نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the door was solid as rock: در مثل سنگ محکم بود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't complain just do it: غرغر نکن فقط انجامش بده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that she struck you: که اون بهت حمله کرده ؛ که اون مرد ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been on edge all day waiting for the exam results: تمام روز به خاطر نتایج امتحان عصبی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent facade: ظاهرنمایی تابلو
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's the company's director of public affairs: مدیر امور عمومی شرکت است. [=کسی که ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the argument she said her piece and walked away: بعد از بحث، حرفشو زد و رفت. say yo ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid red dress: یک لباس قرمز کامل ( یکنواخت ) / یک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a raw irritated throat: گلوی ملتهب و خراشیده شده
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chest made of solid oak: صندوقی تماما ساخته شده از بلوط
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he plopped down on the couch after work: بعد از کار با یک ضمه صدا روی مبل اف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
relations between them are based on a solid foundation of friendship and trust: روابط بین آنها بر پایه محکم دوستی و ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government's policy has solid support from this country people: سیاست این دولت از حمایت همه جانبه ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent person: آدم بی غل و غش، ساده، بی شیله پیله، ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
changes occur in the body because of the process of ageing: به دلیل فرایند پیری ، در بدن تغییرا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop in: با صدای توپ افتادن داخل چیزی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a strong friendship: دوستی پایدار ( محکم، استوار )
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we heard plops of rain on the roof: صدای تاپ تاپ قطره های باران روی سقف ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
distress conditions: شرایط اضطراری
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
in the piece: توپ ( پارچه ) به صورت توپ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his circumstances were bleak but he survived: شرایط او ناامید کننده بود اما او جا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plopping sound: صدای چلپ چلپ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone was on edge after hearing the bad news: همه بعد از شنیدن خبر بد عصبی و پرتن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop yourself: خود را با بی حواسی انداختن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
few of the town's fine buildings predate the earthquake of 1755: تعداد کمی از ساختمانهای خوب این شهر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be struck on: از چیزی ( یا کسی ) شوکه شدن، جا خور ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
transparent case: نمونه ی بارز
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we just clicked: رابطه خوبی داشتِم یعنی get on well ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the war the government focused on its own domestic affairs: پس از جنگ، دولت بر روی امور داخلی خ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bank has reported solid earnings for the year: این بانک سودهای دارای استانداردهای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
maxillary process: برجستگی فک بالا process در آناتومی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a firm friendship: دوستی پایدار ( محکم، استوار )
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you will be transferred to the london office: شما به دفتر لندن منتقل خواهید شد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have just transferred money in your current account: من به تازگی پول به حساب جاریت جا به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stone plopped out of his hand: سنگ با یک صدای توپ از دستش افتاد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop out: با صدای توپ افتادن خارج چیزی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the plopping sound of water droplets was relaxing: صدای چلپ چلپ قطره های آب آرامش بخش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
plop down on: روی چیزی ولو شدن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a bleak day: روزِ سردی است bleak=سرد = cold
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
future looks bleak: آینده نا امیدکننده به نظر می رسد b ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she plopped herself in the chair exhausted: او خسته و بی حال خودش را توی صندلی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bus runs on a regular schedule: اتوبوس طبق برنامه منظمی حرکت می کنه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has regular check ups with his doctor: او با دکترش معاینات منظمی داره.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's been training hard for the race for several weeks now: او چند هفته ای می شود که برای مسابق ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his heartbeat is strong and regular: ضربان قلب او قوی و منظم است
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a real spook: یک شبح واقعی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
train in: فراگیری
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
is he your regular doctor: آیا او پزشک همیشگی ( معمول ) شما هس ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get spooked: وحشت زده شدن
٧ ماه پیش