نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
full beard: ریش انبوه، ریش کامل
٢ هفته پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lodge a claim complaint: شکایت بردن
٣ هفته پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
one taking over for the other: کاری را نوبتی انجام دادن، We opera ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
air raid siren: آژیر حمله ی هوایی
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
beyond the reach of any words: وقتی کار از این حرف ها گذشته باشد. ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
moral boosting: روحیه بخش They are working under hi ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a half mind to do: _وسوسه شدن از روی عصبانیت _میل شدید ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
complete loss: بدجور کلافه و سردرگم شدن He found h ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
not to brag: تعریف از خود نباشه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shoelace rain: باران بند کفشی به باران های ریز و ت ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make noise of assent: تایید یا همراهی کردن با کسی با درآو ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
snap away: پی درپی عکس گرفتن They thought, I m ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be sneezed: قابل انکار I felt pleasure, childis ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be of some importance: آدم مهمی بودن، چیز مهمی بودن، موضوع ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٦٠٠ رای

-
همه
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lost one's voice: در فارسی محاوره می گویند: "زبون کسی ...
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
goody two shoes: بچه مثبتِ حرف گوش کنِ دست ازپاخطانک ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep pushing the issue: ول کن موضوع نبودن گیر سه پیچ دادن ب ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw tantrum: از کوره در رفتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
throw a lot of tantrums: زیاد از کوره در رفتن
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
by which time: آن زمانی که، آن موقعی که
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
roll film: موقع فیلم لردازی فرمان《حرکت》 به فیل ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
living flame: شعله ی سرکش
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as a sign: به فال نیک گرفتن He saw the stag as ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i really must ask you: گاهی به معنای "واقعا که!" است. بستگ ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
examining commission for the protection of: هیئت بررسی صیانت از
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mirror world: دنیای موازی
١ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
leghorn: حصیری The leghorn hat کلاه حصیری اس ...
١ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hot rubber bottle: کیسه ی آب گرم پلاستیکی
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
set of a movie: سرصحنه ی فیلم، سر صحنه ی فیلم بردار ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shortly thereafter: اندکی بعد
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
certain: ۱ - قطعی، مشخص، بی تردید، بی شک ۲ - ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
critical vision: نگاه انتقادی
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
not to be able to stan somebody: چشم دیدن کسی را نداشتن He never had ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be on a first name basis: یکدیگر را با اسم کوچک صدا زدن They ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in one's place: به جای کسی You can do it in my pla ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so it came to pass: خب، همین طور هم شد، همین اتفاق هم ا ...
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
devil one's supper: چیزخور کردن کسی
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of talent: بی استعداد
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when it all blows over: وقتی آب ها از آسیاب افتاد
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stop flapping your gums: خون خودت رو کثیف نکن
٢ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pharmacy technician: نسخه پیچ داروخانه
٢ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
tend to: معمولا، اغلب، بیشتر
٣ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
middle promise: میان وعده
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
half marble: With Half his/her/tgeir marbles عقل ...
٤ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
god no: نه به خدا
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
continue over: حرف کسی را قطع کردن، وسط کاری پریدن ...
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
midflutter: وسط پرواز
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make jittery with nerves: اعصاب را بهم ریختن
٦ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
towering out: سر به فلک کشیده، سر به آسمان کشیده
٦ ماه پیش
١