نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kick on: ( عامیانه ) آغاز به کار کردن، به کا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kick off pressure: [نفت] فشار راه اندازی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're dead: کلکت کندست پوستت کندست
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
fucking up: messing up, making a botch of
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kiken: [کاراته] کی کن - عدم حضور در مسابقه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
kiker: [نساجی] ماشین لگد زنی یا مالش دادن ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrent fraction: [ریاضیات] کسر متناوب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrent event: [آمار] پیشامد بازگردنده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrence decimals: [ریاضیات] اعشار متناوب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrence criterion: [آمار] ملاک بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recur to past memories: return to thoughts of past events
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive partitioning: [آمار] اِفراز بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive loop: [ریاضیات] حلقه ی بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive formula: [ریاضیات] فرمول بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive filter: [برق و الکترونیک] فیلتر بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive algorithm: [کامپیوتر] الگوریتم بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursion relation: [برق و الکترونیک] رابطه بازگشت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursion method: [برق و الکترونیک] روش بازگشت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurring payoff: income from interest earned on inve ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurring losses: [حسابداری] زیانهای مکرر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrent state: [آمار] وضعیت بازگردنده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrent sequence: [ریاضیات] دنباله ی بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive subroutine: زیر روال بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrent expenditure: expense that occurs repeatedly
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurring decimal: ( ریاضی ) کسر اعشاری متناوب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurvate: برگشته
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive query: [برق و الکترونیک] پرس و جوی بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive programming: [ریاضیات] برنامه ریزی بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive routine: روال بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurvature: برگشتگی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurrenge: برگشت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursivity: بازگشتی بودن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive procedure: رویه بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recursive function: تابع بازگشتی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
recurring decimals: اعشار دوری
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the damned: جهنمی ها
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the devil makes work for idle hands: شیطان آدم بیکاره را آسان تر وسوسه م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the dansant: مجلس چای و رقص عصرانه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the dardanelles: strait that divides between the asi ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the divinity: خدا
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the deluge: ( انجیل ) طوفان نوح
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
the depression: رکورد اقتصادی امریکا بین سال های 19 ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the drop: کندو
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
pinchbeck: آمیزه ی مس و روی ( که در جواهرات بد ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد با حداقل ٥ رای

-
دیکشنری
-
come on over: an informal invitation
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
conservative judaism: stream of judaism which believes in ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction velocity: [عمران و معماری] سرعت اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction type: [عمران و معماری] نوع اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction spinning machine: [نساجی] ماشین ریسندگی اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction spinning: [نساجی] ریسندگی اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction spindle: [نساجی] دوک اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction soil: [زمین شناسی] خاک مالشی، خاکهای اصطک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction sensivity: [زمین شناسی] حساسیت درمقابل اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional force: [برق و الکترونیک] نیروی اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction bonding: [برق و الکترونیک] پیوند اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional divergence: [آب و خاک] واگرائی اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction sensitivity or friction or friction or sensitivity: [زمین شناسی] حساسیت درمقابل اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional convergence: [آب و خاک] همگرائی اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction slope: [عمران و معماری] شیب اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional coefficient: [نساجی] نسبت اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction feed: [کامپیوتر] تغذیه کاغذ تک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction yielding prop: [معدن] پایه فلزی اصطکاکی ( نگهداری ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictionally: از طریق اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction barrier: [عمران و معماری] مانع اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be stuck up: متکبر ، پرافاده و مغرور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction socket horn socket: [نفت] لوله ی مانده گیر اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction pile: [عمران و معماری] شمع اصطکاک - شمع م ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction coefficient: [پلیمر] ضریب اصطکاک
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional properties: [پلیمر] خواص اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional motion: [عمران و معماری] حرکت اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be snooty: از دماغ فیل افتاده پر فیس و افاده خ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional resistance: [نفت] مقاومت اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
frictional heat: [نفت] حرارت اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction cone penetrometer: [خاک شناسی] نفوذسنج مخروطی اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to be a snob: افاده ای/خودشیفته بودن Jack's su ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction climbing: صعود اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction calender: [نساجی] کالندر اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
stressed state: [پلیمر] حالت تنش دار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction bush type twisting unit: [نساجی] واحد تاب دهنده اصطکاکی بوش
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction breccia: [زمین شناسی] برش های تکتونیکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction block: [عمران و معماری] بلوک آرام کننده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smith and wesson: american company based in springfie ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction hitch: گرة چفت شونده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smith chart: [برق و الکترونیک] جدول اسمیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction head: [آب و خاک] بلندی مالشی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction finish: [نساجی] تکمیل اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction disc type twisting unit: [نساجی] واحد تاب دهنده اصطکاکی دیسک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction contact: [برق و الکترونیک] تماس اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithson: family name; james smithson ( 1765 ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction measuring weir: [آب و خاک] سرریز اصطکاکی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction losses: [عمران و معماری] افت اصطکاک - تلفات ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
