پیشنهادهای دارا بهفر (٥٥)
دَستورِ زَبان درسته و زَبان دَستور. دستورزبان اگر این جوری روی هم نوشته بشه نادرسته. شیوه ی درست این هست که اگر دستورِ زبان می گیم، اون ِ هزینه ی ب ...
اِعلَم: بِدان
فکر: اَندیشه، thought
رقص، dance: وَشت ( پارسی تبار ) رقصیدن، to dance: وَشتَن
موسیقی، موزیک، music: خُنیا پارسی تبار و کوتاه است. برای واژه سازی نیز کارآ است.
وَشت خُنیا، خُنیایِ وَشتی وَشت: رَقص، dance خُنیا: موزیک، موسیقی، music
وَشت بیرخُنیا، بیرخُنیایِ وَشتی، خُنیایِ بیریِ وَشتی: electronic dance music وَشت: رَقص بیر: بَرق خُنیا: موسیقی هر سه واژه ی به کار رفته پارسی اند.
تلخ می کند
یَقُضُّ: بَر هَم می نِهَد
پِیوَند
پَرموز
درانتظاری، انتظارکشی
در انتظار بودن، انتظار داشتن
مُصِر: پافِشاریگَر
خودکشانه همین.
ناهم گون. گون هم میشه جنس. ناهم جنس. یا همون �متفاوت� و �غیر مشابه�
اگر حوصله و توان باشد ( پیش بیاید )
دَد از پارسیِ میانه ی dad می آید به معنای جانورِ وحشی. منش نیز به معنای شخصیت است. پس اندرهم می شود کسی که شخصیتی وحشی و مانندِ جانورانِ وحشی دارد. ...
دَد از پارسیِ میانه ی �dad� می آید به معنای جانورِ وحشی. منش به معنای شخصیت است. ـانه پسوندِ صفت سازی است که همانندی را نشان می دهد. پس روی هم می ...
وجوب: بایَستِگی واجب: بایَسته
واگیری مسر میشه واگیر مسری میشه واگیری کسانی که گفته اند مسری میشه واگیر، می شه بگید پس اگر مسری میشه واگیر پس مسر چی میشه؟!
واگیر
کوته گویانه
جمله واژه ای که استاد محمد حیدری ملایری برای برابر جمله ساخته اند.
تارنَما web = تار view = نَما
درود خداوند ( و سلام او ) بر او و خاندانش باد
خداوند توبهٔ او را بپذیرد
�و هیچ چیز دنیاوی با من نبود الا دو سَلّه کتاب� - ناصرخسرو، سفرنامه، ص۳۲۶
نگوید تا به رویش ننگرم من نه چون هر ژاژخای بادساری - نارخسرو
دوستان اگر سخت گیریِ کمی داشته باشیم، �وبگاه� خوبه. وب رو بیگانه میذاره و فقط site رو می کنه �ـگاه� که درست هم هست. اگر سخت بگیریم، بهترین برابر پار ...
همچنین ناصرخسرو: به فرزند شادم ز پیری پراندوه توام هم غم الفنج و هم غمگساری
برابرِ پارسیِ ذی شعور ( sentient ) : سُهِشمَند کسی که دارایِ سهش است. بنگرید به �سهش�
غیرواقعی = ناراستین واقعی = راستین غیر - = نا - هرچیزی که راستی در ساختش به کار نرفته باشه نادرست یا اضافی هست. پیشنهادهای دیگران در اینجا همگی ن ...
�جعلی� = �برساختین� ( صفت ) �جعلی� نمی تواند �برساخته� برابر نهاده شود، زیرا جعلی صفت است و برابری که فرهنگستان گویا گذاشته یعنی �برساختین� که پسون ...
گرامیان هرچی می گید ولی هیچ گه �وابسته� نگید. اون واژه بیشتر معنای dependent می ده و کسی که نیازمند هست و بدون چیزی یا کسی نی تونه.
بهترین برابر �واژه پرداز� است. برای word = واژه برای processor = پرداز ( پردازنده ) پس واژه پرداز = واژه پرداز جز این اضافه گویی بیش نیست.
صفتی در انگلیسی است که از نام کسی گرفته شده و برای برای آن به پارسی می توان گفت �خودآزارانه�. پس masochistic = خودآزارانه آزارطلبانه اصلا خوب نیست. ...
بهترین واژه برای evolution �دگرگشت� است؛ و نه �فرگشت�. فر را برای بهتر شدن می دانیم و به رسمیت می شناسیم. حال آن که در پدیدهٔ evolution چه از دیدگاه ...
دیدم که این گونه هم گفته اند: �چندان� را به �چندِ آن�، �هَم چندان� را هم به �هَم چندِ آن� گفته اند. اینک این که این معنای راستینش هست یا یه جور دگرگو ...
مورد = فِتاد در مورد = در فِتادِ
به پارسی: سُهِشمَند
دَرآمَد = مقدمه = introduction پیش گُفتار = foreword این دو رو می شه به جای دیباچه به کار برد.
برای �قدر� اگر بخوایم برابری پارسی بذاریم که دیگه جایی به کار نبریمش و منحصر بمونه به یک واژه، �وَرج� بهترین واژه می نماید. چنانچه همهٔ کاربردهای �قد ...
به گمانم این واژه همان �ترگمان� در پارسی میانه باشد که معرب شده. ترجمه نیز باید ترگمه بوده باشد. . .
فَرناسی ( برابری پارسی )
�فَرناس� برابرِ پارسیِ �غافل� است.
�ندانسته� بس است. بیخودی پیچیده اش کرده اید.
نزدیک ترین واژهٔ انگلیسی به این واژه �Bathroom� می نماید.
�دَرآمَد� برابر دقیق و لفظیِ این واژهٔ انگلیسی و نیز �مقدمه� در اَرَبی می نماید. هر دو را همواره می توان درآمد برابرنهاده خواند.
بهترین واژهٔ برابرنهادنیِ پارسی برای �حوله�، �آب چین� می نماید؛ که فردوسی نیز در شاهنامه این واژه رو یاد کرده. پس دارایِ پشتوانهٔ ادبی و فرهنگیِ خوبی ...