نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the place was full of spooks and secret agents: اون جا پر از مأمور مخفی و جاسوس بود ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to train a telescope on the moon: متمرکز کردن یا تنظیم کردن تلسکوپ بر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he used to work as a spook for the cia: قبلاً به عنوان جاسوس برای سازمان سی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chitter: از سرما لرزیدن اواز خواندن چهچه زد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
people admire or respect them: مردم آنها را تحسین می کنند یا به آن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he didn't mean to spook you: قصد نداشت بترسونتت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the loud noise spooked the horse and it ran away: صدای بلند، اسب رو ترسوند و اون فرار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
braced bay: دهانه مهاربندی شده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
kids love stories about spooks and haunted castles: بچه ها عاشق داستان های ارواح و قلعه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle sth: حل کردن مشکل و یا یک اختلاف
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
settle with one' s enemies: با دشمن کنار آمدن ( کنار گذاشتن اخت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i saw a spook in the hallway last night: دیشب یه شبح توی راهرو دیدم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i drunk some tea to settle my nerves: من کمی چای نوشیدم تا اعصابم را آرام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after my stomach settles: بعد از این که معده ما آروم شد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky atmosphere: فضای ترسناک یا وهم آلود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the body regulates blood pressure to keep us healthy: بدن فشار خون را تنظیم میکند تا ما س ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for someone or something: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's how you train your attention muscle: به این گونه، توانایی ِ توجه کردنت ر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her heart melted: قلبش به درد اومد یا دلش سوخت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he is wandering garden: داره پرسه زنان میره به باغ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky sound: صدای ترسناک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for somebody or something: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you should read the regulation before you start: باید قبل از شروع، قانون را بخوانی.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
keep your eyes trained on something: به چیزی چشم دوختن، به چیزی نگاه کرد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky night: شب ترسناک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our company has many safety regulations: شرکت ما مقررات ایمنی زیادی دارد. R ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he trains horses: او اسب ها را تعلیم می دهد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could i have a lift: اجازه میدین من همراه شما با اتومبیل ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spooky house: خانه ترسناک
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take the medicine regularly three times a day: دارو رو به صورت منظم سه بار در روز ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the aid workers trained local people to give the injections: کارکنان کمک های اولیه به افراد محلی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spook easily: زود ترسیدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she offered me a lift to a concert: او بهم پیشنهاد داد که با ماشینش منو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
regularity in exercise is key to my improvement: پیوستگی یا نظم در ورزش کلید پیشرفت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spook story: داستان ترسناک یا مربوط به ارواح
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lift something right out: پاک کردن و از بین چیزی د ر چشم به ه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are wandering from the point: ما داریم از موضوع منحرف می شویم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a pretty regular sized car: اون یه ماشین با اندازه کاملاً عادیه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i heard your uncle used to be a spook: شنیدم عمو ت قبلاً مأمور مخفی بوده.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was giving the customer convincing reasons to buy his product: او دلایل قانع کننده ای برای خرید مح ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just lifted the whole intro from wikipedia: کل مقدمه رو از ویکی پدیا کش رفتم. ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they realized they had wandered into a minefield: آنها متوجه شدند که در یک میدان مین ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just want a regular coffee no fancy stuff: من فقط یه قهوه معمولی می خوام، چیز ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be such a baby: این قدر بچه بازی درنیار اینقدر بچه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there is ocean beneath the the earth's crust: اقیانوسی زیر پوسته ی زمین وجود دارد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be gunning for sb or sth: معنی حسادت کردن هم میده و اینکه دار ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't let the children wander too far: اجازه ندید کودکان زیادی دور شوند ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
school was beneath me but it was a good place: مدرسه در حد و اندازه من نبود، ولی ج ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there are no spooks in this house: توی این خونه شبحی وجود نداره.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the article was criticized for lifting entire paragraphs from other sources: مقاله به خاطر برداشتن پاراگراف های ...
٧ ماه پیش