بهادر اسلامی

بهادر اسلامی . What' s meant to be, it will be

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



take someone away١٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧ ( take someone or something away ( from someone or something It means to remove someone or something to some distance away from someone or somethi ... گزارش
0 | 0
register٢٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦the style of language, grammar, and words used for particular situations طرز صحبت کردن اینطور میشه خلاصش کرد که مثلا ما وقتی پیش دوستامون هستیم یه ... گزارش
12 | 0
tempered glass٠٨:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥شیشه سکوریت Tempered glass is about four times stronger than "ordinary, " or annealed, glass. And unlike annealed glass, which can shatter into jag ... گزارش
14 | 0
full blown٠٧:٤٠ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥Having all the qualities of something هر چیزی که مرحله رشد خودش رو طی کرده و الان به بلوغ کامل یا رشد نهایی خودش رسیده . The drop in shares coul ... گزارش
0 | 0
break up٢٠:١٠ - ١٤٠٠/٠٢/٣١If a meeting or party breaks up, people start to leave تمام شدن - تعطیل شدن . The party broke up at the midnight مهمونی نیمه شب تمام شد . @لَنگوی ... گزارش
12 | 1
lame١٨:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/٣١especially of an excuse or argument: weak and unsatisfactory الکی . He always makes lame excuses همیشه بهونه های الکی میاره . @لَنگویچ گزارش
7 | 0
what١٧:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/٣١چیه ؟ مثلا توی سریال فرندز یه جا چندلر و راس دارن میخندن ، مونیکا در میادمیگه : ?what یعنی چیه ، بگید ما هم بخندیم . @لَنگویچگزارش
16 | 1
have a bee in one's bonnet١٦:٣٠ - ١٤٠٠/٠٢/٣١It's an idiom and It means to talk and think a lot about something وقتی که به چیزی زیاد فکر میکنیم و حرف میزنیم در موردش پس نگران اون چیز هستیم و دغد ... گزارش
9 | 0
lousy١٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤Something that is very bad خیلی بد یا افتضاح Adj یک کتاب خیلی بد یا افتضاح : A Lousy book @لَنگویچ گزارش
21 | 0
carnage٢١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣the killing of a large number of people کشت و کشتار venom 2 Let there be Carnage کشت و کشتار راه بنداز یا بزار کشت و کشتار بشه @لَنگویچ گزارش
7 | 0
stand someone up٢٠:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣To not meet someone who you have arranged to meet کسی رو سر قرار کاشتن مثال : He was supposed to be here by seven , but now I realized he stood me ... گزارش
0 | 0
put someone out of business١٨:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣It's an idiom and it means To cause a person or organization to cease commercial trading کسی رو از کار بیکار کردن مثال : They tried to put me out ... گزارش
0 | 0
scare the crap out of١٧:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٧. Scare the crap out of one It means to scare someone very badly کسی رو به شدت ترسوندن یا زهره ترک کردن . you just scared the crap out of me زهره ... گزارش
9 | 0
down٢٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٤from an older person to a younger one از یه نسلی به یه نسل دیگه - یا از یک فرد به فرد دیگه برای مثال : . The necklace has been passed/handed dow ... گزارش
12 | 1
help someone out١٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩. To aid someone in doing something به کسی در کاری کمک کردن ? can you help me out with the cooking oh sure میتونی در آشپزی کمکم کنی ؟ بله حتماً ... گزارش
0 | 0
high risk١٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٢. . . involving a risk of death, injury, failure etc پر خطر - صفته و قبل از اسم میاد high - risk investment سرمایه گذاری پر خطر @لَنگویچ گزارش
