نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid farewell to someone: از کسی وداع گفتن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root around somewhere: به دنبال چیزی گشتن علی الخصوص در می ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
things combine to from: ترکیب شدن و تشکیل دادن . . .
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this shirt fits me very well: این پیراهن خیلی خوب بهم میاد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sound can travel over large distances in water: صوت در آب تا فاصله ی زیادی شنیده می ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i rooted out an old pair of shoes which might fit you: من یک جفت کفش قدیمی پیدا کردم که مم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she had a laughing fit: او دچار حمله ی خنده شد. fit ( فرهن ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
political voice: صاحب نظر سیاسی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
christmas cheer: هورا و فریاد شادی کریسمس
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the core network handles all the routing and switching: شبکه مرکزی تمام مسیریابی و سوئیچینگ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'll call you tonight no matter what: امشب بهت زنگ میزنم، تحت هر شرایطی ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they cheered their team: آنها تیمشان را تشویق کردند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he wants to see you no matter what: اون میخواد هر طور شده تو رو ببینه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they combined their talents to create a successful project: آنها استعدادهای خود را با هم ترکیب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the deal was dirty from the start: اون معامله از اولش بو می داد. dirt ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the decision to leave her children now haunts her: تصمیمش مبنی بر ترک بچه هایش اکنون م ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his dormant love flared again: عشق خفته اش دوباره شعله ور شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the long summer vacation we bid farewell to our friends at the airport: بعد از تعطیلات طولانی تابستان، از د ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
combined effect: اثر تلفیقی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
peter heard the sound of gunfire: پیتر صدای شلیک گلوله ( را ) شنید.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her face haunts me: قیافه ش دائماً تو ذهنمه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
dirty occupations: مشاغل کثیف
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i swear i'll never talk to him again: قسم می خورم دیگه هرگز با او حرف نمی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swear on my mum that was hilarious: به جون مامانم قسم خیلی خنده دار بود
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
theoretical voice: صاحب نظر نظری صاحب نظر تئوریک صاحب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i met this really fit bloke in a club last night: دیشب توی کلاب یه پسر خیلی خوش تیپ و ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they fitted video cameras and other devices to the cars: آنها دوربین عکس برداری و ابزار های ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he placed a bid on the vintage car hoping to get a good deal: او برای آن خودروی کلاسیک پیشنهاد قی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she bade him farewell before he left for the airport: او قبل از اینکه به فرودگاه برود از ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this bar used to be one of your old haunts: این کافه یکی از پاتوق های قدیمی ات ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was rooting around in her drawer for a pencil: او در حال گشتن برای یک مداد در کمدش ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swear on a stack of holy books: قسم به مقدساتی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this key doesn't fit the lock: این کلید به قفل نمیخوره ( قفل را با ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
light travels faster than sound: سرعت نور از سرعت صوت بیشتر است.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this won't fit under the seat: این زیر صندلی جا نمی شه. fit =جا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i hear that's a dirty movie: شنیدم فیلم سکسی و صحنه داریه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she divorced her husband after she discovered that he was having an affair: او ( آن زن ) بعد از اینکه متوجه شد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put someone on edge: کسی را عصبی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after the operation she couldn't eat solids: بعد از عمل ، او نمی تواند غذای خشک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this affair must be kept confidential: این مسئله باید محرمانه بماند
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put somebody on edge: کسی را عصبی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a cube and a pyramid are both solids: مکعب و هرم هر دو جسم هندسی هستند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's no affair of mine: به من مربوط نیست
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
put sb on edge: کسی را عصبی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
red solid curve: منحنی توپر قرمز رنگ
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it is no affair of mine: به من مربوط نیست
٧ ماه پیش