پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٤٣٦
پیشنهاد
٠

او تونست پول زیادی را با کار کردن کسب کنه

پیشنهاد
٠

تنه های درخت به صورت ضربدری روی جریان آب قرار داده شده بودن. crossways ( قید – فضایی ) : به صورت عرضی یا ضربدری؛ در جهتی که مسیر را قطع کند

پیشنهاد
٠

در تقاطع ایستاده بود، بی اطمینان از اینکه کدام مسیر را انتخاب کند. crossways ( اسم – مکانی ) : نقطه ای که چند مسیر یا جاده به هم می رسند؛ تقاطع یا چ ...

پیشنهاد
٠

تقاطع روستایی برای جشن تزئین شده بود. crosswa در جغرافیا و حمل ونقل: - تقاطع جاده ها یا خیابان ها

پیشنهاد
٠

داستان از نقطه ی برخورد سرنوشت و انتخاب آغاز می شود. crossways ( استعاری – ادبی ) : نقطه ی تصمیم گیری یا تغییر مسیر در زندگی یا روایت

پیشنهاد
٠

در نقطه ی تلاقی زندگی اش ایستاده بود، بی آن که بداند کدام مسیر را انتخاب کند. crossway در معنای استعاری یا فلسفی: - نقطه ی تصمیم گیری یا انتخاب بی ...

پیشنهاد
٠

معلم پاراگرافی را برای دانش آموزان دیکته کرد. dictate ( اداری – آموزشی ) : به کسی گفتن تا او بنویسد.

پیشنهاد
٠

شرایط ایجاب کرد که مجبور شویم زودتر برویم. dictate ( علّی – تعیین کننده ) : وقتی شرایط یا عوامل خاص، نتیجه ای را تحمیل می کنند یا مشخص می سازند.

پیشنهاد
٠

مدیر هر جزئیات پروژه را دیکته کرد. dictate ( دستوری – اقتدارگرایانه ) : تحمیل کردن تصمیم یا فرمان به دیگران بدون مشورت.

پیشنهاد
٠

او بر اساس فرمان وجدانش عمل کرد. dictate ( به عنوان اسم – noun ) : قانون یا فرمانی که از قدرت یا ضرورت ناشی می شود.

پیشنهاد
٠

کنترل کردن و یا تاثیر داشتن بر چیزی

پیشنهاد
٠

شرایط ایجاب میکنه که . . .

پیشنهاد
٠

قطع درختان به منظور استفاده تجاری

پیشنهاد
٠

این روزا بدبیار شدم snakebit ( احساسی – استعاری ) : وقتی کسی احساس می کنه انگار نحس شده یا هر کاری می کنه نتیجه ی بدی می گیره

پیشنهاد
٠

تیم کل فصل بدبیار بود، همه ی بازی های نزدیک رو باخت. snakebit ( عامیانه – ورزشی یا روزمره ) : توصیف کسی یا چیزی که مدام دچار شکست، بدشانسی یا اتفاقا ...

پیشنهاد
٠

او به آموزش زیادی نیاز نداشت؛ مانند اسبی که دهنه اش را می شناسد، می دانست چه کار کند.

پیشنهاد
٠

دانش آموزان بی تابانه منتظر شروع تعطیلات تابستانی بودند.

پیشنهاد
٠

برخورد با نوجوانان یاغی نیازمند روش های ملایم و کنترل شده است.

پیشنهاد
٠

مدیر جدید از ابزارهای کنترل و هدایت برای راهنمایی تیم در مسیر درست استفاده کرد.

پیشنهاد
٠

هر کودک متفاوت است؛ باید روش مناسب را پیدا کنید تا به او در یادگیری کمک کنید.

پیشنهاد
٠

یه جوک بود جدی نگیرید bit به معنی "جوک، شوخی، بداهه گویی" نیز هست.

پیشنهاد
٠

من میتوانم کمی فرانسوی صحبت کنم

پیشنهاد
٠

می بینم لالمونی گرفتی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبانم قاصره.

پیشنهاد
٠

دیروز وقتی این آهنگو پخش کردم باعث شد حس بهتری داشته باشم. لال شده بودم/پشمام ریخته بود/خایه بند شده بودم/حرفی نمیتونستم بزنم تو اون شرایط انقدر خفن ...

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

می بینم لالمونی گرفتی

پیشنهاد
٠

دکوراسیون خیلی خوب انجام شده بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استیک های گوشت ران کاملا پخته.

پیشنهاد
٠

ایجاد یک ائتلاف ( در ) دولت / ایجاد یک دولت ائتلافی

پیشنهاد
٠

شکل گیری و پایبندی به قوانین

پیشنهاد
٠

آفرینشهای ادبی دیکنز / آثار ادبی دیکنز

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تمام جهان / تمام عالم / تمام دنیا / تمام مخلوقات

پیشنهاد
٠

آفریده شدی که خوشبخت و خوشحالم کنی

پیشنهاد
٠

این همون ترفندیه که می خوای انجام بدی؟ trick توی شعبده بازی اینا معنی حیله یا ترفند می تونه بده. اما مثلا توی اسکیت سواری به معنی حرکت و حرکت زدنه.

پیشنهاد
١

دانش آموزان معلم خود را دست می اندازند

پیشنهاد
١

راهزنان از ترفند های مختلفی برای سرقت از مسافران استفاده می کنند.

پیشنهاد
١

جاسوس از یک طعمه استفاده کرد تا ماموران دشمن را گمراه کند در حالی که به ستاد مرکزی آنها نفوذ می کرد.

پیشنهاد
١

پلیس یک عملیات فریب ترتیب داد تا مجرم را بدون هشدار دادن به او دستگیر کند.

پیشنهاد
١

هنرمند یک نقاشی طعمه ساخت تا توجه ها را از شاهکار واقعی اش منحرف کند.

پیشنهاد
١

در طول جنگ، ارتش از طعمه ها برای گمراه کردن دشمن در مورد موقعیت نیروهای خود استفاده کرد.

پیشنهاد
١

ماهیگیر یک طعمه در آب قرار داد تا ماهی ها را جذب کند و امیدوار بود که ماهی بزرگ تری صید کند.

پیشنهاد
١

پیام فریب کافی بود تا هکر را گمراه کند و این اجازه را به شرکت داد تا سیستم خود را ایمن کند.

پیشنهاد
١

طعمه ای به شکل یک صندوق گنج جعلی دزدها را به دام پلیس کشاند.

پیشنهاد
١

او از یک ایمیل فریب برای فریب دادن کلاهبردار و مجبور کردن او به فاش کردن هویت خود استفاده کرد.

پیشنهاد
١

ژنرال دستور داد تا یک مانور فریب انجام شود تا دشمن را در مورد اندازه و جهت ارتش خود گمراه کند.

پیشنهاد
١

فریب دادن اردک ها به سمت برکه.

پیشنهاد
١

او با پیشنهاد حقوق بالا به این کار جذب شد lure=بوسیله تطمیع بدام انداختن، وسوسه کردن، فریفتن، اغوا کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقوق ناچیز

پیشنهاد
١

چطور میتونی اینقدر خودخواه باشی؟

پیشنهاد
١

بعضی افراد خیلی خودخواه هستند