پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٢١
پیشنهاد
٠

ماکروفاژها ( نوعی از سلول های بدن ) اجسام خارجی را می بلعند و ویران می کنند!

پیشنهاد
٠

تمام روستا توسط شلعه های آتش احاطه شد. شعله های آتش سراسر روستا را در کام خود فرو برد. شعله های آتش کل روستا را فرا گرفت.

پیشنهاد
٠

توی این وضعیت مزخرف گرفتار شدیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وضعیت بد روانی

پیشنهاد
٠

موفقیت این پروژه بستگی به تلاش همه دارد.

پیشنهاد
٠

خانواده ها نسبت به گذشته بیشتر به درآمد خانم ها وابسته هستند.

پیشنهاد
٠

این سیستم به شدت بر یک نفر متکی است.

پیشنهاد
٠

من می دانم که می توانم روی تو حساب کنم که کمکم کنی.

پیشنهاد
٠

هرگز نمی توان به آب و هوای انگلیس اعتماد کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دنیای بدبینانه

پیشنهاد
٠

در این دنیای بدبینانه، اعتماد کمیاب است.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خنده تمسخرآمیز

پیشنهاد
٠

خنده تمسخرآمیزش نشان داد حرفی را باور ندارد.

پیشنهاد
٠

فیلم سوءاستفاده ابزاری از کارگران را نقد می کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دستکاری فرصت طلبانه

پیشنهاد
٠

تبلیغات، دستکاری فرصت طلبانه ترس مردم بود.

پیشنهاد
٠

نظرات بدبینانه اش درباره عشق همه را عصبانی کرد.

پیشنهاد
٠

وقتی از سیاستمداران صادق گفتم، لبخندی تلخ زد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عقیده بدبینانه

پیشنهاد
٠

او دیدگاه بدبینانه ای نسبت به سیاست دارد.

پیشنهاد
٠

او دیدگاه بدبینانه ای نسبت به سیاست دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لبخند تلخ/بدبینانه

پیشنهاد
٠

نگرش بدبینانه اش همکاری با او را سخت می کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دیدگاه بدبینانه

پیشنهاد
٠

او نسبت به ازدواج بدبین بود.

پیشنهاد
٠

او نسبت به ازدواج بدبین بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نگرش بدبینانه

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ابرها بالا بودند.

پیشنهاد
٠

پرنده بالاتر از درختان پرواز کرد.

پیشنهاد
٠

دما بالاتر از حد متوسط است.

پیشنهاد
٠

او شرافت را بالاتر از ثروت قرار داد.

پیشنهاد
٠

ورزشکاران قبل از مسابقه تمرکز شدیدی از خود نشان دادند.

پیشنهاد
٠

بعد از افتادن، درد شدیدی در کمرم احساس کردم.

پیشنهاد
٠

او در محل کار تحت فشار شدیدی بوده است.

پیشنهاد
٠

یک مرد جوان بسیار پر شور و احساساتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گرمای شدید

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

سرپوش برداشتن از

پیشنهاد
٠

خواهر/برادرزاده ام کمی شیطون است terror=بچه ای که رفتار شیطنت آمیز داره و غیرقابل کنترله، خیلی شیطون

پیشنهاد
٠

دیدن اون دوست قدیمی براش یه محرک بود. trigger ( روان شناختی – اعتیاد ) : هر چیزی که میل یا وسوسه ی بازگشت به مصرف مواد رو تحریک کنه—مثل مکان، فرد، ا ...

پیشنهاد
٠

حتی خاطرات خوش هم می تونن محرک باشن. trigger ( احساسی – استرس زا یا خوشایند ) : محرکی می تونه هم منفی باشه ( مثل استرس، غم، تنهایی ) و هم مثبت ( مثل ...

پیشنهاد
٠

افراد درگیر اعتیاد باید از محرک هاشون دوری کنن، درست مثل کسی که آسم داره از دود دوری می کنه. trigger ( استعاری – مقایسه ای ) : مثل دود برای کسی که ...

پیشنهاد
٠

کارشناسان پزشکی معتقدند که تسهیل قوانین قرنطینه باعث وقوع موج دوم این بیماری میشود.

پیشنهاد
٠

محرک های شیمیایی در مغز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

جرقه ای برای تغییر

پیشنهاد
٠

هنوز مشخص نیست چه کسی ماشه را کشیده است.

پیشنهاد
٠

نور شدید خورشید ممکن است موجب سرطان پوست شود.

پیشنهاد
٠

یک راه حل سریع می تواند محرکی برای افزایش تورم باشد.

پیشنهاد
٠

دود، زنگ خطر را به کار انداخت.

پیشنهاد
٠

آجیل می تواند موجب واکنش شدید آلرژیک شود.

پیشنهاد
٠

استعفای او عاملی بود که باعث سقوط شرکت شد.