نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he was supposed to be here by seven but now i realized he stood me up: قرار بود تا 7 اینجا باشه ، اما الان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he recognized her voice instantly: صدای او را بلافاصله شناخت.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone goodnight: شب بخیر گفتن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i followed the arrows to the parking lot: من فلش ها را تا پارکینگ دنبال کردم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't have time to chit chat: وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the campaign is finally getting off the ground after receiving funding: کمپین بالاخره پس از دریافت بودجه به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's not just smart he's fit too: فقط باهوش نیست، خوشگل هم هست. fit ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he saw the filth not just in the streets but in the system: اون کثافت رو فقط توی خیابونا نمی دی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to make a bid valuing 100 million dollars: پیشنهادی را به مبلغ صد میلیون دادن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to combine our efforts to solve this problem: برای حل این مشکل، باید تلاش های خود ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
poor man he suffered: حیوونی ، چقدر زجر کشید
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've outdone yourself: برگ برنده تو رو کردی. سنگ تمام گذا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he has a good singing voice: صدایش خوب است. ( = خوب آواز می خوان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a dirty politician who takes bribes: یه سیاست مدار فاسده که رشوه می گیره ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
before going to bed she bade her children goodnight: قبل از رفتن به رختخواب، او به بچه ه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no time to chit chat: وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root sth out: الف ) ریشه کن کردن ، خلاص شدن از ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let's combine our ideas and come up with a plan: بیایید ایده هایمان را با هم ترکیب ک ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suffer brain damage: به آسیب مغزی مبتلا شدن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
right wing hosts: :سرکرده های/سران جناح راست
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her bid for re election was unsuccessful: تلاشش برای انتخاب مجدد بی ثمر بود b ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how many can fit in the suv car: چند نفر می تونه سوار suv ( ماشین شا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a sweet voice: صدای دلنشینی دارد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that idea sounds like it came straight out of the booby hatch: اون ایده انگار مستقیم از تیمارستان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this cpu has 8 cores for better multitasking: این پردازنده ۸ هسته دارد برای انجام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
but i only remember him trying to suffocate me under the bed covers: ما من فقط بیاد می آورم او سعی می کر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can combine the colors to make a new shade: می توانید رنگ ها را برای ایجاد یک س ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they spent the afternoon bidding the time before the concert started: آنها بعد از ظهر را به طور بی هدف گذ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i love weak tea but my parents like strong tea: من عاشق چای کمرنگم اما بابا مامانم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle for that muscle: سخت کار کردن سختکوشی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he suffered an epileptic fit: او دچار حمله ی صرع شد. fit ( پزشکی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
and if they did not all fit together: و اگر همه ی این اجزا با یکدیگر هماه ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the core of the problem is miscommunication: هسته مشکل، سوءتفاهم است. core ( عم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they decided to combine their businesses: آنها تصمیم گرفتند کسب و کارهایشان ر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we could hear the sound of a bell in the distance: صدای زنگی از فاصله ی دور به گوش می ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a period of dormancy: یک دوره رکود/خواب
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
each fiber has a hollow core: هر فیبری یک مرکز تو خالی دارد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it makes me feel suffocated: اون باعث میشه که احساس خفگی بمن دست ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
earth's core is composed mainly of iron and nickel: هسته زمین عمدتاً از آهن و نیکل تشکی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
this job doesn't fit my personality: این شغل با شخصیت من جور در نمیاد ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that was a dirty move: اون حرکت ناجوانمردانه بود dirty ( ر ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid the time: وقت گذراندن به طور خاص یا بی هدف.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
competitors must keep going no matter what: رقبا باید تحت هر شرایطی به راه خود ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root something out: الف ) رییشه کن کردن ، خلاص شدن از ب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he felt crazy during the fit: او در طول حمله عصبی احساس دیوانگی د ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the recipe says to combine the flour and sugar: دستور پخت می گوید آرد و شکر را مخلو ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hustle and bustle of the crowd: هیاهوی جمعیت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
suddenly we heard a strange sound from the engine: ناگهانی صدای عجیبی از موتور بلند شد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the volcano has been in a state of dormancy for many years: این آتشفشان سال هاست که در حالت خام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
thirty years after the fire he is still haunted by images of death and destruction: سی سال بعد از آن آتش سوزی هنوز صحنه ...
٧ ماه پیش