نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
larissa's getting better at dancing: رقص لاریسا داره بهتر می شه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hour strike: در شعر و متون ادبی در صورت همراهی ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's book: معنی رفتن می ده، مثلاً وقتی توی جشن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we got this tv for a good price during the spring sale: این تلویزیون رو در حراج بهاره به قی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something is off here: یک چیزی اینجا درست نیست.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had to book time off because his son was sick: او مجبور شد مرخصی بگیرد چون پسرش بی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the theater's getting dark: سینما داره تاریک میشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick in the mind: در ذهن ماندن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
perry mason: - ​a character created by the US wr ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i get along really well with my colleagues: من خیلی خوب با همکارانم کنار میام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
insufficient estimate: [ریاضیات] براورد غیر کافی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get something for a good price: به قیمت خوب خریدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know what strikes me about your reaction: میدونی چی منو در مورد عکس العملت غا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm gonna call you tonight: من قصد دارم امشب بهت زنگ بزنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you suppose it's true: فکر میکنی درسته؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't make me wait too long: منو زیاد منتظر نذار.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my alarm clock goes off at 6 but i don't get up until 7: ساعت ۶ ساعتم زنگ می زنه، اما من تا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you got to spend money to make money: برای پول در آوردن اول باید پول خرج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i just got a great apartment right in the city center: یه آپارتمان عالی درست در مرکز شهر گ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ex his love had gone: عشق سابقش ترکش کرده بود. گاه می تو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
prices will go up i suppose: فکر کنم قیمت ها میره بالا.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
ted got an award for being the best salesperson in the company: تِد به عنوان بهترین فروشنده شرکت جا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i make you cry: من باعث میشم گریه کنی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
have you found a place to live: جایی برای زندگی گیر آوردی/ خریدی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's late and i'm getting tired: الان دیر وقته و من هم خسته شدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we booked a table at the restaurant for tonight: ما برای امشب یک میز در رستوران رزرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an insane suggestion: یک پیشنهاد احمقانه و نامعقول
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a present: کادو گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i couldn't take my eyes off of her: نمی توانستم چشم از او بردارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
striking a correct balance between work and life: دستیابی به ( یافتن ) یک توازن صحیح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you get my email: آیا ایمیل من رو دریافت کردید؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
something about him is off: رفتارش نرمال نیست/عجیب و غیرطبیعی ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you insane: تو دیوونه ای!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
randall got out of the car to check the tires: رندل از اتومبیل بیرون آمد تا تایرها ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a stick of gum: یک عدد آدامس
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he pretended not to notice her arrival: او وانمود کرد که متوجه ورود او نشده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i want to book a flight to paris: من می خواهم یک پرواز به پاریس رزرو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we saw the cops and booked it: پلیس رو دیدیم و مثل برق در رفتیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his words struck a chord with the audience: حرف هایش تأثیر عمیقی بر شنوندگان گذ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we collected dry sticks to start a fire: ما شاخه های شکسته را برای روشن کردن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get grades: نمره گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i gotta have it in my life: باید تو زندگیم باشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
could you tell me how to get there: میشه بهم بگید چطوری اونجا برم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but there's actually a party tonight off campus: اما راستش امشب بیرون از خوابگاه یه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
quot he always pretends to be happy but you can tell he's sad: او همیشه وانمود می کند که خوشحال اس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's supposed to stay outside: قرار بود بیرون بمونه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what a insane idea: چه ایده ی دیوونه کننده ای!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prize go to her: این جایزه به او تعلق می گیرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
breach of duty: ترک وظیفه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
premade template: الگوی آماده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get more expensive: گران تر شدن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get an apartment: آپارتمان خریدن/ گیر آوردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am buzzing: I am excited/ I am filled with ener ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she makes her way to the living room: او راهی اتاق نشیمن می شود
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get an award: جایزه گرفتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tanya moved to los angeles because she got a job there: تانیا به لس آنجلس رفت چون در اونجا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got my scuba diving certification last year: پارسال مدرک غواصی ام را گرفتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they made us hand over our bread: آنها ما را وادار میکردند تا نان خود ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
get a certification: مدرک / گواهینامه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the blind man sings by heart always: مرد نابینا همیشه از حفظ اواز می خوا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the water gets deeper quickly on that side of the pool: آب در آن سمت استخر به سرعت عمیق می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm buzzing: I am excited/ I am filled with ener ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
broken blossoms: شکوفه های پرپر / شکوفه های پژمرده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick your wallet: کیفتو بچسب! ( گمش نکنی یا ندزدن ازت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
