نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
there was a slight wobble in the bike wheel: چرخ دوچرخه کمی می لرزید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the chair wobbled when i sat on it: وقتی روی صندلی نشستم، لق زد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stock market wobbled after the announcement: بازار سهام بعد از آن اعلام دچار نوس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the bicycle wheel is wobbling: چرخ دوچرخه لق می زند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am on to you: میدونم چکار می کنی یا چه فکری می کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you accusing me of extortion: داری بهم اتهام اخاذی میزنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she wobbled a bit before accepting the job offer: قبل از قبول پیشنهاد کار، کمی دودل ب ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the table wobbles when you lean on it: میز وقتی که به آن تکیه می دهی لق می ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his voice wobbled as he spoke: صدایش هنگام صحبت کردن لرزش داشت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he finally rolled out of bed at noon: بالاخره ظهر از تخت خواب بلند شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the project faltered due to lack of funding: پروژه به دلیل کمبود بودجه ناتوان شد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she pulled herself up onto the rock: خودش رو کشید رو تخته سنگ ( رفت بال ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her enthusiasm faltered when she faced criticism: اشتیاق او زمانی که با انتقاد مواجه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
our traps are pulling up less and less fish: تله هامون هر بار ماهی کمتری گیر مین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the company will roll out its new smartphone next month: شرکت ماه آینده از گوشی هوشمند جدیدش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the software update will be rolled out gradually across all devices: به روزرسانی نرم افزار به صورت تدریج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the government plans to roll out new tax reforms: دولت قصد دارد اصلاحات مالیاتی جدیدی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i felt the handle wobble when i picked it up: متوجه شدم دستگیره تو دستم وول/تاب م ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
let me pull up your reservation: اجازه بده رزروت رو بیارم بالا / چک ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she faltered for a moment before answering the question: او برای لحظه ای قبل از پاسخ دادن به ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i spent the morning pulling up weeds in the garden: تمام صبح صرف کندن علف های هرز تو او ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his voice faltered as he spoke about his experiences: صدایش در حین صحبت درباره تجربیاتش ل ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pull up a chair and join us: یه صندلی بیارید و به ما بپیوندید ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you're lousy: در بازیهای کامپیتری برای کُری خوندن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her pride swelled as she received the award: غرورش با دریافت جایزه بیشتر شد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
that's a swell idea: اون یه ایده ی خیلی باحاله!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the boat rocked with the ocean swell: قایق با موج های دریا تکان می خورد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a swell of emotion swept over him: موجی از احساسات او را فرا گرفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no one likes sore loser guys: هیچکس بازنده های بی جنبه و بی ظرفیت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the louse then feeds by sucking the fish's blood: این شپش سپس با مکیدن خون ماهی تغذیه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a lousy book: یک کتاب خیلی بد یا افتضاح
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you are lousy: تو افتضاح بازی می کنی در بازیهای کا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
horror show: A person, thing, or situation that ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i am swell: من خوبم ( اصطلاح )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
swell of anger: طغیان خشم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
my ankle began to swell after the fall: مچ پام بعد از افتادن شروع کرد به ور ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be down with something: To be in agreement with, in support ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be down with sth: To be in agreement with, in support ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're down with: If you are down with something it m ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are down with: If you are down with something it m ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she crumpled to the floor in a dead faint: او بر اثر غش، مثل یک مرده به زمین ا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she faltered and then her face crumpled: او به لُکنَت اُفتاد و سپس چهره اش د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she sat down carefully so as not to crumple her skirt: با دقت نشست تا دامنش چین و چروک برن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
be careful he is eavesdropping: مراقب باش! او دارد استراق سمع می کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
crumple up: مچاله و گرد کردن . He crumpled up t ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hoo boy: - used to express excitement, worry ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off you go to wash your hands: بدو برو دست هاتو بشوی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is someone up to: What are you doing right now? Used ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is somebody up to: What are you doing right now? Used ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
off you go before you miss your train: برو قبل از اینکه قطارتو از دست بدی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we are in business: - You have solved the first step in ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
blower fan: [معدن] بادبزن دمنده ( تهویه )
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we're in business: - You have solved the first step in ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he should just stick with track and field: اون فقط باید بچسبه به دو میدانی ( ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt bereft after her mother passed away: بعد از فوت مادرش، احساس تهی بودن دا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
according to an insider the deal is almost done: طبق گفته ی یک منبع مطلع، معامله تقر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is you up to: a common English phrase used to inq ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he stood bereft of hope: بی امید ایستاده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
