نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this job can be a real drain on your energy: این کار می تواند واقعا انرژی شما را ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
someone was pounding on the door at midnight: نیمه شب کسی به در می کوبید!
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
any company found to be breaking these rules will be heavily fined: هر شرکتی که فهمیده شود این قوانین ر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
doing us a favor by something: با چیزی به ما لطف می کنند با انجام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the storm drain helped prevent flooding: فاضلاب طوفان به جلوگیری از سیلاب کم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding music: موسیقی بلند و کوبنده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had been choked to death: او با خفه شدن مرده بود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it bugs me that my coffee always gets cold before i finish it: اذیتم می کنه که قهوه م همیشه قبل از ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bathwater slowly drained away: آب وان حمام کم کم خارج شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the guttering was choked with leaves: ناودان با برگها مسدود شده بود.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids alternate between playing inside and outside: بچه ها بین بازی کردن داخل و بیرون ت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a beautiful day she exclaimed: چه روز زیبایی! او با صدای بلند گفت.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once upon a time a king and queen lived in a land of make believe: روزی روزگاری شاه و ملکه ای در سرزمی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm favor of sth: من طرفدار . . . هستم. favor=طرفدار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after graduation he was pounding the pavement looking for a job: بعد از فارغ التحصیلی، مدام دنبال کا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should alternate your exercises to work different muscle groups: باید تمریناتت رو نوبتی انجام بدی تا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look out he exclaimed: مراقب باش! او فریاد زد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drain water from a tank: آب مخزن را کشیدن و خالی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make believe adventure: Make - believe adventure ماجراجوی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm favor of something: من طرفدار . . . هستم. favor=طرفدار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding the pavement: پیاده روی طولانی / گشتن به دنبال کا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lights on the emergency vehicle alternate between red and blue: چراغ های وسیله نقلیه اورژانس بین قر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
drain my wallet: خالی کردن جیب
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can't believe it they exclaimed: باورم نمیشه! آنها فریاد زدند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a miracle he exclaimed: این یک معجزه است! او فریاد زد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding rhythm: ریتم کوبنده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
central europe drains into the danube: آب های اروپای مرکزی به رود دانوب می ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bacteria decay dead plants: باکتری ها گیاهان مرده را تجزیه می ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he could score points at will during the qualifying matches but in the final he completely choked: او می توانست به میل خود در مسابقات ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hurry they exclaimed: عجله کن! آن ها فریاد زدند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the club had pounding music all night: موسیقی کوبنده کلاب تمام شب ادامه دا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i drained the pool: آب حوض را کشیدم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should alternate your shoes to make them last longer: باید کفش هات رو نوبتی استفاده کنی ت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you know what bugs me: می دونی چی اذیتم می کنه؟ وقتی اصلاح ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thick dust choked her: گرد و غبار غلیظ او را به حال خفگی ا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's not fair she exclaimed angrily: این منصفانه نیست! او با عصبانیت فری ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his courage drained away: شجاعت او ته کشید.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we have sunny days and cloudy days that alternate: ما روزهای آفتابی و ابری داریم که یک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i won he exclaimed with joy: من بردم! او با خوشحالی فریاد زد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you see that they exclaimed: دیدی چی شد؟ آنها فریاد زدند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team suffered a pounding defeat in the finals: تیم در فینال شکست سنگینی خورد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are boning me: دارید سر کارم می گذارید! دارید مسخر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a blackboard: یک تخته سیاه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he choked: نفسش بند اومد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it bugs me when people talk during movies: اذیتم می کنه وقتی مردم وسط فیلم حرف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
war had drained the country's manpower: جنگ نیروی انسانی کشور را تحلیل برده ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
oh my goodness she exclaimed: وای خدای من! او با صدای بلند گفت.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding defeat: باخت شدید در جنگ یا رقابت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
flight ba193 for paris is now boarding at gate 37: پرواز بی آ 193 برای پاریس اکنون در ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she choked: نفسش بند اومد
٧ ماه پیش