when they got to the train station they realized they'd left their tickets at home: وقتی آنها به ایستگاه قطار رسیدن متو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i got lots of presents for my birthday this year: امسال برای تولدم یه عالمه کادو گرفت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how did the dog get into the house: این سگ چطوری داخل خونه شده؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if you get good grades in high school you can get into a good college: اگه در دبیرستان نمرات خوب بگیری میت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she pretended not to hear me: او تظاهر کرد که صدای مرا نشنیده است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the clock struck twelve: ساعت دوازده را زد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nike’s slogan “i gotta have it” boosted product desire: شعار "باید داشته باشمش" نایک باعث ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off they go: آن ها رفتند
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
an idea struck me: ایده ای به ذهنم رسید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he spends hours alone just sticking and nodding off: ساعت ها تنهاست، فقط تزریق می کنه و ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
take your foot off the table: پایت را از روی میز بر دار
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nice of you but i gotta go: لطف شماست، اما باید برم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make sb laugh: کسی را به خنده انداختن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how was i supposed to know: من از کجا میدونستم؟ چطور باید میدون ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she said she'd never stick again after rehab: گفت بعد از ترک دیگه هیچ وقت سوزن نم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it struck me that he was right: به نظرم رسید که او حق داشت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's pretend we are flying: بیا وانمود کنیم که داریم پرواز می ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you make the time: فکر میکنی ساعت چنده؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we took the pumpkin and cut off the top: ما کدو تنبل را بر داشتیم و بریدیم ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that new phone i gotta have it: اون گوشی جدید؟ باید داشته باشمش.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they struck a deal with the company: با شرکت به توافق رسیدند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
prototype drawing: [ریاضیات] نقشه ی نمونه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it was supposed: قرار بود. . . . .
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
did you ever try using your head: تا حالا سعی کردی از مغزت استفاده کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we can give everyone a shot at survival: میتونیم به همه فرصتی برای بقا بدیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he’s been on the stick for years: سال هاست که درگیر تزریق شده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you 've made my nose too big: تو بینی منو خیلی بزرگ توصیف کردی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
do you know where we are going: خبر داری کجا داریم می ریم؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a whistle blew and they were off: سوت زده شد و آنها دویدن یا شروع کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the water here is supposed to be good: آب اینجا باید خوب باشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a mile off: یک مایل جلوتر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he went to the bathroom to stick himself: رفت توی حموم تا به خودش تزریق کنه.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
final exercise for this five minute workout so let's give our best shot: در این ورزش 5 دقیقه آخر بگذارید حدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this is gold: It means it was great, like gold. C ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a small scale prototype was tested: یک نمونه نخستین در مقیاس کوچک آزمای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
disaster struck the town: فاجعه به شهر ضربه زد / رخ داد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what we are gonna face on the way there: قراره سر راه اونجا با چه چیزهایی رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the nurse said “little stick coming up: پرستار گفت: الان یه سوزن کوچولو می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
work on a shot to stop rabies: کار کردن روی واکسن برای جلوگیری کرد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
jake shot him a mock offended look: جیک نگاهی تمسخر آمیز به او انداخت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make me your own: من را از آن خود کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off the coast of australia: کنار سواحل استرالیا
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i feel like i should give it a shot: احساسم اینه ی فرصت بهم بدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't offend me: آزارم نده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you messed up again: بازم گند زدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get involved: درگیر شدن دعوا کردن زد و خورد کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was in mess when his wife left him: وقتی که همسرش او را ترک کرد به هم ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
another fine mess: یک افتضاح حسابی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
look at this mess: این آشفته بازار رو ببین
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone lines up at the mess hall for dinner at 18 00: همه ساعت ۱۸ صف می کشن برای شام توی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the camp’s mess hall serves over 200 kids daily: سالن غذاخوری اردو روزانه به بیش از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
with all the shouting it felt like a mess hall in a war zone: با اون همه داد و بیداد، انگار توی س ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was so drunk that he messed the bed: اونقدر مست بود که تختشو به نجاست ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're messing my hair: داری موهامو بهم میریزی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
make an impression on: اثر گذاشتن بر تاثیر گذاشتن بر
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
puncture voltage: [برق و الکترونیک] ولتاژ سوراخ کننده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't bug me: اذیتم نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'd better be wearing clothes: بهتر که لباس تنت باشه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was just on my way to see you actually: من راستش تو راه بودم که بیام شما رو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she tends to blow up when criticized: وقتی ازش انتقاد می شه، معمولاً از ک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't aggravate me: خشمگینم نکن / عصبانیم نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
everyone left with a good impression of the play: همه با احساس خوبی از بازی رفتند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he blew up during the meeting: وسط جلسه قاطی کرد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't make me suffer: عذابم نده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
