نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
puppy: هاپو ( برای کودکان )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
love affair: عشق بازی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
rubber: ک ا ن د و م ( در آمریکا )
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
piave: پیاوه ( نام جنگی ایتالیایی )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
later: تا بعد فعلا خداحافظ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
1989: نام آلبوم پنجم تیلور سوئیفت
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
walk down the aisle: ازدواج کردن مزدوج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
walk down the aisle: ازدواج کردن مزدوج شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
control: اداره کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
create: شکل گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in someone's interest: به نفع کسی بودن به سود یا منفعت کسی ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
clash: درگیر شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
neighboring: اطراف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
neighboring: اطراف
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
follow: در پی. . . به دنبال. . . سپس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tension: اختلافات
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥٠ رای

-
دیکشنری
-
go fuck yourself: برو گورتو گم کن. . . برو هر غلطی م ...
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
period: ختم کلام.
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
make a choice: تصمیم گرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
it's ok: اشکال ندارد عیبی ندارد راحت باش
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
absolutely: خیلی بسیار زیاد واقعا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
resist: نپذیرفتن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
hallmark: نشانه بارز
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
verbal expression: زبان
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
become: تبدیل شدن تغییر کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
systematic: پیوسته
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the graves: گورستان مزار
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
guard against: دچار نشدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonevent: وقایعی که اتفاق نیفتاده است.
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not so long ago: مدتی قبل
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
alpinist: کوهنورد آلپ
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
single panorama: منظری کلی
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relative obscurity: به چشم نیامدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
scarcity: کمبود
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
give a hand: دستی رساندن ( به معنی کمک کردن )
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
now that: چون زیرا
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
calque: گرته برداری
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
raise the alarm: هشدار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
raise the alarm: هشدار دادن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ١٥ رای

-
دیکشنری
-
dubbed: نام گذاری شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
halted: متوقف شده
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
political figure: شخص سیاسی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
call for: تقاضا کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
opportunistic: فرصت طلب
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
virologist: ویروسشناس
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
steadily: پیوسته تدریجی
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
replicate: تکرار کردن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
win out: برنده شدن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
win out: برنده شدن موفق شدن
٢ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
contextual politic analysis: تحلیل سیاسی متکی بر شرایط و زمینه
٢ سال پیش