نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the issue would always be suspect from now on: مسئله برای همیشه زیر سوال خواهد رفت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't break the chain: حلقه تو، نشکن منظور اینه زنجیره مطا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is a chain smoker: پشت سرهم سیگار میکشه ( او یک سیگار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
discuss the following questions with a partner: درباره سوالات زیر با یک همکار ( شری ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
makes me uneasy: منو عصبی میکنه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they discussed the issue for hours but couldn't agree on a solution: آنها ساعت ها در مورد موضوع بحث کردن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's vitally important to keep snow chains in the boot of the car: خیلی مهم هستش که زنجیر چرخ رو در صن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put one's finger on the pulse of sth: با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the team will discuss the options and make a final decision: تیم گزینه ها را بررسی می کند و تصمی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she chained her bicycle to the railings: او دوچرخه اش را به نرده ها زنجیر کر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect face: چهره مشکوک
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect person: فرد مشکوک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect behaviour: رفتار مشکوک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you discussed the problem with anyone: درباره ی این مشکل با کسی صحبت کردی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspect act: رفتار مشکوک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to discuss doing something: درباره انجام کاری حرف زدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
cue the music: اصطلاح:یعنی صدای آهنگو ببر بالا/ آه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suspects were arrested: مظنونین دستگیر شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
fingerprints are a good clue to find criminals: اثر انگشت ها سرنخ خوبی برای پیدا کر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no clue of what you are talking about: من هیچ اطلاعی از آنچه شما می گویید ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to find the ring she began burrowing under the books: برای پیدا کردن انگشتر شروع به گشتن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
as i was cold i burrowed deeper under the blanket: چون سردم بود بیشتر زیر پتو خزیدم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lemons have a sharp taste: لیموها طعم ترشی دارند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this cheese is rather sharp: این پنیر نسبتاً ترش است
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this tv gives a very sharp picture: این تلویزیون تصویری بسیار واضح ( شف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
shopkeepers are not supposed to sell knives and other sharp implements to children: مغازه داران قرار نیست چاقو و دیگر و ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tempers frayed during the debate: طی بحث اعصاب ها تحریک شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt a sharp pain and looked down to see blood pouring from my leg: درد شدیدی را احساس کردم و به پایین ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his patience was fraying: تحملش داشت تمام می شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the doctor used a sharp instrument to dig a piece of glass out of my finger: دکتر از یک ابزار تیز برای بیرون آور ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the kids played with colorful floats in the pool: بچه ها با شناورهای رنگی توی استخر ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the proposals came in for some sharp criticism: این پیشنهادات با انتقادات تندی همرا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sewed the fray to stop unraveling: او حاشیه پارچه را دوخت تا از ریش ری ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
frayed tempers led to shouting: اعصاب های خرد شده به فریاد کشیدن من ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
file down the sharp edges: لبه ها تیز را سوهان بزنید.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you rock man: تو فوق العاده ای مرد rock به معنی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the performance will begin at 7 sharp: اجرا رأس ساعت 7 شروع خواهد شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bra strip: بند سوتین
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my rock is shining bright: رقص من به وضوح جلوه گری میکنه یا رق ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the hero jumped into the fray sword in hand: قهرمان با شمشیر در دست به قلب نبرد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a sharp change in the humidity after the storm: تغییر ناگهانی رطوبت پس از طوفان به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strip off clothes: درآوردن لباس ها
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the protest frayed into chaos: اعتراض به هرج و مرج کشیده شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she nudged me with a sharp elbow to tell me to be quiet: او با آرنج نوک تیزش به من زد تا بگو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
strip paint: جدا کردن رنگ از روی یک سطح
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's always been my rock: او همیشه تکیه گاه من بوده است او هم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood at the fray's edge observing: او در حاشیه درگیری ایستاده بود و تم ...
٧ ماه پیش