نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
utter waste of time: وقت هدر دادن مطلق
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of the same size: هم اندازه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what happen if i break the rules: چه اتفاقی می افته اگر من قوانین را ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what if you couldn't pay my money back: اومدیم ُ نتونستی پولم را پس بدی! wh ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she detected some errors in the report: او برخی از خطاها را در گزارش پیدا ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this instrument detects and registers the slightest change in temperature: این ابزار کوچک ترین تغییر درجه ی حر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do i detect a whiff of perfume: بوی عطری رو حس میکنم؟ به مشامم میر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how can life be the same without him: زندگی بدون او چه جوری میشه ( مثله ق ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what if you get lost: اگه گم شدی چی؟؟ What if=اگه. . . . ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she easily detected the real killer: او قاتل حقیقی را به آسانی شناسایی ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she brought up her children in just the same way her mother did: او بچه هایش را همان طور که مادرش ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was wearing exactly the same dress as i was: او دقیقا لباسی یکسان با آن که من پو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her channel is full of how to videos on makeup: کانالش پر از ویدیوهای آموزشی آرایشه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are the same: ما همه مثل هم هستیم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a how to guide about: A how - to guide about یک راهنمای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a how to class in cake decorating: یک کلاس عملی در تزیین کیک how - to ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of the same color: هم رنگ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her words scorched his pride: حرف هایش غرورش را سوزاند. scorch ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the desert sun scorched the ground: آفتاب بیابان زمین را سوزاند. scorc ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hot iron scorched his shirt: اتو داغ پیراهنش را سوزاند. scorch ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are making a hundred dollar: شما 100 دلار در امد دارید
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i brought my dad a fresh a cup of tea: من برای پدرم یک فنجان چای تازه اورد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there were scorch marks on the table: روی میز آثار سوختگی دیده می شد. sc ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food contained an additive to help it stay fresh: غذا ها شامل یک افزاینده اند که کمک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we got up the next day feeling fresh: روز بعد با احساس شادابی از خواب برخ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
good english gives students an edge abroad: انگلیسی خوب به دانشجوها خارج از کشو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mom hold your horses we'll leave in five minutes: مامان، یه لحظه صبر کن! پنج دقیقه دی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this skill gives you an edge at work: این مهارت به تو در کار مزیت می دهد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
were headed back to school: به مدرسه بازگشتند
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's far too wet he avoids all sorts of decisions: او خیلی بی عرضه است، از انواع تصمیم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i know you're excited but hold your horses before you buy it: می دونم هیجان زده ای، ولی قبل از خر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
where are you headed to today: امروز کجا میری؟
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you realize me: مرا درک می کنی؟ realize=درک کردن ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it gave him an edge in the competition: باعث شد در مسابقه برتری پیدا کند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold your horses we haven't finished the last question yet: صبر کن! هنوز سوال آخر رو جواب ندادی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's far too wet: او خیلی بی عرضه است wet=بی عرضه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i had a bowl of fresh bread: دیشب یک نان تازه را کامل خوردم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scorching lecture: سخنرانی داغ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give something an edge: به چیزی برتری یا مزیت دادن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the buildings were scorched by the fire: ساختمانها توسط آتش ( بصورت سطحی ) س ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the fresh morning air was invigorating: هوای بامدادی بسیار ارامش بخش بود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
grass scorched by the sun: چمن توسط خورشید خشک شده بود.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the pounding waves destroyed part of the pier: امواج کوبنده بخشی از اسکله را نابود ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the drainage system helps prevent flooding: سیستم تخلیه به جلوگیری از سیلاب کمک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prized student: شاگرد ممتاز دانش آموز برگزیده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a fine looking woman: یک خانم زیبا
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pounding waves: امواج کوبنده
٧ ماه پیش