پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٦٠٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شیب و امتداد امتداد ( در زمین شناسی )

پیشنهاد
١

در امتحان جواب یک سوال ناگهان به ذهنم خطور کرد

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در شعر و متون ادبی در صورت همراهی با hour : تیک تاک ساعت

پیشنهاد
١

نبوغ می تواند در هر جایی شکوفا شود.

پیشنهاد
١

میدونی چی منو در مورد عکس العملت غافلگیر میکنه؟

پیشنهاد
١

دستیابی به ( یافتن ) یک توازن صحیح بین کار و زندگی

پیشنهاد
١

به نظرم رسید که او حق داشت.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ساعت دوازده را زد.

پیشنهاد
١

حرف هایش تأثیر عمیقی بر شنوندگان گذاشت.

پیشنهاد
١

رعد به درخت اصابت کرد.

پیشنهاد
١

فاجعه به شهر ضربه زد / رخ داد.

پیشنهاد
١

با شرکت به توافق رسیدند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ایده ای به ذهنم رسید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

او محکم به توپ ضربه زد.

پیشنهاد
١

کارگران برای دستمزد بهتر اعتصاب کردند.

پیشنهاد
١

وقتی ساعت به نصف شب می رسد، هر کسی شروع به خوردن انگور می کند.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

در ذهن ماندن

پیشنهاد
١

ما شاخه های شکسته را برای روشن کردن آتش جمع کردیم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک عدد آدامس

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

کیفتو بچسب! ( گمش نکنی یا ندزدن ازت )

پیشنهاد
١

سال هاست که درگیر تزریق شده.

پیشنهاد
١

ساعت ها تنهاست، فقط تزریق می کنه و چرت می زنه.

پیشنهاد
١

گفت بعد از ترک دیگه هیچ وقت سوزن نمی زنه.

پیشنهاد
١

رفت توی حموم تا به خودش تزریق کنه.

پیشنهاد
١

پرستار گفت: الان یه سوزن کوچولو می زنم!

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

دستم میاد ک چجوری

پیشنهاد
١

جاستین است که تصمیم ها را میگیرد.

پیشنهاد
١

من پی بردم / کشف کردم که اون مهمه

پیشنهاد
١

دست از سردرآوردن از هر چیزی بردارید.

پیشنهاد
١

او نتوانست تصادف را به یاد بیاورد.

پیشنهاد
١

من به اهیمت اون پی بردم / اهمیتش رو درک کردم / فهمیدم

پیشنهاد
١

ما یکم زمان نیاز داریم تا سفارش شاممون رو انتخاب کنیم.

پیشنهاد
١

ما باید راهی را بیابیم برای کاهش هزینه ها.

پیشنهاد
١

باید پی ببرم که کلید هایم را کجا گذاشته ام.

پیشنهاد
١

هرگز بهت اجازه نخواهم داد سر از کارم دربیاری!

پیشنهاد
١

نتوانستم پاسخ مسئله ریاضی را حل کنم.

پیشنهاد
١

مدتی طول کشید تا معنی آنچه او می گفت را درک کنم.

پیشنهاد
١

او یکی از چهره های سرشناس حقوق مدنی شد ( به حساب اومد ) .

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

رزو کردن یک جلسه ی آموزشی

پیشنهاد
١

مهمون ( اینجا دشمن ) داریم. باید بزنیم به چاک!

پیشنهاد
١

تا الان ( دیگه ) پروازتو رزرو کردی؟؟؟

پیشنهاد
١

اصطلاحا : افکار او را میخواندم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

معنی رفتن می ده، مثلاً وقتی توی جشن هستین و خسته کننده اس book: leave a place quickly

پیشنهاد
١

او مجبور شد مرخصی بگیرد چون پسرش بیمار بود.

پیشنهاد
١

من می خواهم یک پرواز به پاریس رزرو کنم.

پیشنهاد
١

ما برای امشب یک میز در رستوران رزرو کردیم.

پیشنهاد
١

پلیس رو دیدیم و مثل برق در رفتیم

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

[ریاضیات] نقشه ی نمونه

پیشنهاد
١

یک نمونه نخستین در مقیاس کوچک آزمایش شده بود

پیشنهاد
١

مرد نابینا همیشه از حفظ اواز می خواند.