نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
morning walkers might have the edge when it comes to fat loss: پیاده روی صبحگاهی ( در مقایسه با پی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the drain was clogged so the water didn't go down: کف شور گرفته بود و آب تخلیه نمی شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no thanks i'm fine: نه ممنون. من لازم ندارم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sexually assault: تجاوز جنسی assault معنی تجاوز ( ب ع ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was an edge to his words that made everyone nervous: تو حرفاش یه حالت تند و عصبی بود که ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pounding rain kept us indoors all day: باران شدید و کوبنده تمام روز ما را ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a miracle cure: درمانی معجزه گر یک درمان معجزه آسا
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you go on without me i'll be fine: شما بدون من بروید. من چیزیم نمی شود ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding rain: باران شدید و کوبنده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that smells really good: خوب به نظر میرسه smell در اینجا به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work magic: شعبده بازی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her voice had an edge i hadn't heard before: صداش یه تیزی داشت که قبلاً نشنیده ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
headed west: پیش به سوی غرب
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just hold your horses bill let's think about this for a moment: دندون رو جیگر بزار بیا یه لحظه در م ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the smell of cigarettes on his jacket told me he was a smoker: بوی سیگار روی کت او به من گفت که او ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could be headed to federal prison: ممکنه به زندان فدرال منتقل بشه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was left to cope on my own: به من مسئولیت داده شد تا خودم تنهای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding on the door: کوبیدن به در
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was fined for speeding: او به خاطر سرعت غیرمجاز جریمه شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do me a favor and leave: بهم یه لطفی بکن و برو
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please drain the water from the pasta: لطفاً آب را از ماکارونی خالی کن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the group will study how the region coped with the loss of thousands of jobs: - اون گروه بدقت بررسی خواهند کرد تا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after running i felt my pounding heart in my chest: بعد از دویدن، تپش شدید قلبم را در س ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a parking fine: جریمه پارک غیرقانونی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they decided to undrain the pond for maintenance: آنها تصمیم گرفتند برکه را برای تعمی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i can cope with it myself: خودم از پسش برمیام
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i took aspirin for my pounding headache: برای سردرد ضربان دارم آسپرین خوردم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're doing fine: داری خوب انجام می دهی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the long hike i felt completely drained: پس از پیاده روی طولانی، کاملاً خسته ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep going like that: همینطور ادامه بده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these problems have a political edge to them as well: این مسایل بعضی وجوه/جنبه های سیاسی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding headache: سردرد ضربان دار
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she struggled to cope with the loss of her job: او با مشکلات رفتاری ناشی از از دست ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a kitchen drainer is helpful for drying dishes: یک آبکش آشپزخانه برای خشک کردن ظروف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things were going fine until you showed up: اوضاع داشت خوب پیش می رفت تا اینکه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has the edge over the others: اون بهتر از بقیه است
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make believe friend: Make - believe friend دوست خیالی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some members are not favored over others: برخی از اعضا نسبت به دیگران برتری ن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he built his own house and laid his own drains: او خانه اش را خودش ساخت و زهکشی های ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent the afternoon pounding nails into the wall: عصر را صرف کوبیدن میخ ها به دیوار ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's amazing he exclaimed: این شگفت انگیزه! او با صدای بلند گف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we alternate cooking dinner i cook monday she cooks tuesday: ما برای شام پختن نوبتی عمل می کنیم؛ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
may i ask a favor: میتونم یه خواهشی بکنم؟
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make believe story: Make - believe story داستان خیالی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was a drain on his parents: او باری بر دوش والدینش بود.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding nails: کوبیدن میخ ها
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wow she exclaimed: وای! او فریاد زد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she works from home on alternate days: او یک روز در میان از خانه کار می کن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his suggestion about holding classes in nature was favore: پیشنهادش درباره ی برگزاری کلاسها در ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make believe world: Make - believe world دنیای خیالی
٧ ماه پیش