پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
او تونست پول زیادی را با کار کردن کسب کنه
تنه های درخت به صورت ضربدری روی جریان آب قرار داده شده بودن. crossways ( قید – فضایی ) : به صورت عرضی یا ضربدری؛ در جهتی که مسیر را قطع کند
در تقاطع ایستاده بود، بی اطمینان از اینکه کدام مسیر را انتخاب کند. crossways ( اسم – مکانی ) : نقطه ای که چند مسیر یا جاده به هم می رسند؛ تقاطع یا چ ...
تقاطع روستایی برای جشن تزئین شده بود. crosswa در جغرافیا و حمل ونقل: - تقاطع جاده ها یا خیابان ها
داستان از نقطه ی برخورد سرنوشت و انتخاب آغاز می شود. crossways ( استعاری – ادبی ) : نقطه ی تصمیم گیری یا تغییر مسیر در زندگی یا روایت
در نقطه ی تلاقی زندگی اش ایستاده بود، بی آن که بداند کدام مسیر را انتخاب کند. crossway در معنای استعاری یا فلسفی: - نقطه ی تصمیم گیری یا انتخاب بی ...
معلم پاراگرافی را برای دانش آموزان دیکته کرد. dictate ( اداری – آموزشی ) : به کسی گفتن تا او بنویسد.
شرایط ایجاب کرد که مجبور شویم زودتر برویم. dictate ( علّی – تعیین کننده ) : وقتی شرایط یا عوامل خاص، نتیجه ای را تحمیل می کنند یا مشخص می سازند.
مدیر هر جزئیات پروژه را دیکته کرد. dictate ( دستوری – اقتدارگرایانه ) : تحمیل کردن تصمیم یا فرمان به دیگران بدون مشورت.
او بر اساس فرمان وجدانش عمل کرد. dictate ( به عنوان اسم – noun ) : قانون یا فرمانی که از قدرت یا ضرورت ناشی می شود.
کنترل کردن و یا تاثیر داشتن بر چیزی
شرایط ایجاب میکنه که . . .
قطع درختان به منظور استفاده تجاری
این روزا بدبیار شدم snakebit ( احساسی – استعاری ) : وقتی کسی احساس می کنه انگار نحس شده یا هر کاری می کنه نتیجه ی بدی می گیره
تیم کل فصل بدبیار بود، همه ی بازی های نزدیک رو باخت. snakebit ( عامیانه – ورزشی یا روزمره ) : توصیف کسی یا چیزی که مدام دچار شکست، بدشانسی یا اتفاقا ...
او به آموزش زیادی نیاز نداشت؛ مانند اسبی که دهنه اش را می شناسد، می دانست چه کار کند.
دانش آموزان بی تابانه منتظر شروع تعطیلات تابستانی بودند.
برخورد با نوجوانان یاغی نیازمند روش های ملایم و کنترل شده است.
مدیر جدید از ابزارهای کنترل و هدایت برای راهنمایی تیم در مسیر درست استفاده کرد.
هر کودک متفاوت است؛ باید روش مناسب را پیدا کنید تا به او در یادگیری کمک کنید.
یه جوک بود جدی نگیرید bit به معنی "جوک، شوخی، بداهه گویی" نیز هست.
من میتوانم کمی فرانسوی صحبت کنم
می بینم لالمونی گرفتی
زبانم قاصره.
دیروز وقتی این آهنگو پخش کردم باعث شد حس بهتری داشته باشم. لال شده بودم/پشمام ریخته بود/خایه بند شده بودم/حرفی نمیتونستم بزنم تو اون شرایط انقدر خفن ...
می بینم لالمونی گرفتی
دکوراسیون خیلی خوب انجام شده بود.
استیک های گوشت ران کاملا پخته.
ایجاد یک ائتلاف ( در ) دولت / ایجاد یک دولت ائتلافی
شکل گیری و پایبندی به قوانین
آفرینشهای ادبی دیکنز / آثار ادبی دیکنز
تمام جهان / تمام عالم / تمام دنیا / تمام مخلوقات
آفریده شدی که خوشبخت و خوشحالم کنی
این همون ترفندیه که می خوای انجام بدی؟ trick توی شعبده بازی اینا معنی حیله یا ترفند می تونه بده. اما مثلا توی اسکیت سواری به معنی حرکت و حرکت زدنه.
دانش آموزان معلم خود را دست می اندازند
راهزنان از ترفند های مختلفی برای سرقت از مسافران استفاده می کنند.
جاسوس از یک طعمه استفاده کرد تا ماموران دشمن را گمراه کند در حالی که به ستاد مرکزی آنها نفوذ می کرد.
پلیس یک عملیات فریب ترتیب داد تا مجرم را بدون هشدار دادن به او دستگیر کند.
هنرمند یک نقاشی طعمه ساخت تا توجه ها را از شاهکار واقعی اش منحرف کند.
در طول جنگ، ارتش از طعمه ها برای گمراه کردن دشمن در مورد موقعیت نیروهای خود استفاده کرد.
ماهیگیر یک طعمه در آب قرار داد تا ماهی ها را جذب کند و امیدوار بود که ماهی بزرگ تری صید کند.
پیام فریب کافی بود تا هکر را گمراه کند و این اجازه را به شرکت داد تا سیستم خود را ایمن کند.
طعمه ای به شکل یک صندوق گنج جعلی دزدها را به دام پلیس کشاند.
او از یک ایمیل فریب برای فریب دادن کلاهبردار و مجبور کردن او به فاش کردن هویت خود استفاده کرد.
ژنرال دستور داد تا یک مانور فریب انجام شود تا دشمن را در مورد اندازه و جهت ارتش خود گمراه کند.
فریب دادن اردک ها به سمت برکه.
او با پیشنهاد حقوق بالا به این کار جذب شد lure=بوسیله تطمیع بدام انداختن، وسوسه کردن، فریفتن، اغوا کردن
حقوق ناچیز
چطور میتونی اینقدر خودخواه باشی؟
بعضی افراد خیلی خودخواه هستند