پیشنهاد‌های آزاده (٢٥,١٣٣)

بازدید
١٧,٦٠٠
تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

شکوفه های پرپر / شکوفه های پژمرده

پیشنهاد
١

در این ورزش 5 دقیقه آخر بگذارید حداکثر تلاشمان را بکار گیریم.

پیشنهاد
١

کار کردن روی واکسن برای جلوگیری کردن از هاری

پیشنهاد
١

میتونیم به همه فرصتی برای بقا بدیم

پیشنهاد
١

جیک نگاهی تمسخر آمیز به او انداخت

پیشنهاد
١

احساسم اینه ی فرصت بهم بدی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

It means it was great, like gold. Could be a joke, album, song, something someone said, dance routine, quote, etc.

پیشنهاد
١

سالن غذاخوری اردو روزانه به بیش از ۲۰۰ کودک غذا می ده.

پیشنهاد
١

با اون همه داد و بیداد، انگار توی سالن غذاخوری منطقه ی جنگی بودیم!

پیشنهاد
١

همه ساعت ۱۸ صف می کشن برای شام توی سالن غذاخوری.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

درگیر شدن دعوا کردن زد و خورد کردن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

یک افتضاح حسابی

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عصبیم نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

آزارم نده

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باهام بدرفتاری نکن/سو استفاده نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

باهام بدرفتاری نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اذیتم نکن /پریشانم نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اذیتم نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

خشمگینم نکن / عصبانیم نکن

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

عذابم نده

پیشنهاد
١

اگه جای تو بودم سر به سرش نمیذاشتم.

پیشنهاد
١

اونقدر مست بود که تختشو به نجاست ( کثافت ) کشید.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داری موهامو بهم میریزی.

پیشنهاد
١

یللی تللی کردنو بذار کنار، یه کار مفیدی بکن

پیشنهاد
١

اولین سال دانشگاهمو داشتم وقت تلف میکردم و ول میچرخیدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بچه هامو ناراحت کردم.

پیشنهاد
١

این دفعه واقعا گند زدم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اون پشت آشفته بازاره

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

این آشفته بازار رو ببین

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

بازم گند زدی

پیشنهاد
١

وقتی که همسرش او را ترک کرد به هم ریخته بود ( در یک آشفتگی یا به هم ریختگی بود )

پیشنهاد
١

داشتم برنده میشدم تا اینکه یکی لو داد.

پیشنهاد
١

رازم رو بهشون نگو

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

داری لو میدی منو!

پیشنهاد
١

وسط جلسه قاطی کرد.

پیشنهاد
١

وقتی ازش انتقاد می شه، معمولاً از کوره در میره.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

[برق و الکترونیک] ولتاژ سوراخ کننده ولتاژی که قطعه آزمایشی در آن به طور الکتریکی سوراخ می شود.

پیشنهاد
١

شرکت در حال موفقیت است و عملکرد خوبی دارد

پیشنهاد
١

امیدوارم در شغل جدیدت موفق باشی

پیشنهاد
١

او در مدرسه خوب عمل می کند، یا پیشرفت تحصیلی خوبی دارد.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

فقط برای اینکه بتونم اونا رو بپوشم

پیشنهاد
١

یه لحظه منو سریع تو ویدیو زنده بیار بالا ( یعنی یه چیز میخواد بگه و بره . قصد ماندن نداره )

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

Synonyms for Well struck : - single blow - good hit - nice shot - good shot - big hit - good whack - good punch - nice hit - good one ...

پیشنهاد
١

همه با احساس خوبی از بازی رفتند.

پیشنهاد
١

درباره همه عقیده ها با دقت فکر کن

پیشنهاد
١

من راستش تو راه بودم که بیام شما رو ببینم.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

اثر گذاشتن بر تاثیر گذاشتن بر

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

[نفت] سنگ برون ریزشی

پیشنهاد
١

او در محبت هایش احساساتی بود.

تاریخ
٥ ماه پیش
پیشنهاد
١

ما مجبور بودیم هرچه در چنته داریم رو کنیم