نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the professional russian gymnast swung round on the parallel bars: ژیمناست حرفه ای روسی روی میله های پ ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your car has a flat tire: لاستیک ماشینت پنچر شده.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood with her and they faced the threat together: طرفش را گرفت ( طرفش ماند ) و با هم ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swift action: اقدام فوری یا عاجل
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
playing truth or dare: جرات حقیقت بازی کردن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can buy almost everything from a newspaper stand in iran: در ایران میتوانید از یک دکه روزنامه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the black experience in america has been without parallel in the experience of other peoples: تجربه سیاهان در آمریکا در تجربه سای ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how dare he tell me what to do: چطور به خودش اجازه میده که. . . چط ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can prepare a healthy meal in ten minutes flat: شما می توانید یک وعده غذایی سالم را ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a swift current carried him downstream: یک جریان تند او را به پایین دست رود ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the reason for the wilting of the plants is the lack of rain: دلیل پژمردگی گیاهان کمبود باران است ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't ghost me you disappear: منو قال نذار. یکهو غیبت می زنه.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the button on my shirt is loose: دکمه روی پیراهنم شل است.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there’s an incredible parallel between the talking blues of 50 years ago and today’s rap music: یک شباهت باورنکردنی بین بلوز پرطرفد ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ghost on somebody: قطعِ کامل و ناگهانیِ یک ارتباط ( مع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police took swift action against the rioters: پلیس بی درنگ علیه آشوبگران اقدام کر ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is your stand on this issue: موضع تو در این مورد چیست؟
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how dare you use my car without asking: چجور به خودت اجازه میدی که بدون اجا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this soda is completely flat: این نوشابه گاز نداره.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you ring these up: آیا میتونید اینها رو حساب کنید rin ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some streets lack trees: بعضی خیابان ها درخت کم دارن
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we couldn't afford our current: ما نمیتونیم از عهده مخارج فعلی مون ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cambridge lies near the 52nd parallel: کمبریج در نزدیکی 52مین مدار فرضی دا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to ghost on someone: قطعِ کامل و ناگهانیِ یک ارتباط ( مع ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been leaving a trail of broken hearts in my wake: من ردی از قلب های شکسته از خود به ج ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he rang up the wrong amount: او رقم آنها را اشتباه حساب کرد ring ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my family can't stand listening to loud music: خانواده من تحمل گوش دادن به موزیک ب ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
loose connective tiss: loose پزشکی :سست ، بافت پیوندی سست
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gazelle is one of the swiftest of animals: غزال یکی از فرزترین حیوانات است.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i dive to my own taste: من به سلیقه دلخواه خودم
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the losing team: تیم بازنده
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you look like you're at your own wake: تو به نظر می رسی مانند اینکه در مرا ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a loose tooth: او یک دندان لق دارد
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thank you for your swift reply: از پاسخ سریع شما متشکرم.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't stand his lies anymore: من دیگر نمی توانم دروغ های او را تح ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i ring that up for you: من صورت حسابتون رو فاکتور می کنم. ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lack of taste: بد سلیقه
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she lives in a large flat in new york: او در آپارتمان بزرگی در نیویورک زند ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't you dare try and justify what you're doing: دیگه نبینم سعی کنی و کارت رو توجیه ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a losing proposition: پیشنهاد بد فرجام
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i like to wear loose clothing: من دوست دارم لباس های گشاد بپوشم.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where do i stand: کجام یا کجا قرار میگیرم؟ ( چه نمره ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be on the loose: ول شدن ( مجرم یا حیوانی خطرناک ) از ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the parallels with another very famous case are plain to see: بموازات با مورد بسیار مشهور دیگری ق ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
somebody tapped me on the shoulder: یه نفر بر شانه ام زد.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know where you stand: میدونی جایگاهت چیه؟
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is a killer on the loose: یه قاتل داره همینجور برا خودش ول می ...
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone tapped me on the shoulder: یه نفر بر شانه ام زد.
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
turn off the tap: شیر آب را ببندید
١٠ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a loose tooth: او یک دندان لق دارد
١٠ ماه پیش