نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have this sharp pain in my chest doctor: دکتر، من این درد شدید را در قفسه سی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the frayed fabric looked vintage: پارچه ریش ریش شده قدیمی به نظر می ر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was a little sharp with me when i asked him to help: وقتی از او کمک خواستم کمی با من تند ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strip all the land of plants: لخت کردن ( خالی کردن ) زمین از گیاه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i suddenly felt a sharp pain in my back: ناگهان دردی شدید در کمرم حس کردم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was stripped of his rank: خلع کردن کسی از مقام اش سلب کردن حق ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some of these look a little frayed: بعضی هاشون به نظر یکم ساییده شدن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she drew a sharp distinction between domestic and international politics: او تمایزی شفاف بین سیاست داخلی و بی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was stripped of his rights: خلع کردن کسی از مقام اش سلب کردن حق ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is your financial condition: وضعیت مالی شما چه طوره؟ condition=و ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can't just loaf around all day—get to work: نمی تونی کل روزو علافی کنی—برو سر ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do a strip: لخت شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
todd is a sharp dresser: "تاد" یک فرد شیک پوش است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something in: ضمیمه کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
its teeth are razor sharp: دندان های آن بسیار تیز هستند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she began to strip: شروع کرد به لخت شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
of the human condition: مصیبت ها، بدبختی ها، غم و اندوه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spent the afternoon loafing in the park: کل بعد از ظهر رو تو پارک علافی کرد. ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something on: اضافه کردن، افزودن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wanted to strip the old paint of the wall: میخواد رنگای کهنه دیوار رو بریزه st ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sure you use a good sharp knife: مطمئن شوید که از یک چاقوی تیز خوب ا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what i buy is conditioned by the amount i earn: چیزی که می خرم توسط حقوقم تعیین میش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
football team rocked by scandal: اعضای تیم فوتبال بخاطر رسوایی ببار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add something together: ترکیب کردن، به هم در آمیختن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we came to a sharp bend in the road: ما به یک پیچ تند در جاده رسیدیم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have one condition: یک شرط دارم condition=شرط
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they were loafing like couch potatoes all weekend: کل آخر هفته رو مثل سیب زمینی های مب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in sharp contrast: در تضاد شدید ( به گونه ای که به وضو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how is her condition: وضعیت او چگونه است؟ condition=وضع س ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the strip: خارج از خیابان اصلی شهری ( شمالِ آ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
are there any seats left: آیا صندلی ای باقی مانده است؟
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
all right but under one condition: خیلی خب ولی به یه شرط
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a steeple crowned by a gilded weathercock: بر فراز برج کلیسا با یک بادنمای طلا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please don't do anything until things cool off: لطفا کاری نکن تا اب ها از اسیاب بیف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a sharp suited business executive: یک مدیر تجاری شیک پوش
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is there any bread left: آیا نانی باقی مانده است؟
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my mother has lung condition: مادرم بیماری ریه دارد condition=بیم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on the point of dying: در شُرف مرگ، نزدیک به موت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to sing sharp: بالاتر از نوت ( موسیقی ) خوندن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
several years ago: چندین سال قبل
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you find any good movies on netflix: آیا فیلم خوبی در نتفلیکس پیدا کردی؟
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the medieval pantry stored wine and bread: آبدارخانه ی قرون وسطایی شراب و نان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the largest firms may ultimately become unstoppable: بزرگترین شرکتها شاید در نهایت توقف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
liquid handwash: مایع دستشویی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that'll be nine bucks: میشه ۹ دلار
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i swapped the old machine for a newer model: من ماشین قدیمی را با یک مدل جدیدتر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have any pets: من هیچ حیوان خانگی ای ندارم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the forth member of their family: چهارمین عضو ( نفر ) خانواه انها
٧ ماه پیش