پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٢١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعات، اخبار شخص

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعات، اخبار شخص

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اطلاعات، اخبار موضوعی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) – گرفتن اطلاعات دست اول، شایعات درست

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لاته کم چرب یا بدون چربی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اصل ماجرا، اطلاعات دقیق

پیشنهاد
٠

باهاش تماس گرفتم تا اطلاعات دقیق درباره شغل جدید بگیرم. get the skinny – اطلاعات دقیق گرفتن

پیشنهاد
٠

اصل ماجرا رو درباره مهمونی دیشب بهم بگو. the skinny – اصل ماجرا، اطلاعات دقیق

پیشنهاد
٠

اون ها نیمه شب دریاچه برهنه شنا کردند. skinny dipping – شنا کردن برهنه در آب ( معمولاً در رودخانه یا دریاچه )

پیشنهاد
٠

لطفاً یه لاته کم چرب برام بیار. skinny latte – لاته کم چرب یا بدون چربی

پیشنهاد
٠

یه شلوار جین مشکی تنگ خرید. skinny jeans – شلوار تنگ ( جین )

پیشنهاد
٠

اطلاعاتی درباره همسایه های جدید داری؟ skinny on someone/something – اطلاعات، اخبار شخص یا موضوعی

پیشنهاد
٠

بعد از بیماری، خیلی لاغر شده بود. skinny as a rail / as a stick – خیلی لاغر

پیشنهاد
٠

تونستم اطلاعات دست اول درباره عروسی سلبریتی بگیرم. skinny - mining / get the skinny scoop ( عامیانه ) – گرفتن اطلاعات دست اول، شایعات درست

پیشنهاد
٠

همچنین , به نظر لاغر میای

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شلواری لی تنگ

پیشنهاد
٠

ذهنی درگیر آشفتگی اضطراب

پیشنهاد
٠

کشتی شکسته ای که تاریخ را تغییر داد

پیشنهاد
٠

آشفتگی احساسی یک قلب شکسته

پیشنهاد
٠

ویرانی ناشی از گردباد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویران شده بر اثر اعتیاد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ویرانی های جنگ

پیشنهاد
٠

حرفه ای که بر اثر رسوایی نابود شد

پیشنهاد
٠

بحران اقتصادی و ویرانی مالی

پیشنهاد
٠

دوستی ویران شده ای که دیگر قابل ترمیم نیست

پیشنهاد
٠

اونا همیشه چیزارو خراب میکنن

پیشنهاد
٠

برد لبخندی عصبی زد و گفت: ‘یا مریم مقدس پرشکوه

پیشنهاد
٠

او با ظرافت وارد اتاق شد

پیشنهاد
٠

او با ظرافت مسئله ریاضی را حل کرد.

پیشنهاد
٠

او سرانجام در جلسه حضور یافت حضور یافتن و آمدن = show up

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خوشنودی انجام دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خوشنودی انجام دادن

پیشنهاد
٠

لطفا حیاط تزئین کنید

پیشنهاد
٠

میخوام از دید رئیسم خوب بنظر برسم

پیشنهاد
٠

میخوام از دید رئیسم خوب بنظر برسم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با خوشنودی انجام دادن

پیشنهاد
٠

با خوشنودی انجام دادن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

با متانت و ادب رفتار کن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دعای کوتاه قبل غذا

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او اعتبارشو از دست داد

پیشنهاد
٠

آنها ( زمان ) قهوه خود را طولانی تر کردند و اتوبوس را از دست دادند.

پیشنهاد
٠

متاسفانه مالیات تا ماه آوریل به درازا خواهد کشید.

پیشنهاد
٠

چرا تو تاریکی داری پرسه می زنی؟

پیشنهاد
٠

من یه ذره بیشتر اینجا می مونم .

پیشنهاد
٠

ونوم باکس آفیس رو ترکوند ( یا منفجر کرد )

پیشنهاد
٠

سونامی شهر رو غرق کرد.

پیشنهاد
٠

آتش جنگل رو بلعید.

پیشنهاد
٠

غم بعد از این فقدان، او رو فرا گرفت.

پیشنهاد
٠

رسوایی، حرفه ی سیاستمدار رو نابود کرد.

پیشنهاد
٠

قطعی برق اتاق را با تاریکی در برگرفت. معنی دیگر: قورت دادن به طور یکجا ( نوعی در بر گرفتن )