12 | 0
make a break for١١:٤٢ - ١٤٠٠/٠١/٢٧To suddenly start running toward something یهو به سمت چیزی دویدن یا شتافتن مثال : He made a break for last point . به سمت نقطه آخر شتافت . @لَن ... گزارش
9 | 0
kick someone's butt٢٠:١٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٤دهن کسی رو سرویس کردن یا کسی رو شکست دادن معمولا توی مسابقه مثال : I'll kick your butt if u talking to my girlfriend again اگه یه بار دیگه با دو ... گزارش
9 | 0
you can say that again١٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٢درسته یا دقیقاً وقتی ازش استفاده میکنیم که بخوایم گفته ی طرف مقابل رو تصدیق کنیم . مثال : "he's awfully a nasty guy . "you can say that again وا ... گزارش
34 | 1
go down in flames١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٢This phrase means to fail suddenly or spectacularly ناگهان شکست خوردن یا به طرز قابل توجهی شکست خوردن در کاری . The plan looks good, but it would g ... گزارش
14 | 0
come rain or shine١٥:١٠ - ١٤٠٠/٠١/٠٢حتی اگه جنگ بشه ) : @لَنگویچگزارش
12 | 0
the ball is in your court١٩:١٧ - ١٤٠٠/٠١/٠١If the ball is in your court it's up to you to make a decision تصمیم با شماست یا تصمیم انجام یه کاری به عهده شماست مثال � I've helped him in every ... گزارش
7 | 0
bent٢٢:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٢١natural skill or interest in a particular thing استعداد ذاتی یا خدادادی یا میل و گرایش به یه حوزه ی خاص musical / artistic/literary bent استعداد موس ... گزارش
14 | 0
have to do with١٧:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/١٥to be related to something مربوط بودن به چیزی ? my question has to do with your new job سوالم مربوط به شغل جدید شماست . میتونید به کانال اینستا ... گزارش
7 | 0
delicate١٤:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/١٥needing careful treatment, especially because easily damaged حساس یا ظریف مثال : you should wash these delicate clothes by hand because they easil ... گزارش
7 | 0
connection١٢:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/١٥when two or more things are joined together or when something is joined to a larger system or network ارتباط a digital telephone connection via sate ... گزارش
7 | 1
slap in the face١٨:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٠٨a surprising act that offends or insults someone توهین یا بی ادبی . Her decision to leave the company to work for out competitors was a slap in th ... گزارش
0 | 0
lets face it١٣:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٨بیا رو راست باشیم مثال : . let's face it , we're not going to win بیا رو راست باشیم ، ما برنده نمیشیم . میتونید به کانال اینستاگرام من سر بزنی ... گزارش
25 | 0
let's face it١٣:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٨بیا رو راست باشیم مثال : . let's face it , we both know why I stopped working there بیا رو راست باشیم ، هردومون میدونیم چرا اونجا کار نمی کنم . ... گزارش
16 | 0
as of today١٢:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٠١دوتا معنی داره که با هم تفاوت دارن اولیش میشه : so far تا به اینجا یا تا الان مثال : as of today , only three survivors have been found . تا ال ... گزارش
28 | 0
wear makeup١٢:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٠١wear make - up آرایش کردن یه فرقی با put on make - up داره اینه که ؛ کسی که put on make - up میکنه ، یعنی اینکه همین الان در حال آرایش کردنه و هن ... گزارش
2 | 0
i'm with you١٢:٠٣ - ١٣٩٩/١٢/٠١it means I agree with you با تو موافقم ( با نظر شخص مقابلمون موافق هستیم ) مثال : . A: this restaurant is so terrible . B : I'm with you این ... گزارش
