خرده انگاري ١٣٩٩/١٠/١٣
|

23 شک گرايي ١٣٩٩/١٠/١٢
|

24 ابطال پذيري ١٣٩٩/١٠/١٢
|

25 عقلي، عقل يافتي ١٣٩٩/١٠/١١
|

26 square (something) with something
توافق داشتن (چيزي) با چيز ديگر
١٣٩٩/١٠/١١
|

27 راسخ، پايدار ١٣٩٩/١٠/٠٤
|

28 ضربه گير روي سپر خودرو ١٣٩٩/١٠/٠٣
|

29 نفي کننده ١٣٩٩/١٠/٠٢
|

30 چينه اي ١٣٩٩/١٠/٠١
|

31 مخدوش کردن ١٣٩٩/٠٩/٢٧
|

32 دوگانه انگار (پيشنهاد قبلي اصلاح شود) ١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

33 قبل از هرچيز، در مرحله اول ١٣٩٩/٠٩/٢٤
|

34 دوري، دور باطل (در استدلال منطقي)
می گوییم اگر ادعای مطرح شده در نتیجه گیری يک استدلال به نوعی در مقدمات آن ظاهر شود ، اين استدلال دوری بوده و باط ...
١٣٩٩/٠٩/١٩
|

35 جاودان خرد ١٣٩٩/٠٩/١٥
|

36 شالوده شکني ١٣٩٩/٠٩/١٤
|

37 جاودان خرد ١٣٩٩/٠٩/١٢
|

38 حکمت خالده (فلسفه و عرفان) ١٣٩٩/٠٩/٠٩
|

39 همه خدا گرا ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

40 نيست انگاري جهان، انکار وجود ما سوي الله ١٣٩٩/٠٩/٠٧
|

41 دو طرفه، متقابل ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

42 ئوگانه انگار ١٣٩٩/٠٩/٠٦
|

43 حالات امور ١٣٩٩/٠٩/٠٤
|

44 Sensory Modalities
A sensory modality (also called a stimulus modality) is an aspect of a stimulus or what is perceived after a stimulus. The term ...
١٣٩٩/٠٩/٠٣
|

45 آدم بدخُلق ١٣٩٩/٠٨/٢٩
|

46 مُميّز ١٣٩٩/٠٨/٢٦
|

47 سوژه، فاعل شناسا، فاعل ذهن، برابرايستا ١٣٩٩/٠٨/١٦
|

48 دوري (در استدلال( ١٣٩٩/٠٨/١٣
|

49 سنجش و ارزيابي (شفاهي يا کتبي) ١٣٩٩/٠٨/١٢
|

50 ويژگي حرکت رفت و برگشتي (مانند پيستون موتور احتراقي) ١٣٩٩/٠٨/١١
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 connotation
• A good dictionary will give us the connotation of a word as well as its denotation.
• یک فرهنگ لغت خوب مفهوم یک کلمه و همچنین دلالت آن را به ما عرضه ميدارد
١٣٩٩/٠٤/٢٠
|

2 account
• I can account for every dollar I spent.
• براي هر دلاري که خرج کردم مي توانم توضيح دهم
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

3 account
• Her illness accounts for the paleness of her skin.
• بيماري او توجيهي براي رنگ پريدگي او است
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

4 account
• I can't account for her feelings toward this horrible man.
• نمي توانم احساسات او (مؤنث)را نسبت به اين مرد گستاخ و نامهربان توجيه کنم
١٣٩٩/٠٤/٠٤
|

5 bear on
• The king tried to bring his influence to bear on the parliament.
• پادشاه تلاش کرد تا با نفوذ خود پارلمان را بدست آورد
١٣٩٩/٠٢/٢٩
|

6 walker
• I am a slow walker, but I never walk backwards.
• من رهروي آهسته هستم، ليکن هرگز به عقب باز نمي​گردم.
١٣٩٩/٠٢/٢٧
|