پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
٢١,٧٤٧
تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

سربازان یا تجهزات را از طریق هوایی حمل کردن، هوابرد کردن

پیشنهاد
١

جاسوس سیستم ارتباطی دشمن را خرابکاری کرد.

پیشنهاد
١

کارمندان ناراضی خط تولید را به هم ریختند و باعث تأخیر بزرگی شدند.

پیشنهاد
١

او فکر می کند رقیبش در حال کارشکنی در کسب و کار او است

پیشنهاد
١

بالاخره بازی رو بردم برد برد، شام مرغی! winner winner chicken dinner عبارتی برای ابراز شادی و هیجان پس از بردن یا موفقیت در رقابت، بازی، یا شرط بندی

پیشنهاد
١

کار رو گرفت! برد برد، شام مرغی! Winner winner chicken dinner جمله ای نمادین برای تبریک یا اعلام پیروزی، اغلب با لحن شوخ طبعانه یا غیررسمی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرم نریز - کارشکنی نکن و نظمو بهم نزن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کرم نریز - کارشکنی نکن و نظمو بهم نزن

پیشنهاد
١

سایر والدین با ایده او در رابطه با اهمیت خواندن هم نظر هستند.

پیشنهاد
١

من معتقدم تعداد کثیری با دیدگاه من هم نظر هستند.

پیشنهاد
٢

از نظر چیزی با کسی شبیه بودن

پیشنهاد
١

ویژگی لجبازیش شبیه مادرشه!

پیشنهاد
١

او کله خر شده بود برای اجرا کردن کلمباین دیگر.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

کله خراب بودن یا شدن ، کله خر بودن یا شدن برای انجام دادن کاری ( خریت کردن )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

deaf and dumb = D&D

پیشنهاد
١

اینقدر کند ذهن نباش، دستورالعمل ها را با دقت بخوان.

پیشنهاد
١

این نرم افزار ساده طراحی شده، اما بعضی کاربران خیلی کند ذهن هنوز نمی توانند آن را بفهمند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یه حسی بهم گفته بود

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

من حس می کنم تو جدی میگی .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

از روی غریزه تصمیم گرفتن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک بوی تعفن مشمئز کننده و نفرت انگیز

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

تور را بکشید . فرمان به ماهیگیران با تور.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

آستینت را بکش بالا.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پیراهنت را بکش بالا

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( به جایی ) کشاندن

پیشنهاد
١

او به زحمت سبد را همراه خود کشید.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک قرارداد برای حمل کردن زغال سنگ

پیشنهاد
١

دزدها اموال مسروقه را رها کردند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

لنگر را بکشید. فرمان ناخدا است وقتی کشتی میخواهد حرکت کند.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

پول قاچاق خیلی خوبی بود haul وقتی اسم هست به معنای پول قاچاق پول مواد مخدر هم هست

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

( به جایی ) کشاندن

پیشنهاد
١

فقط پنج دقیقه وقت داریم تا به آنجا برسیم، بیا عجله کنیم.

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیا جلو نفس کش؛ نفس کش میطلبم"

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

• نکوهش/مؤاخذه/سرزنش کردن کسی به خاطر عمل ناشایست • احضار کسی برای بازخواست در مورد کار اشتباهش

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای مبارزه نفس کش طلبیدن

پیشنهاد
١

زمانش رسیده که با صدای بلند اعلام کنم، آقا حراجه 35 دلار. فریاد زدن برای جلب توجه، با صدای بلند داد زدن، فراخوان دادن، . . .

پیشنهاد
١

زمانش رسیده که با صدای بلند اعلام کنم، آقا حراجه 35 دلار. فریاد زدن برای جلب توجه، با صدای بلند داد زدن، فراخوان دادن، . . .

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

بیا جلو نفس کش؛ نفس کش میطلبم"

پیشنهاد
١

حتی اگه بخوام واسه کمک فریادم بزنم، نمیتونم call out=داد زدن/فریاد زدن/جیغ زدن و ایجاد صدای بلند واسه کمک خواستن

پیشنهاد
١

بسته به موقعیت می تونه دو تا معنا ازش برداشت بشه: 1. اون اجراش اسکار بهترین بازیگر زن رو براش به ارمغان آورد ( یعنی حقش بود و جایزه رو هم برد ) 2. ب ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره می برید چیزی رو براتون به ارمغان بیاره یا شما رو لایق و شایسته اون بکنه ( بسته به موقعیت )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره می برید چیزی رو براتون به ارمغان بیاره یا شما رو لایق و شایسته اون بکنه ( بسته به موقعیت )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره می برید چیزی رو براتون به ارمغان بیاره یا شما رو لایق و شایسته اون بکنه ( بسته به موقعیت )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یعنی عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره می برید چیزی رو براتون به ارمغان بیاره یا شما رو لایق و شایسته اون بکنه ( بسته به موقعیت )

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکی از کاربردهای earn زمانی است که شما به واسطه عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره می برید لیاقت و شایستگی چیزی رو داشته باشید یا به دست بیارید

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

یکی از کاربردهای earn زمانی است که شما به واسطه عملکردتون یا ویژگی که ازش بهره می برید لیاقت و شایستگی چیزی رو داشته باشید یا به دست بیارید

پیشنهاد
١

این شش ماه خیلی سخت گذشته و فکر می کنم لایق یه چند هفته مرخصی باشم ( حقم هست چند هفته مرخصی بگیرم )

پیشنهاد
١

خیلی زود احترام بازیکنان رو بدست آورد ( در واقع شایستگی این احترام رو کسب کرد ) یعنی کاری کرد که بهش احترام بذارند

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

حقوقی که از کار کردن به دست میاد گرفتن پول برای انجام کاری

پیشنهاد
١

او تونست پول زیادی را با کار کردن کسب کنه