پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
اطلاعات، اخبار شخص
اطلاعات، اخبار شخص
اطلاعات، اخبار موضوعی
( عامیانه ) – گرفتن اطلاعات دست اول، شایعات درست
لاته کم چرب یا بدون چربی
اصل ماجرا، اطلاعات دقیق
باهاش تماس گرفتم تا اطلاعات دقیق درباره شغل جدید بگیرم. get the skinny – اطلاعات دقیق گرفتن
اصل ماجرا رو درباره مهمونی دیشب بهم بگو. the skinny – اصل ماجرا، اطلاعات دقیق
اون ها نیمه شب دریاچه برهنه شنا کردند. skinny dipping – شنا کردن برهنه در آب ( معمولاً در رودخانه یا دریاچه )
لطفاً یه لاته کم چرب برام بیار. skinny latte – لاته کم چرب یا بدون چربی
یه شلوار جین مشکی تنگ خرید. skinny jeans – شلوار تنگ ( جین )
اطلاعاتی درباره همسایه های جدید داری؟ skinny on someone/something – اطلاعات، اخبار شخص یا موضوعی
بعد از بیماری، خیلی لاغر شده بود. skinny as a rail / as a stick – خیلی لاغر
تونستم اطلاعات دست اول درباره عروسی سلبریتی بگیرم. skinny - mining / get the skinny scoop ( عامیانه ) – گرفتن اطلاعات دست اول، شایعات درست
همچنین , به نظر لاغر میای
شلواری لی تنگ
ذهنی درگیر آشفتگی اضطراب
کشتی شکسته ای که تاریخ را تغییر داد
آشفتگی احساسی یک قلب شکسته
ویرانی ناشی از گردباد
ویران شده بر اثر اعتیاد
ویرانی های جنگ
حرفه ای که بر اثر رسوایی نابود شد
بحران اقتصادی و ویرانی مالی
دوستی ویران شده ای که دیگر قابل ترمیم نیست
اونا همیشه چیزارو خراب میکنن
برد لبخندی عصبی زد و گفت: ‘یا مریم مقدس پرشکوه
او با ظرافت وارد اتاق شد
او با ظرافت مسئله ریاضی را حل کرد.
او سرانجام در جلسه حضور یافت حضور یافتن و آمدن = show up
با خوشنودی انجام دادن
با خوشنودی انجام دادن
لطفا حیاط تزئین کنید
میخوام از دید رئیسم خوب بنظر برسم
میخوام از دید رئیسم خوب بنظر برسم
با خوشنودی انجام دادن
با خوشنودی انجام دادن
با متانت و ادب رفتار کن
دعای کوتاه قبل غذا
او اعتبارشو از دست داد
آنها ( زمان ) قهوه خود را طولانی تر کردند و اتوبوس را از دست دادند.
متاسفانه مالیات تا ماه آوریل به درازا خواهد کشید.
چرا تو تاریکی داری پرسه می زنی؟
من یه ذره بیشتر اینجا می مونم .
ونوم باکس آفیس رو ترکوند ( یا منفجر کرد )
سونامی شهر رو غرق کرد.
آتش جنگل رو بلعید.
غم بعد از این فقدان، او رو فرا گرفت.
رسوایی، حرفه ی سیاستمدار رو نابود کرد.
قطعی برق اتاق را با تاریکی در برگرفت. معنی دیگر: قورت دادن به طور یکجا ( نوعی در بر گرفتن )