نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
muffled squealing: ناله ی گرفته، عرعر گرفته و خفیف
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp bend: یک پیچ تند
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the contract has several important conditions that must be met: قرارداد چندین شرط مهم دارد که باید ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cover your ears cause it has no muffler: گوشهایت را بگیر چون اون صداخفه کن ن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are a couple of fudge options at hand but neither entirely bridges the divide: چند گزینه ناقص و نادرست در دسترس اس ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
child's vocabulary expands through reading: ( دایره ) واژگان کودک از طریق خواند ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids were scurrying around the house looking for their toys: بچه ها این طرف و آن طرف خانه می دوی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tech companies joined the fray with new products: شرکت های فناوری به رقابت پیوستند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
scamper away: دررفتن - گریختن - پا به فرار گذاشتن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the news rocked the world: آن خبر، جهان را شوکه کرد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the seller agreed to the deal but only under two conditions: فروشنده با معامله موافقت کرد، اما ف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp turn: یک پیچ تند
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have managed: موفق شدن در انجام کاری، توانستن به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a sharp eye for a bargain: او چشم تیزبین به یک معامله دارد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he made a fudge of one of her feet: او یکی از پاهایش را به شکلی ناشیانه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
student numbers are expanding rapidly: تعداد دانشجویان به سرعت در حال افزا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when he saw his boss coming he scurried back to his desk: وقتی رئیسش را دید، با عجله برگشت سر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they rocked the stage with their energetic performance: آنها با اجرای پرانرژی شان صحنه را ت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a journalist with an extremely sharp mind: یک خبرنگار با ذهنی بسیار هوشیار
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake sb off: دک کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stray into someone's arms: در آغوش کسی پرت شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your trap shut: دهنت را ببند
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sprinkle the spices over the hot fudge: ادویه ها را روی فاج داغ بپاشید.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our new director is very sharp: مدیر جدید ما بسیار تیزبین است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the laboratory is expanding its capacity to produce computer chips: آزمایشگاه در حال گسترش ظرفیت خود بر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
told you i'd rock that shit: بهت گفته بودم می ترکونم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake someone off: دک کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor said her condition is stable now: دکتر گفت که وضعیت سلامتی او اکنون ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'd be better off shaking this rat off: واسم بهتره اون زیرآب زن رو دک کنم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp mind: ذهنی هوشیار
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
even more surprising is glenny's attempt to fudge the fundamental issues of the balkan conflict: حتی جالب تر، تلاش گلنی برای پنهان ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stray into somebody's arms: در آغوش کسی پرت شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
birdwatchers need to have sharp ears and eyes: پرنده بازان باید گوش و چشم تیزبین د ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if she managed to do it so can i: اگر او توانست این کار را انجام دهد، ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the air in the balloon expands when heated: هوای بالون هنگام گرم شدن منبسط می ش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his nerves were frayed after the long meeting: اعصابش بعد از جلسه طولانی تحلیل رفت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the patient's condition is stable: وضعیت بیمار ثابت است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chocolate and chocolate sauces toffees fudge butterscotch carob chocolate: شکلات و سس شکلات، تافی، فاج ( نوعی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp dresser: یک فرد شیک پوش
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was a sharp reminder of how dangerous the world can be: این یک یادآوری روشن بود که جهان چقد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if he managed to do it so can i: اگر او توانست این کار را انجام دهد، ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stray into sb's arms: در آغوش کسی پرت شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she scurried off to grab a coffee before the meeting started: قبل از شروع جلسه با عجله رفت قهوه ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a kind of trap: نوعی تله است
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they expanded their retail operations during the 1980s: آنها در طی دهه 1980 فعالیتهای خرده ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i rock you: I love you دوستت دارم در زبان خیابا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company entered the fray with a new product: شرکت با یک محصول جدید وارد رقابت شد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before buying the house we checked its condition very carefully: قبل از خرید خانه، وضعیت ( کیفیت ) آ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he joined the political fray: او به نزاع سیاسی پیوست.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shake your head: سرت را تکان بده همان ب معنای مخالفت ...
٧ ماه پیش