پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
طوق آب بندی/ تسمه آب بندی
او بطور وحشتناکی دست و پا چلفتی بود.
او بطور وحشتناکی دست و پا چلفتی بود.
یک اسباب ِ دست و پاگیر و جاگیر و سنگین یک اسباب ِ یغور و بدقواره
یک اظهار نظر نسنجیده
اظهار نظر نسنجیده
گردهمایی به طور ناجوری ترتیب یافته بود.
fruit that has fallen from the tree onto the ground
حقیقت را صادقانه به آن ها گفتم.
و این طبقه بندی ها به هیچ وجه با شرایط سوریه جور در نمی آمد.
فقط کافیست گزینۀ مربوطه را انتخاب کنید
آلبوم های احتمالاً زائد و اضافی
نظراتشون اضافی و بی کاربرده
این تصویر جزئیات اضافی زیادی دارد.
برای زنده ماندن شرکت ، نیمی از نیروی کار از کار بیکار شده اند.
کارمندان تعدیل شده، کارمندان بیکار شده، کارمندان اخراج شده
این مکان خیلی خوبه! وقتی میخوان بگن یه چیزی خیلی خوبه ( very nice ) ، میشه از فعل rule استفاده کرد؛
اون تنها قانونی ست که باید وجود داشته باشه
دکتر به من گفت که نسخه رو از داروخونه بگیرم/پر کنم.
قبل از شام با هله هوله سیر نشو.
می تونی لطفاً این لیوان رو با آب پر کنی؟
شایان ذکر است
همچنین شایان ذکر است که
شایان ذکر است
خانه اش دو میلیون دلار می ارزه
خانه اش دو میلیون دلار می ارزه
ارزش دوبار دیدنو داره
ارزش دوبار دیدنو داره
تو اینقدر گستاخی که میگی تحمل آدمهای چاق را نداری
اون طرف تو مهمونی خیلی منحرفانه رفتار می کرد. pervy ( رفتاری – غیررسمی ) : توصیف کسی که رفتار یا نگاه جنسی نامناسب، مزاحم یا مشکوک داره
این قدر منحرف بازی درنیار—فقط یه صحنه ی فیلمه. pervy ( طنزآمیز – دوستانه یا انتقادی ) : گاهی برای شوخی یا انتقاد از کسی که بیش ازحد کنجکاوی یا توجه ...
تو لعنتی. . . خیلی باهوشی .
تو لعنتی. . . خیلی باهوشی . عامیانه هست به معنای لعنتی و چیزایی مثل این
خوش آمدید، بینندگان محترم
تکنولوژی پیشگام یا مدرن
آخرین یافته های علمی
آب و هوای بد برنامه های ما را برای پیک نیک نقش بر آب کرد.
موفقیت تیم تمام انتظارات را نادیده گرفت و نقش بر آب کرد.
عامل شگفت انگیز، نتایج تحقیق را مخدوش کرد.
مسئله ریاضی پیچیده دانش آموزان را گیج کرد.
چرخش ناگهانی وقایع خبرنگاران را مبهوت کرد.
چه کاسه ای زیر نیم کاسه ت؟ وقتی کسی بهتون حرف یا یک چیز غیر منتظره میگه معنیش میشه "قضییه چیه؟؟ / حالا وقتی کسی بهتون یک چیز غیر منتظره میده معنیش می ...
( عامیانه - توهین آمیز ) آدم چاق/کون قلمبه. lard - ass
گروههای نجات کوهستان برای جستجوی گری عازم شدند.
ای وای، تازه کلی کثیف کاری کردم! Sugar ( محاوره ای – جانشین ناسزا ) : به عنوان جایگزین ملایم برای کلمات رکیک یا ناسزا هنگام بروز خطا یا ناراحتی.
خجالت بکش از خودت
وای ( ای بابا! ) انگشتم تو در ( لای در ) گیر کرد.
بذار ببینیم تو جلسه چی گذشته واقعاً. skinny ( غیررسمی – اطلاعاتی ) : دریافت اطلاعات واقعی، جزئیات پشت پرده یا حقیقت ماجرا
اون همیشه قبل از همه از اصل ماجرا باخبر می شه. skinny ( محاوره ای – خبری ) : شنیدن خبرهای داغ یا اطلاعات داخلی از منبع قابل اعتماد
( عامیانه ) – گرفتن اطلاعات دست اول، شایعات درست