مملو بودن از، انباشته بودن از، پر از چیزی بودن ( اغلب موجودات زنده، فعالیت، یا اشیاء متحرک - بر تعداد بسیار زیاد و غالباً فراوانی غیرعادی تأکید دارد. )
The abscess was teeming with bacteria.
آبسه پر از / مملو از باکتری بود.
آبسه پر از / مملو از باکتری بود.
سرشار یا لبریز از چیزی بودن
پر بودن از
مملو از
Teeming means completely full, especially with living things. If your grandmother's apartment is teeming with cats, she sure has a lot of them. Any time something ( or someplace ) is filled with life, it's teeming with it.
این رودخانه ها پر از ماهی است.
1. [باران]شروشر آمدن ، شروشر باریدن
2. پر بودن از ، مملوء بودن از
2. پر بودن از ، مملوء بودن از