نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the country has been on edge due to political unrest: کشور به خاطر ناآرامی های سیاسی در ح ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has 54 tin boxes packed solid with baseball cards: او 54 جعبه قوطی دارد که با کارت های ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this has nothing to do with you it's not your affair: این ربطی به تو نداره. این موضوع و ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid green background: پس زمینه سبز یکدست
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this has nothing to do with you it is not your affair: این ربطی به تو نداره. این موضوع و ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid reasoning: استدلال مستحکم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the reciprocal flow of useful information: تبادل اطلاعات مفید
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid silver bracelet: یک دستبند نقره خالص
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theirs was a great love affair: عشق آنها یک عشق بزرگ بود. [=خیلی عا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
click picture: عکس گرفتن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid slag: گدازه غلیظ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
had a row with my husband yesterday: من دیروز با شوهرم بگو و مگو داشتم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he cabled his nephew stating: او تلگراف زد به برادرزاده اش با این ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his wife discovered that he was having a love affair with another woman: همسرش متوجه شد که او با زن دیگری را ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bulk solid: توده جامد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she cabled her nephew stating: او تلگراف زد به برادرزاده اش با این ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a love affair: عشق بازی، رابطه ی عاشقانه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid structure: یک ساختار مستحکم یا محکم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a strain of insanity in the family: در خانواده یک رگه از جنون و دیوانگی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had affairs with several women: با چند زن رابطه ی نامشروع داشت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm a bit on edge today: امروز یکم عصبیم یا مضطربم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had an affair with a coworker: با یک همکار رابطه جنسی مخفیانه داشت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am a bit on edge today: امروز یکم عصبیم یا مضطربم.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the operation he couldn't eat solids: بعد از عمل ، او نمی تواند غذای خشک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something clicks: جا افتادن، جور شدن، درست شدن یعنی ح ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we couldn't row: نمیتوانستیم پارو بزنیم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid silver candlesticks: شمعدان های نقره تمام عیار یا خالص
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were invited to a black tie affair at the governor's mansion: ما به یک مراسم کراوات مشکی [=میهمان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this diamond is less expensive because it contains several flaws: این الماسه ارزون تره، چون چند تا ای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sth clicks: جا افتادن، جور شدن، درست شدن یعنی ح ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wants to make their wedding day an affair to remember: او می خواهد روز عروسی آنها را به خا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid line of traffic: یک ترافیک کیپ یا بسته ( قفل ) یا غل ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
religeons are like rivers they flow to the same sea: دین ها مانند رودهایی هستند که همه ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything's clicking: همه چی خوب پیش میره
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we get six days off in a row: ما شش روز پشت سر هم مرخصی داریم row ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a solid oak table: یک میز بلوط مستحکم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an extramarital affair: ماجرای عشقی با شخص ثالث ( با غیر هم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i lost my flow: انرژیمو از دست دادم flow=انرژی و یا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everything is clicking: همه چی خوب پیش میره
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
solid objects in the galaxy: اجسام فضای در کهکشان
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were rowing against the wind: ما خلاف جهت باد پارو می زدیم row=قا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the book describes america's love affair with baseball: این کتاب عشق بی حد و مرز آمریکا به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the only bridge across the river was a flimsy affair of ropes and rotten wood: تنها پل روی رودخانه، یک چیزِ سست از ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s the perfect boyfriend his only flaw is the fact that he sometimes speaks without thinking: اون دوست پسر بی نقصیه؛ فقط عیبش این ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her english is very poor: انگلیسی او خیلی ضعیفه.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
use strokes of solid green to the wall painting: استفاده از خطوط سبز یکدست در نقاشی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the public has shown little interest in the whole affair: مردم علاقه چندانی به کل این ماجرا ن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
superhero foods for students: غذاهای مقوی برای دانش اموزان
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there's a major flaw in your plan: یه اشکال اساسی تو نقشه ت هست
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
many poor families can't afford basic healthcare: خیلی از خانواده های فقیر توان پرداخ ...
٧ ماه پیش