نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she ducked into a shop to avoid her ex: رفت تو یه مغازه که از دست دوست پسر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lens enlarge the image: عدسی تصویر را بزرگ می کند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make shadow puppets: سایه شکلک درست کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge it to me: این را پای من حساب کنید ( جزءبدهی م ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bottom of the hill: پایین تپه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he always ducks out of meetings when things get tough: همیشه وقتی اوضاع سخت می شه از جلسه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duck the ball's coming: سرتو بگیر پایین! توپ داره میاد! duc ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge the cost to my account please: لطفا هزینه را به حسابم بگذارید.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bottom of each page: پایین هر صفحه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just like the stars shining bright: درست مثل ستاره هایی که می درخشند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we finally found a shade of a tree to sit in: سرانجام سایه ی درختی پیدا کردیم و د ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was not a help rather a hindrance: rather=بلکه ( برای بیان تضاد ) نه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow his shadow: سایه کسی را تعقیب کردن، تاکید بر فا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duck behind sth or someone: پشت کسی یا چیزی پنهان گرفتن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we should be involved with people: ما باید با مردم در ارتباط باشیم inv ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the engineer dummied a prototype for the demo: مهندس یه نمونه ی آزمایشی درست کرد ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duck behind sth or somebody: پشت کسی یا چیزی پنهان گرفتن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
follow her shadow: سایه کسی را تعقیب کردن، تاکید بر فا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't involve me in your problems: من را در مشکلاتت درگیر نکن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's rather cold outside today: امروز هوا بیرون نسبتاً سرد است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his sayings are the type of modern wisdom: گفته های او نمونه ای از خردمندی مدر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he dummied past two defenders before scoring: با یه حرکت فریبنده دو مدافع رو جا گ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dark shadow: سایه شوم، به فارسی میگوئیم بختک شوم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duck behind something or somebody: پشت کسی یا چیزی پنهان گرفتن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love to do shadow puppets: عاشق اینم که سایه شکلک درست کنم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the test was rather difficult but i think i did well: امتحان کمی سخت بود، اما فکر می کنم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
can you make shadow puppets with your hands on the wall: می تونی با دست روی دیوار سایه شکلک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
duck it: بپیچونش ( از زیر کار در رفتن هم او ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
charge sb: متهم کردن کسی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if she were involved in business she would make a strong chief executive: اگر او درگیر تجارت نبود، مدیر اجرای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is rather a difficult book: کم و بیش کتاب دشواری است. rather=ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the shadows lengthened as the sun went down: هرچه خورشید بیشتر رو به غروب می رفت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my new duties involve managing the whole team: وظایف جدیدم شامل مدیریت کل تیم می ش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i enjoy her company: من از همراهی با اون لذت میبرم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the farmers' club is an organization for people involved in agriculture: باشگاه کشاورزان یک سازمان برای افرا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is rather the best class: در عوض، بهترین کلاس است. rather=در ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shadows of mind: تاریکی های ذهنی و روانی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the job involves a lot of travel: این شغل شامل سفرهای زیادی است. inv ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dummy pronoun: ضمیر تهی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i enjoy his company: من از همراهی با اون لذت میبرم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's rather the best class: در عوض، بهترین کلاس است. rather=در ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
white shadow: سایه همای سعادت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a company of parrots: یه دسته طوطی company به یه دسته طوط ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't duck me for ever: نمیتونی منو واسه همیشه بپیچونی تو ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get involved in: در صورتی که بخواهیم در مورد کار و ش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she dummied a smile to hide her feelings: یه لبخند الکی زد تا احساساتش رو پنه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't want to get involved in their personal problems: او نمی خواست در مشکلات شخصی آنها در ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is there someplace i can get a pair of shoe: جایی پیدا میشه یه جفت کفش بگیرم؟
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's involved in many social activities: او در فعالیت های اجتماعی زیادی شرکت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the temperature is 40 degrees centigrade in the sun but 30 degrees in the shade: دما در آفتاب ۴۰ درجه ی سانتیگراد ول ...
٧ ماه پیش