پیشنهادهای آزاده (٢٥,١٣٣)
کتاب با یک صدای تُپ به زمین افتاد.
او احساس کرد قلبش در سینه اش به شدت می تپد.
پای خرگوش صدای تُپ ملایمی روی زمین ایجاد کرد.
در طول طوفان صدای تُپی روی سقف شنیدم.
صدای تُپ بیس در سالن کنسرت طنین انداز شد.
موتور قدیمی هنگام روشن شدن صدای تُپ ریتم داری ایجاد کرد.
بوکسور یک ضربه محکم به شانه حریفش وارد کرد.
صدای ناگهانی تُپ در، همه افراد حاضر در اتاق را وحشت زده کرد.
آن یک ضربه ی خوب نشانه گیری شده بر روی فک بود.
او با یک صدای تالاپ جعبه را پایین گذاشت.
صدای تُپ توپ های دور در سراسر دره شنیده می شد.
با مشت میزنم تو صورتت ها!
با مشت میزنم تو صورتت ها!
آن دو تا مرد او را با مشت و لگد زدند.
قلبش از ترس تپید.
ایده هایی را مطرح کرده بود
دوره ی رمانتیسم ایده هایی را . . . ارائه داده بود
وقتی مشتاقانه منتظر چیزی هستید
منظورم این نیست که پررو باشم forward در بعضی جاها ، پررو یا گستاخ هم معنی میشه .
قدم به قدم ( گام به گام ) رو به جلو . . .
شرکت مثل یک کندوی نوآوری بود. hive ( استعاری – اجتماعی ) : به گروهی از افراد اشاره دارد که با هم برای هدف مشترک کار می کنند یا علاقه ی مشترکی دارند.
زنبورها به کندو برگشتند. hive ( زیست شناسی – واقعی ) : محل زندگی زنبورهای عسل؛ کندو.
بعد از خوردن میگو دچار کهیر شد. hive ( پزشکی – جمع: hives ) : به معنای کهیر یا جوش های پوستی.
باشگاه به کندوی موسیقی دانان جوان تبدیل شد. hive ( فرهنگی – استعاری ) : نشان دهنده ی اتحاد، همکاری و حس جمعی.
او زندگی آروم و بی سروصدای داشت، با رسیدگی کردن به باغ و پرورش دادن کندوهای عسل ش
مرکز فعالیت
از خوش اقبالی پیشنهاد کار در شرکتی رویایی نصیبم شد.
زیبایی شهر وابسته به ساختمانهای باشکوه آن است.
بیشتر کار میدانی شامل ضبط کردن صوت است.
این تیم متشکل از چهار اروپایی و دو آمریکایی است.
پاستا متشکل از آرد و آب است ( پاستا از آرد و آب درست می شود ) .
وظایف او شامل پاسخگویی به تلفن و خوش آمد گویی به بازدیدکنندگان است.
جمعیت عمدتا متشکل از بچه های کالج و کارمندان اداری بود.
آموزش واقعی منوط به این نیست که فقط حقایق را آموزش دهیم.
خمیر نان از آرد , آب و نمک تشکیل شده
روزنامه ها درباره آن آبرو ریزی و رسوایی گزارش دادند.
embarrassed him
تنبیه او در مقابل بقیه دانش آموزها پسر را تحقیر و سرافکنده کرد.
قتل فجیع
به یاد داشته باش، صداقتِ رُک وُ راست آن چیزی است که روابط را تداوم می بخشد.
ناخوشایند
مستندات قدیمی ساده
انتخاب سرنوشت؛ گزینش سرنوشت
قرص ماشین ظرف شویی
فاصلۀ مجاز عملکرد
بخش ادارۀ پست
محل تقسیم و توزیع {غذا، دارو، وجه نقد، موهبت، عدل و داد}
محل توزیع
پرداخت هنگام تقاضا
پرداخت هنگام تحویل