نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this law regulates how companies hire employees: این قانون نحوه ی استخدام کارکنان تو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for somebody or sth: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they wandered down the street: اونا خیابان را پرسه زنان گذراندند ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's beneath your dignity: در شان تو نیست
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i lifted a few sentences from a book to use in my presentation: چند جمله از یه کتاب برداشتم برای ار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it totally spooked me: حسابی ترسوندم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for someone or sth: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was just wandering around the house: داشتم اطراف خونه می پلاسیدم ( پرسه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is beneath your dignity: در شان تو نیست
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his heart melted: قلبش به درد اومد یا دلش سوخت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bored with staying indoors: کسل به خاطر در خانه ماندن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he must get very bored with her job she does the same thing every day: او باید از شغلش خیلی ناراضی باشد. ا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's go for a wander: بیا برویم یه گشت و دوری بزنیم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lift sth right out: پاک کردن و از بین چیزی در چشم به هم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're way off: سخت در اشتباهی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was bored and tired when we arrived: من وقتی رسیدیم بی حوصله و خسته بودم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the road wanders along the shore: جاده در امتداد خط ساحل دریا می پیچد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to exercise on a regular basis: باید به صورت منظم/مرتب ورزش کنی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it will lift the stain right out: خیلی سریع اون لکه روی لباست رو از ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my father was convinced by me to stop smoking: پدرم توسط من متقاعد شد که سیگار را ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tom is way off about jenny if he thinks she's the type to rat us out: تام اشتباه میکنه اگه فکر کنه اون ما ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the child wandered off: بچه گم شد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plain soda will lift the stain right out: نوشابه گازدار غیرالکلی لکه روی لباس ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was just a regular tuesday nothing special happened: فقط یه سه شنبه معمولی بود، اتفاق خا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was spooked: مثل سگ ترسیده بودم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's hard to convince stubborn people: قانع کردن مردم لجباز سخت است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hope the stain comes out: امیدوارم که این لکه ی روی لباسم از ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in a related vein: به همین سیاق به همین ترتیب
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
at the same vein: به همان سیاق به همان روش
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rabbit hid in its burrow: خرگوش در سوراخ خود پنهان شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
some fish burrow into the mud at the bottom of the lake and lay eggs there: برخی ماهیان، گل ته دریاچه را سوراخ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a juicy story: آن یک داستان پر آب و تاب است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that is a juicy story: آن یک داستان پر آب و تاب است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this steak is very juicy: این استیک خیلی آبدار است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
juicy watermelon: هندوانه آبدار
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enter a plea of not guilty: انکار کردن جرم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep one's finger on the pulse of sth: با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chain of shops: یک زنجیره{دسته} از مغازه ها
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my parents are discussing selling the house: پدر و مادرم دارند در مورد فروش خانه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chain of events: یک سلسله از حوادث
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's discuss your performance review next week: بیا هفته آینده درباره گزارش عملکردت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was held in chains: او را در غل و زنجیر نگهداشته بودند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to discuss the new project proposal: ما باید در مورد طرح پروژه جدید بحث ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have one's finger on the pulse of sth: با نبضِ/ضرباهنگِ/اخبارِ . . . همگام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the rich kiddo: بچه پولدار
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we briefly discussed buying a second car: ما به طور خلاصه درباره خریدن ماشین ...
٧ ماه پیش