stick with me you'll be fine: به من بچسبید هیچ اتفاقی براتون نمی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the breach was caused by an insider threat: نقض امنیتی ناشی از تهدید داخلی بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's an insider in the film industry: اون تو صنعت فیلم آدم خودیه. ( است ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
remove the hitch from my tongue: گره از زبانم بردار.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip lot sampling plan: [آمار] طرح نمونه گیری توده کالا با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
sobbingly: با هق هق گریه کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we've been inside for the whole day: ما تمام روز داخل ( خانه ) بوده ایم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chute feed: [نساجی] تغذیه الیاف توسط لوله
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't skip leg day: روز تمرین پا را حذف نکنید! روز تمری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i think i'm just gonna stick with old lucky party shirt: فکر کنم باید بچسبم به لباس خوش شانس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the report was leaked by an insider: گزارش توسط یکی از افراد داخلی لو رف ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
chut: an expression of surprise, impatien ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip framing: [سینما] حذف قابها
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip hoist: [ریاضیات] بالابر سطلی چرخدار
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bereft of hope: مأیوس، ناامید، غریب، ناتوان، عاجز
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
enough skip it: کافیه تمومش کن
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip draft: [نساجی] نخ کشی یک در میان
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
so just skip over the voice demo: پس بیخیال صدای دمو شو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the house felt bereft without laughter: خانه بدون خنده ها تهی و غم زده بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
pee cube: - From Season 10, Episode 5 - @ Cur ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
back in a flash: The idiom � back in a flash � means ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
skip distance: [برق و الکترونیک] فاصله پرش فاصله ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
once you get hitched your life will change forever: وقتی ازدواج کنی، زندگیت برای همیشه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
bereft of reason: without reason
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٦٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت حداقل ٣٠ رای در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٤٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't mean to toot my own horn but i aced that exam: ترجمه تحت اللفظی: منظورم بوق زدن بر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold the microscope still to see the cells clearly: میکروسکوپ رو ثابت نگه دار تا سلول ه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't mean to toot my own horn: می خوام از دستاوردهای خودم زیادی تع ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still and let me tie your shoes: وایسا بذار بند کفشت رو ببندم!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you need to hold still for the needle: باید بی حرکت بمونی موقع سوزن زدن.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i don't wanna toot my horn: نمی خوام از خودم تعریف کنم / نمی خو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still so i can clean the wound: تکان نخور تا زخمت رو تمیز کنم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
toot my own horn: یک اصطلاح است از دنیای موسیقیِ بوق/ ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still i'm sketching your portrait: ثابت بمون! دارم پرترت رو میکشم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he dangled the keys: او کلیدها را تاب داد/تکان داد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still while i check your blood pressure: بی حرکت بمون تا فشارت رو اندازه بگی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a chain dangled from his belt: یک زنجیر از کمربندش آویزان بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still i don't want the photo to be blurry: تکان نخور! نمی خوام عکس تار بشه!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still or i might accidentally cut you: بی حرکت بمون، وگرنه ممکنه پوستت را ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you running away from: از چی داری فرار میکنی؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running speech: گفتار پیوسته
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they are very good assistants very discreet: آن ها دستیاران بسیار خوبی هستند، خی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
running into somebody: ملاقات کردن و دیدن یک نفر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sorry about running the night: بابت جریان امشب متاسفم ( یعنی اظه ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the film hasn't been running for ten minutes yet: فیلم به مدت 10دقیقه هست اکران نشده.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she hung the laundry on a line in a discreet corner of the yard: او رخت های شستنی را بر روی یک بند د ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
west running: west - running جریان غربی ( در مورد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still and take deep breaths to calm down: ثابت بمون و نفس عمیق بکش تا آروم شی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
toothy: دندان نما
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you can count on me to be discreet: شما می توانید روی من محتاط حساب وا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
those toothsome dumplings were the highlight of the meal: اون دامپلینگ های خوش طعم نقطه ی اوج ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
hold still while i remove the thorn from your paw: بی حرکت بمون تا خار پات رو دربیارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the restaurant served a toothsome lamb stew: رستوران خورشت بره ای بسیار خوش طعم ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he found her smile quite toothsome: لبخندش رو بسیار دلربا و جذاب یافت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a toothsome blonde: بلوندی جذاب و دلربا
٥ ماه پیش
نوع مدال

حداقل ٢٠٠ امتیاز در روز

-
همه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a complex and nuanced poem: یک شعر پیچیده و دارای ظرائف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his epitaph begins thus: نوشته روی سنگ قبر او چنین آغاز می ش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
calculate the mean of all three samples: میانگین هر سه نمونه را محاسبه کنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
