برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

بهادر اسلامی

بهادر اسلامی ...Let it hurt , until it doesn't hurt anymore

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 It is a common phrase in every day speaking and it means there is no problem or everything is right


?Should I call him again
.No,we're ...
١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

2 The lowest possible level


مثال :
They were selling the goods at rock-bottom prices
کالاها رو با کمترین قیمت میفروختن .


< ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

3 مجدد به کسی زنگ زدن : کسی که تازه داشتیم باهاش صحبت می کردیم .


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

4 یه جا هست تایپ ، معنی به تیپ کسی خوردن یا سلیقه دلخواه کسی بودن میده

!You are not my type
به شعبه ما نمیخوری !

To be someone with ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

5 To be someone with the particular qualities that you find attractive

به تیپ کسی خوردن ، راسته کار کسی بودن .

.John is nice, But he is n ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

6 To be someone with the particular qualities that you find attractive

به تیپ کسی خوردن ، راسته کار کسی بودن .

.John is nice, But he is n ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

7 به شعبه ما نمیخوری !

To be someone with the particular qualities that you find attractive

به تیپ کسی خوردن ، راسته کار کسی بودن .
< ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

8 To be absent from one's usual location in order to do or get something

در محل حاضر نبودن یا حضور نداشتن (جایی که معمولا هستیم مثل سر کار )
...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

9 To write down, to make note of or to pass on a message
نوت یا مسیج یا پیام گذاشتن برای کسی (معمولا وقتی که میخوایم برای کسی که در محلی حضور نداره ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

10 Becoming increasingly successful or becoming more successful
به طور چشمگیر رشد کردن ، به طور چشمگیر موفق شدن

His career is certainly on th ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

11 To fall asleep, usually briefly or when one does not intend to
چرت زدن


.I was so tired from staying up all night that I kept nodding o ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

12 A large, rectangular container with a handle, for carrying clothes and possessions while travelling
ساک دستی

مثال :
He went upstairs t ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

13 جمع کلمه case هست و به معنی این هم میشه :

A large, rectangular container with a handle, for carrying clothes and possessions while travelling ...
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

14 بار و بندیل !


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

15 To go to a different place, or change the position of your body

چند تا معنیش رو میگم :

بعضی جاها معنی برید کنار یا برو کنار میده ،
١٤٠٠/٠٥/٠١
|

16 موضوع چیه ؟


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

17 موضوع چیه ؟


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

18 موضوع چیه ؟


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

19 موضوع چیه ؟


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

20 مسئله اینه ، موضوع اصلی اینه ، نکتش اینجاست که ، مهم اینه که ، اصل مطلب اینجاست که ...


@لَنگویچ

١٤٠٠/٠٤/٣١
|

21 گفتنش خیلی زوده !

مراجعه بشه به کلمه soon to tell


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

22 گفتنش زوده !

.We use this phrase when we need more time to make a decision or judging about something

وقتی ازش استفاده میکنیم که بخوای ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

23 Mistake / Mistook / Mistaken

Horrible mistake
اشتباه وحشتناک

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

24 Make sexual advances towards someone
به کسی دست درازی کردن ، از کسی سوء استفاده جنسی کردن

hit/hit/hit تمام شکل های هیت در جمله در زمان ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

25 Make sexual advances towards someone
به کسی دست درازی کردن ، از کسی سوء استفاده جنسی کردن

hit/hit/hit تمام شکل های هیت در جمله در زمان ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

26 اتفاقی به کسی برخوردن

run / ran / run

.I kind of ran into him last night
دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

27 اتفاقی به کسی برخوردن

run / ran / run

.I kind of ran into him last night
دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

28 اتفاقی به کسی برخوردن

run / ran / run

.I kind of ran into him last night
دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

29 اتفاقی به کسی برخوردن

.I kind of ran into him last night
دیشب اتفاقی دیدمش یا بهش برخوردم !

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

30 گول چیزی رو خوردن !

!I'm not falling for that again
من دوباره گول اون رو نمیخورم !

.I fell for it
گولش رو خوردم !


١٤٠٠/٠٤/٣١
|

31 وقتی که گول چیزی رو میخوریم از این واژه استفاده میکنیم !

!I'm not falling for that again
من دوباره گول اون رو نمیخورم !

.I fell f ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

32 گول خوردن !

!I'm not falling for that again
من دوباره گول اون رو نمیخورم !

.I fell for it
گولش رو خوردم !


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

33 برای چند لحظه !

