Dana Ghaffari

Dana Ghaffari دانا غفاری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



مرکز رشد١٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨سازمان نظام مهندسیگزارش
0 | 0
مرکز رشد١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Business incubatorگزارش
0 | 0
business incubator١٧:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨مرکز رشدگزارش
0 | 0
nutrition facts label١٧:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨نشانگر رنگی ( بر روی موادغذایی )گزارش
0 | 0
national center for identification of goods and services١٦:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨مرکز ملی شماره گذاری کالا و خدماتگزارش
0 | 0
business card١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨کارت بازرگانیگزارش
0 | 0
finding١٥:٣٣ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢نتیجهگزارش
5 | 0
mean١٥:٣٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢میانگینگزارش
5 | 0
fight١٩:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٢سعی کردن ( در هر شرایطی به این معنا نیست ) جنگیدن گزارش
5 | 1
taylor swift١٩:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٢شاهکارگزارش
16 | 1
contextual politic analysis١٩:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٢تحلیل سیاسی متکی بر شرایط و زمینهگزارش
5 | 1
win out١١:٠٢ - ١٣٩٩/١٠/٢٧برنده شدن موفق شدن گزارش
5 | 1
undoubtedly١٩:١٢ - ١٣٩٩/١٠/١٧بی گمانگزارش
5 | 1
fleet٢٣:٠٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٨در رفتنگزارش
7 | 1
splash٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٨فورانگزارش
12 | 1
replicate٢٠:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/٠٧تکرار کردنگزارش
7 | 0
steadily٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٧پیوسته تدریجیگزارش
5 | 0
virologist٢٠:٣٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٧ویروسشناسگزارش
2 | 0
opportunistic٢٠:٣٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٧فرصت طلبگزارش
9 | 0
consortium٢٠:٣١ - ١٣٩٩/١٠/٠٧ائتلاف شرکت سازمانگزارش
2 | 0
call for٢٠:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٧تقاضا کردنگزارش
7 | 0
political figure٢٠:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٧شخص سیاسیگزارش
2 | 0
halted٢٠:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٧متوقف شدهگزارش
2 | 0
dubbed٢٠:٢٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٧نام گذاری شدهگزارش
14 | 0
novel٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٧جدیدگزارش
5 | 1
raise the alarm٢٠:٢١ - ١٣٩٩/١٠/٠٧هشدار دادنگزارش
9 | 0
calque١٤:٠٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٧گرته برداریگزارش
2 | 0
now that١٥:٠٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٦چون زیرا گزارش
9 | 0
rib١٣:٢٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٦تیغهگزارش
0 | 0
hungry for١٣:١٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٦تشنه چیزی بودنگزارش
2 | 0
a piece of meat١٢:٥٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٦آدم آشغال آم مزخرفگزارش
0 | 1
good١٢:٤٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٦راحتگزارش
7 | 1
knowledge١٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨شواهد گزارش
9 | 2
hopeless١٨:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨بی اهمیتگزارش
7 | 1
give a hand١٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨دستی رساندن ( به معنی کمک کردن )گزارش
7 | 1
bring to١٢:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧مرتکب شدنگزارش
7 | 1
lapse into١٢:٠٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧ناشی ازگزارش
5 | 1
scarcity١٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧کمبودگزارش
5 | 1
typical١٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧عادی معمولیگزارش
7 | 1
relative obscurity١١:٥١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧به چشم نیامدنگزارش
2 | 1
single panorama١١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧منظری کلیگزارش
2 | 1
alpinist١١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧کوهنورد آلپگزارش
2 | 1
come across١١:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧چشم به چیزی افتادنگزارش
2 | 1
not so long ago١١:٣٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧تا همین اواخرگزارش
9 | 1
not so long ago١١:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧مدتی قبلگزارش
7 | 1
nonevent١١:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧وقایعی که اتفاق نیفتاده است.گزارش
2 | 1
frequently١١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧هرازگاهگزارش
2 | 1
guard against١١:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧دچار نشدنگزارش
5 | 1
the graves١١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧گورستان مزارگزارش
5 | 1
over stimate١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧بالاتر تصور کردن گزارش
5 | 1