0 | 0
drive me crazy١٠:١٦ - ١٣٩٩/١١/٣٠to make somebody or someone very upset or crazy کسی رو عصبانی یا ناراحت کردن یا رو مخ یا اعصاب کسی رفتن . مثال : . I quit my job because my boss ... گزارش
12 | 1
sharpen٠٨:٤٦ - ١٣٩٩/١١/٣٠To make something sharp تیز کردن مثال : I need to sharpen that knife . باید اون چاقو رو تیز کنم . میتونید به کانال اینستاگرام من سر بزنید . لغا ... گزارش
7 | 0
make it quick٢٠:٥٣ - ١٣٩٩/١١/٢٩بجُنب یا عجله کن یا لفتش نده مثال : give me some money and make it quick . بجنب و یکم پول بهم بده . میتونید کانال من رو توی اینستاگرام دنبال ک ... گزارش
2 | 1
on edge٠٦:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٢٩Tense, nervous پریشون، مضطرب مثال : Sorry for shouting, i'm a bit on edge today . ببخشید واسه سر و صدا ، امروز یکم عصبیم یا مضطربم. اگه دوس ... گزارش
14 | 1
underprivileged٠٧:١٤ - ١٣٩٩/١١/٢٥نیازمند ( کسی که از کمترین امکانات برخورداره ) مثال : He came from an underprivileged family level . او از یک خانواده طبقه نیازمند بود . میتون ... گزارش
0 | 0
admit٠٨:٠٠ - ١٣٩٩/١١/٢٣To agree that something is true, especially unwillingly. اقرار کردن مثال : She admitted his guilt به گناهش اقرار کرد . ممنونم میشم به کانال ای ... گزارش
18 | 1
loathe١٥:١٩ - ١٣٩٩/١١/٢٢نفرت داشتن hate someone or something مثال : . Do you like chicken fried ? No I loathe it مرغ سوخاری دوست داری ؟ نه ازش متنفرم . ( مگه میشه ) : ... گزارش
14 | 0
second to last١٤:٢٦ - ١٣٩٩/١١/٢٢یکی مونده به آخر علاوه بر این از دو تا کلمه ی Next to last و last but one هم میتونیم استفاده کنیم که همیم معنی رو میدن . . Tomorrow They will p ... گزارش
9 | 1
get down to business١٣:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٢٢to start talking about the subject to be discussed رفتن سر اصل مطلب . idiom مثال : . if the introductions are over , I'd like to get down to busi ... گزارش
30 | 0
baby carriage٠٨:٤٧ - ١٣٩٩/١١/١٩روروک مثال : Michael is crying , put him in the baby carriage . please مایکل داره گریه میکنه لطفا بزارش داخل روروک . . . اگه دنبال یادگیری لغا ... گزارش
0 | 0
baby faced٠٧:١١ - ١٣٩٩/١١/١٩Adjective A baby faced adult has a face like a child . بیبی فیس . خودمون هم اینرو میگیم. مثال ؛ . I wondered how she is baby faced متعجب شدم که ... گزارش
0 | 0
moderate٠٨:٠٧ - ١٣٩٩/١١/١٨Adjective متوسط _ معتدل They are looking for moderate economic growth. اونا دنبال رشد اقتصادی متوسط یا رشد اقتصادی معتدل هستند. توی کانال اینستا ... گزارش
16 | 0
judgment call١٣:٣٠ - ١٣٩٩/١١/١٧تصمیم گیری شخصی مثال : the company made a judgment call in proceeding with the project . شرکت در جریان پروژه یه تصمیم شخصی گرفت . ( یعنی به یه مش ... گزارش
7 | 0
run over٢٢:١٢ - ١٣٩٩/١١/١٦زیر گرفتن - زیر کردن کسی یا چیزی با ماشین مثال : she got run over and killed by unknown people . . بوسیله افراد ناشناس زیرگرفته و کشته شد میتو ... گزارش
12 | 0
abiding٠٧:١٨ - ١٣٩٩/١١/١٦پایدار _ همیشگی _ ماندگار این کلمه توی جاهای رسمی استفاده میشه و عامیانه ترش کلمه ی lasting هست . مثال : . Phil has a deep and abiding love for ... گزارش
14 | 0
burn sb up٢٠:٣٨ - ١٣٩٩/١١/١٥عصبانی کردن یا خشمگین کردن کسی . همونطور که دوستمون گفته . مثال : . He really burn me up with his behavior sometimes بعضی اوقات با رفتارش واقعا م ... گزارش
9 | 0
terminal٢١:٤٧ - ١٣٩٩/١١/١٤leading gradually to death کشنده she had a terminal lung disease اون یه بیماریه ریوی کشنده داشت . ممنون میشم به کانال اینستاگرام من سر بزنید . می ... گزارش
21 | 1
gang up on٢١:٤٠ - ١٣٩٩/١١/١٤متحد شدن علیه کسی مثال : . johnnie says the girls in his class ganging up on him and teasing him جانی میگه دخترای توی کلاسش علیه اون متحد میشن و ... گزارش
7 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده