پیشنهادهای بهروز ملکی (١٨٩)
شرح کوتاهی از زندگی، کار، شخصیت و . . . یک نفر.
مولفه مهم یا اِلِمان حیاتی
این ناجوانمردانه است.
این به معنای . . .
To put the parts of something in the correct places and join them to each other It took several hours to put the puzzle together
با کلامی موجز
موضوع غالب یک کتاب یا مقاله، سوژه مورد نظر، شخص یا چیزی که مورد تجزیه و تحلیل، درمان یا آزمایش قرار می گیرد.
بدین معنا نیست که. . . .
کاهش دادن - پایین نگاه داشتن
به طور کلی - عموما - در مجموع - روی هم رفته
مع الوصف
اسکان دادن
دیوان عدالت اداری
عاری از تعصبات نژادی
پرونده ای قضایی که به مرگ متهم ختم شده است.
در دادگاه: به جایگاه شهود فراخواندن.
مغالطه تعمیم ناروا : در این مغالطه بدون در نظر گرفتن تمام داده های ارائه شده نتیجه گیری انجام می شود که این نتیجه گیری اشتباه بدلیل توجه نداشتن به تم ...
یافتن . It may take me a while to hunt down the phone number
کلوچه مربایی
پرتاب قوس دار ( کات دار ) در بیسبال
بازی پول: هنر پیروز شدن در یک بازی ناعادلانه در سال 2011 این فیلم به کارگردانی بِنِت میلِر و با بازی بِرَد پیت در نقش بیلی بین از روی این کتاب ساخته ...
When a person is into data to the point of a sexual fetish
در طول دو ران حرفه ای خود ( به ویژه در ورزش حرفه ای )
به دو مسابقه پشت سر هم که بین دو تیم یکسان در یک روز انجام می شود میگویند.
بشارتگران و مبلغان مذهبی
موتور پیشنهاد کننده - موتور توصیه گر موتور توصیه نوعی ابزار فیلتر کردن داده ها است که از الگوریتم های یادگیری ماشین استفاده می کند تا مرتبط ترین موار ...
قلمداد شدن
غرق در پول بیشتری ساختن
شاهکارهایی در این اندازه
محروم کردن از یک فرصت یا شانس
در اکثر مواقع
تعداد یا مقدار زیادی. . . .
قلمداد شدن
وام فوری: مقدار کمی پول است که برای مدت کوتاهی به کسی قرض داده می شود و معمولاً نرخ بهره بسیار بالایی به آن تعلق میگیرد.
ریزبینانه مدیریت کردن
نسنجیده برنامه ریزی شده - با بی دقتی بررسی شده - بر پایه اطلاعات نادرست و باورهای غیر منطقی شکل گرفته
مدارک یا شواهد متضاد
تعداد یا مقدار زیادی . . . . . .
تعداد یا مقدار زیادی . . . . .