.Could you guys close your eyes for a second
بچه ها میتونید برای چند لحظه چشاتون رو ببندید!


خلاصه ترش میشه : ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

34 برای چند لحظه !

.Could you guys close your eyes for a sec
بچه ها میتونید برای چند لحظه چشاتون رو ببندید!



@لَنگویچ

١٤٠٠/٠٤/٣١
|

35 .I'm just gonna deal with it
فقط میخوام باهاش کنار بیام .

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

36 یهو یا یهویی

.All of a sudden , I just freaked
یهو خشکم زد .

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

37 خشک شدن از ترس یا هیجان

.My parents freaked when I told them I'm pregnant
مادر پدرم خشکشون زد وقتی بهشون گفتم حامله ام .

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

38 Hang up
no
:You hang up

معمولا بین جی اف و بی اف رخ میده که یکی میگه ، تو قطع کن ، اون یکی میگه نه تو قطع کن .

@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

39 یکی طلبِ من !

از این عبارت هم میتونیم اسفتده کنیم :
.You owe me, big time
یو اُ می ، بیگ تایم !

این اطلاح یکم قوی تر هست و یجو ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

40 This phrasal verb means stop completely or at least become slower

معنی متوقف شدن به طور کامل یا کند شدن یا بند اومدن در مورد بارون

برا ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

41 To express a thought or idea through spoken words
چیزی رو به زبون اوردن ، چیزی رو مطرح کردن ، ایده یا فکری رو بیان کردن

He struggled to pu ...
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

42 .If you know or feel something deep down, you do know or feel it, although you try to pretend that you do not
.It's an idiom


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

43 Start to employ someone


:He took me on as an apprentice
برای کارآموزی استخدامم کرد ، به عنوان کارآموز من رو به کار گرفت .

@لَنگ ...
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

44 preposition, conjunction
حرف ربط و حرف اضافه

برای اینکه بتونیم بگیم یه چیزی چقدر دوام میاره یا ادامه داره استفاده میکنیم :
.Bake the c ...
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

45 Make someone not want or like something

مثال :
She wanted to be a nurse, but the thought of night shifts put her off
میخواست پرستار بشه ...
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

46 : This phrase used in spoken language and when you say it you mean you completely agree
میشه کاملاً موافق بودن ، به طور 100% با موضوعی موافق بود ...
١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

47 A film that shows people having sex

فیلم های پورن و مبتذل رو میگن بلو مووی = مثبتِ 18


@لَنگویچ


١٤٠٠/٠٤/٢٥
|

48 .According to our records you owe us $130
طبق سوابق ما شما 130 دلار به ما بدهکارید .

.According to his statement, the manager is a corrupt ...
١٤٠٠/٠٤/٢٤
|

49 A woman who understands a lot about business and making money
تاجر زن


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٢٤
|

50 important, despite being mentioned at the end


@لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٢٤
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 take
• Frost took the flowers.
• سرما، گل ها رو نابود کرد. @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

2 take
• Take it from me, the story is accurate.
• از من گفتن ، داستان رد خور نداره . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

3 take
• Your news took us by surprise.
• خبرت شوک مون کرد . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

4 take
• He's taking art history this semester.
• این ترم کلاس تاریخ هنر بر میداره . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

5 take
• She decided to take that new job.
• تصمیم گرفت شغل جدید رو قبول کنه . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٤/٠٣
|

6 after
• The bride comes down the aisle, and her maid of honor comes after.
• عروس از راهرو پایین میاد و ساقدوش هم پشت سرش .
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

7 after
• After all that work, it still failed.
• با وجود اون همه تلاش ، بازم کار نکرد. @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

8 after
• He often takes a nap after lunch.
• اغلب بعد ناهار یه چرتی میزنه . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

9 on purpose
• You did that on purpose, you cheeky little devil!
• از روی عمد این کار رو کردی ، تو شیطون کوچولو ی پررو @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

10 empty
• The owners were worried when the restaurant was nearly empty at seven o'clock in the evening.
• صاحب رستوان ها نگران بودن وقتی که ساعت ۷ شب هیچ مشتری نداشتن یا رستوران تقریبا خلوت بود . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

11 calm down
• He just needs to calm down a wee bit.
• فقط لازمه که یخورده آروم باشه یا خونسردی خودش رو حفظ کنه. @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|

12 tops
• The teachers here are tops.
• معلم های اینجا از بهترین ها هستن . @لَنگویچ
١٤٠٠/٠٣/٢٨
|