پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٢١
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

طوق آب بندی/ تسمه آب بندی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او بطور وحشتناکی دست و پا چلفتی بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

او بطور وحشتناکی دست و پا چلفتی بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اسباب ِ دست و پاگیر و جاگیر و سنگین یک اسباب ِ یغور و بدقواره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

یک اظهار نظر نسنجیده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اظهار نظر نسنجیده

پیشنهاد
٠

گردهمایی به طور ناجوری ترتیب یافته بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

fruit that has fallen from the tree onto the ground

پیشنهاد
٠

حقیقت را صادقانه به آن ها گفتم.

پیشنهاد
٠

و این طبقه بندی ها به هیچ وجه با شرایط سوریه جور در نمی آمد.

پیشنهاد
٠

فقط کافیست گزینۀ مربوطه را انتخاب کنید

پیشنهاد
٠

آلبوم های احتمالاً زائد و اضافی

پیشنهاد
٠

نظراتشون اضافی و بی کاربرده

پیشنهاد
٠

این تصویر جزئیات اضافی زیادی دارد.

پیشنهاد
٠

برای زنده ماندن شرکت ، نیمی از نیروی کار از کار بیکار شده اند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کارمندان تعدیل شده، کارمندان بیکار شده، کارمندان اخراج شده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

این مکان خیلی خوبه! وقتی میخوان بگن یه چیزی خیلی خوبه ( very nice ) ، میشه از فعل rule استفاده کرد؛

پیشنهاد
٠

اون تنها قانونی ست که باید وجود داشته باشه

پیشنهاد
٠

دکتر به من گفت که نسخه رو از داروخونه بگیرم/پر کنم.

پیشنهاد
٠

قبل از شام با هله هوله سیر نشو.

پیشنهاد
٠

می تونی لطفاً این لیوان رو با آب پر کنی؟

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

شایان ذکر است

پیشنهاد
٠

همچنین شایان ذکر است که

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شایان ذکر است

پیشنهاد
٠

خانه اش دو میلیون دلار می ارزه

پیشنهاد
٠

خانه اش دو میلیون دلار می ارزه

پیشنهاد
٠

ارزش دوبار دیدنو داره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ارزش دوبار دیدنو داره

پیشنهاد
٠

تو اینقدر گستاخی که میگی تحمل آدمهای چاق را نداری

پیشنهاد
٠

اون طرف تو مهمونی خیلی منحرفانه رفتار می کرد. pervy ( رفتاری – غیررسمی ) : توصیف کسی که رفتار یا نگاه جنسی نامناسب، مزاحم یا مشکوک داره

پیشنهاد
٠

این قدر منحرف بازی درنیار—فقط یه صحنه ی فیلمه. pervy ( طنزآمیز – دوستانه یا انتقادی ) : گاهی برای شوخی یا انتقاد از کسی که بیش ازحد کنجکاوی یا توجه ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو لعنتی. . . خیلی باهوشی .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تو لعنتی. . . خیلی باهوشی . عامیانه هست به معنای لعنتی و چیزایی مثل این

پیشنهاد
٠

خوش آمدید، بینندگان محترم

پیشنهاد
٠

تکنولوژی پیشگام یا مدرن

پیشنهاد
٠

آخرین یافته های علمی

پیشنهاد
٠

آب و هوای بد برنامه های ما را برای پیک نیک نقش بر آب کرد.

پیشنهاد
٠

موفقیت تیم تمام انتظارات را نادیده گرفت و نقش بر آب کرد.

پیشنهاد
٠

عامل شگفت انگیز، نتایج تحقیق را مخدوش کرد.

پیشنهاد
٠

مسئله ریاضی پیچیده دانش آموزان را گیج کرد.

پیشنهاد
٠

چرخش ناگهانی وقایع خبرنگاران را مبهوت کرد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چه کاسه ای زیر نیم کاسه ت؟ وقتی کسی بهتون حرف یا یک چیز غیر منتظره میگه معنیش میشه "قضییه چیه؟؟ / حالا وقتی کسی بهتون یک چیز غیر منتظره میده معنیش می ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه - توهین آمیز ) آدم چاق/کون قلمبه. lard - ass

پیشنهاد
٠

گروههای نجات کوهستان برای جستجوی گری عازم شدند.

پیشنهاد
٠

ای وای، تازه کلی کثیف کاری کردم! Sugar ( محاوره ای – جانشین ناسزا ) : به عنوان جایگزین ملایم برای کلمات رکیک یا ناسزا هنگام بروز خطا یا ناراحتی.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خجالت بکش از خودت

پیشنهاد
٠

وای ( ای بابا! ) انگشتم تو در ( لای در ) گیر کرد.

پیشنهاد
٠

بذار ببینیم تو جلسه چی گذشته واقعاً. skinny ( غیررسمی – اطلاعاتی ) : دریافت اطلاعات واقعی، جزئیات پشت پرده یا حقیقت ماجرا

پیشنهاد
٠

اون همیشه قبل از همه از اصل ماجرا باخبر می شه. skinny ( محاوره ای – خبری ) : شنیدن خبرهای داغ یا اطلاعات داخلی از منبع قابل اعتماد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

( عامیانه ) – گرفتن اطلاعات دست اول، شایعات درست