think carefully of all the impressions: درباره همه عقیده ها با دقت فکر کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't tell them my secret: رازم رو بهشون نگو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't abuse me: باهام بدرفتاری نکن/سو استفاده نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you'll blow up my spot: داری لو میدی منو!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't mistreat me: باهام بدرفتاری نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
well struck: Synonyms for Well struck : - singl ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was winning until someone blew up my spot: داشتم برنده میشدم تا اینکه یکی لو د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't afflict me: اذیتم نکن /پریشانم نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't annoy me: عصبیم نکن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
add me to live video real quick: یه لحظه منو سریع تو ویدیو زنده بیار ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was effusive in his attentions: او در محبت هایش احساساتی بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's doing well in school: او در مدرسه خوب عمل می کند، یا پیشر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a function attended by local dignitaries: جشن با مقامات عالی رتبه محلی همراه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm digging your look: از ظاهرت ( تیپت ) خوشم اومده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i messed up my kids: بچه هامو ناراحت کردم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she reminds me of an old friend: اون من رو یاد یه دوست قدیمی میندازه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've really messed up this time: این دفعه واقعا گند زدم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company is doing well: شرکت در حال موفقیت است و عملکرد خوب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
digging your accent: از لهجه ات خوشم میاد / لهجه ات را د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hope you do well in your new job: امیدوارم در شغل جدیدت موفق باشی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i wouldn't mess with him if i were you: اگه جای تو بودم سر به سرش نمیذاشتم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i did a little digging: من یکمی تحقیق کردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
effusive rock: [نفت] سنگ برون ریزشی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i was moved: "I was moved" is used when somethin ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the police busted two people who destroyed school: پلیس دو نفر رو که مدرسه رو داغون کر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's a mess back there: اون پشت آشفته بازاره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a reminder will help her remember it: یک یادآور کمکش میکنه به یاد بیاره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the museum functions as an educational and study center: موزه به عنوان یک مرکز آموزشی و مطال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
just so i can wear them: فقط برای اینکه بتونم اونا رو بپوشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she set an alarm to remind her to take her medication: او یک هشدار تنظیم کرد تا به یاد داش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
will you stop messing around and get on with some work: یللی تللی کردنو بذار کنار، یه کار م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
humble apology: - used in some phrases as a polite ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we had to dig deep: ما مجبور بودیم هرچه در چنته داریم ر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the main function of the machine: کار اصلی ماشین چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i messed around in my first year at college: اولین سال دانشگاهمو داشتم وقت تلف م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my function was to select and train the recruits: وظیفه من جمع آوری و آموزش تازه سربا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how we can fix a busted phone: چطور میتونیم یه موبایل شکسته رو تعم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i must send him a reminder: من باید برای او یک یاداور ارسال کنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the electrical system had ceased to function: سیستم الکتریکی از کار کردن ایستاد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
chipping in: to give some money, esp. when sever ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wood chippings: خاک اره
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've repeated endlessly: من بارها بهتون گفتم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's get together here: بیاید اینجا بشینید حرفاتونو بزنید
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's rude to interrupt someone when they are speaking: بی ادبی است که وقتی کسی صحبت می کند ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hate to interrupt but the client is on the phone: نمی خواهم مزاحم بشوم، اما مشتری پای ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this toothpaste has a minty flavor: این خمیردندان طعم نعنایی دارد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't interrupt your parents while they're having a serious conversation: وقتی والدینت دارند یک گفتگوی جدی می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chipped beef: that is very thinly sliced
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry to interrupt: ببخشید که دخالت میکنم عامیانه: فضول ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to stop somebody speaking: پریدن وسط حرف دیگران مترادف: interr ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't interrupt us: وسط حرف ما نپر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i interrupted her: من حرفش را قطع کردم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry to interrupt but can i ask a question: ببخشید که مزاحم میشم ولی میشه یه سو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he keeps interrupting: باز پرید تو حرف من
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the gnarliest car accident: داغون ترین تصادفات ماشین ( gnarly ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are the possibility: احتمالش چقدره؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that concert was gnarly: اون کنسرت واقعاً خفن بود
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
lude: - The meaning of LUDE is a pill of ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i get that: - Statement made by someone who cla ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side sit: - Side - sit: is when you don't fa ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
side sitting: - Side - sitting: refers to sitting ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is a long shot: احتمالش کمه تقریبا نشدنیه بعیده
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i nailed it: از پسش بر اومدم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the food is cooling down: غذا داره خنک میشه
٥ ماه پیش