آذی رست

آذی رست

فهرست جمله های ترجمه شده



run١١:١٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٣
• We were late, so we ran to the bus stop.
دیرمون شده بود و مجبور شدیم تا ایستگاه اتوبوس بدویم.
16 | 4