friction hoist: [معدن] بالابر اصطکاکی ( ترابری )
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithite: [زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smith bain lifetime distribution: [آمار] توزیع اسمیت - بِین برای طول ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithsonian magazine: monthly magazine from the smithsoni ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithsonian institution: american research and educational i ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jaws of life: ( نام بازرگانی دستگاه قیچی مانندی ک ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
jawsmith: مردم فریب
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithsonite or calamine or calamine or zinc spar or galmei: [زمین شناسی] اسمیت زونیت - فرمول شی ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithsonite: ( شیمی : کربنات روی به فرمول znco3 ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithsonian: the smithsonian institution
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithsonian lnstitution: بنیاد اسمیسونیان ( مشتمل بر چند موز ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithery: آهنگری، فلزکاری، فلزسازی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smithy: کارگاه آهنگری، آهنگر خانه، دکان آهن ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smirkingly: with a self - satisfied grin, smugl ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
smirker: one who smirks, one who smiles smug ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush george: george bush was president of the un ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush clover: shrub or plant of the legume family ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush hammering: [عمران و معماری] چکش کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush thick undergrowth: [زمین شناسی] بوته ، بوته زار ، شاخ ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bushveld: large wild region or wild and uncul ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bushmen tribes: group of tribes that live in southe ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
busheller: person who alters or mends
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush lot: ( کانادا ) پاره زمین جنگلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush bean: ( گیاه شناسی ) لوبیای بته ای
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush jacket: پالتوی کمربنددار کوتاه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush leaguer: ( بیس بال ) عضو تیم کوچک و کم اهمیت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush pig: ( جانورشناسی ) خوک جنگلی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush hammer: چکش سنگ تراشی، چکش برقی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is no rush: هیچ عجله ای نیست
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scheduled events: رویدادهای برنامه ریزی شده
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bush baby: ( جانورشناسی - گونه های نخستیان میم ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working asset: سرمایه کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working drawing: [عمران و معماری] نقشه اجرایی
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
looks like a million dollars: بسیار شیک و زیبا به نظر رسیدن است.
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working fund: [ریاضیات] تنخواه گردان
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working frequency: [برق و الکترونیک] فرکانس کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working line: [عمران و معماری] خط عمل
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working hours method: [ریاضیات] روش میزان ساعات کارکرد
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working hotelling scheffe confidence band: [آمار] نوار اطمینان ورکینگ, هتلینگ
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working gage: [نفت] رزوه سنج کارگاهی
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working cycle: [عمران و معماری] دوره عملیات
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working clothes: comfortable clothing that one wears ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital turnover: [حسابداری] ( دفعات ) گردش سرمایه جا ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital components: [حسابداری] اجزای تشکیل دهنده سرمایه ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital analysis: [حسابداری] تجزیه و تحلیل سرمایه در ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working blade: [سینما] تیغه قطع کننده نور
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working beam: radio beam, radio signal, transmiss ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working apeture: [سینما] دهانه مفید - روزنه کار
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working youth: israeli youth movement based on the ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working stress: [عمران و معماری] تنش مجاز
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working section: [زمین شناسی] از جبهه کار تا نقطه ای ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working method: system of working, way that one wor ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working load or service load or service load: [زمین شناسی] بار بهره برداری، بار س ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital provided from used in operations: [حسابداری] سرمایه در گردش حاصل از ( ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working boots: boots that are used for work ( espe ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working bench: [زمین شناسی] پله موقت
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working standard: [صنعت] استاندارد کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working place or stope or drive or stope or drive: [زمین شناسی] کارگاه استخراج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working voltage voltage rating: [برق و الکترونیک] ولتاژ کاری
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working stope or drive: [زمین شناسی] کارگاه استخراج
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
working capital ratio: [حسابداری] نسبت سرمایه در گردش
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll get back to you: سریعا به شما پاسخ خواهم داد I’ll g ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is any way: به هر وسیله ممکن
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nonesuch: چیز بی نظیر
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
nones: ( تقویم روم باستان ) نه روز پیش از ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have enough on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have so much on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have a lot on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enough on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so much on my plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as broad as long: این اصطلاح یعنی بین دو یا چند گزینه ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have too much on plate: اصطلاح a lot on my plate را ممکن اس ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a raw deal: این اصطلاح را با معانی زیر می توانی ...
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
have ones fingers crossed: امیدوار بودن برای اینکه چیز ها به ن ...
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fancy running into you here: خوش حالم که اینجا بهت برخوردم
١ سال پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gotta pic: ( internet slang ) do you have a pi ...
١ سال پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
gottardiite: [زمین شناسی] نوعی کانی - فرمول شیمی ...
١ سال پیش