please calculate the mean: لطفا میانگین را محاسبه کنید.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he needed to find a mean between frankness and rudeness: او نیاز داشت تا بین صراحت ( رک گویی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
praise be: - an exclamation of surprise, joy, ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it wasn't a valuable picture but it meant a lot to me: تابلو خیلی گران قیمتی نبود، اما برا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to have an important emotional effect on someone: برای کسی مهم بودن/ اهمیت داشتن/ارزش ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
mean queen: ملکه شرور
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sorry i didn't mean it: ببخشید منظوری نداشتم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
if it's meant to be it will be: اگه قسمت باشه ، خواهد شد اگر تقدیر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
how much a person can mean: یک نفر چقدر می تواند اهمیت داشته با ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have been meaning to see you for a long time: خیلی وقته میخوام ببینمت
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip floss between your teeth: کشیدن نخ دندان بین دندانها
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a mean mother: او مادری بدجنس دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the red light means stop: چراغ قرمز به معنای توقف است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
write number on slip: شماره تلفن را روی یک تکه کاغذ بنویس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he just parrots whatever his boss says: فقط هر چی رئیسش می گه رو طوطی وار ت ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't slip the floor is slippery: لیز نخوری !!! زمین لغزنده است
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your mean mother called me a stupid boy: مادر پست فطرت شما مرا پسر احمقی صدا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is meant by batch processing: منظور از "پردازش دسته ای" چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
students shouldn't just parrot facts they should understand them: دانش آموزها نباید فقط حفظ کنن—باید ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't be so mean to your little brother: اینقدر با برادر کوچکترت بدجنس نباش!
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
these shoes are apt to slide: این کفش ها هم سُر می خورند.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what did he mean by that remark: منظور او از آن حرف چیست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the participants in the study had a mean age of 35 years: شرکت کنندگان در این مطالعه میانگین ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slipshoddiness: carelessness
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what she means is that there's no point in waiting here: منظور او این است که انتظار در اینجا ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the poet wrote his own epitaph before he died: آن شاعر، سنگ نوشته ی خودش را پیش از ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد

-
دیکشنری
-
slipshodness: carelessness
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the mean annual temperature in los angeles: میانگین سالانه دما در لس آنجلس چقدر ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she felt mean not giving a tip: او با [به خاطر] ندادن انعام، احساس ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
nuanced interactions: تعاملات دقیق و ظریف
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his epitaph read beloved father and friend: روی سنگ قبرش نوشته شده بود: پدری مح ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a more nuance understanding: درک دقیق تر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's always been mean with money: او همیشه در پول خرج کردن خسیس بوده ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip someone money: یواشکی پول دادن ( معمولاً برای رشو ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the power of souls it fills you with determination: قدرت ارواح، تو را پر از اراده می کن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to mean that: به این معنی بودن که
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sliping back into old ways: برگشتن سراغ راه های اشتباه قدیم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
you've been sneaking around my back: چشم منو دور دیدی
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i meant to call you but i forgot: من قصد داشتم با شما تماس بگیرم ، ام ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what does something mean: به چه معناست
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a slip of a girl: دختر لاغر اندام
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she means to succeed: او قصد دارد موفق شود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
unwavering resolve: اراده خلل ناپذیر
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the flashing light means you must stop: چراغ چشمک زن به این معنی است که شما ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
give somebody the slip: از دست کسی فرار کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what does this sentence mean: این جمله به چه معناست؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
slip me a drug: تو به من یواشکی یک دارو خوروندی.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she has a mean daughter: او یک دختر پست فطرت دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she keeps a parrot that can say hello: یه طوطی داره که می تونه بگه سلام.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your friendship means a great deal to me: دوستی تو برای من اهمیت زیادی دارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
go to bed with satisfaction: با رضایت ( خیال راحت ) به خواب برو
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what do you mean by that: منظورت چیه؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he means trouble: و قصدش دردسر درست کردن است.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't come up with another cock and bull story i know you're lying: یه دروغ دیگه سرهم نکن، می دونم داری ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what is the meaning of the word tree: معنی واژه ی درخت چی میشه ؟
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it takes a lot of determination: مقدار زیادی اراده می خواهد
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i'm sure she meant it as a compliment: مطمئنم او قصدش تعریف کردن بود.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to mean something to somebody: چیزی برای کسی معنی داشتن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
her children mean the world to her: فرزندانش برای او یک دنیا اهمیت دارن ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i didn't mean to hurt you: نمیخواستم بهت آسیبی بزنم
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she was mad but decided to walk it off: عصبانی بود، ولی تصمیم گرفت با قدم ز ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
don't give me cock and bull stories: این قدر چرت و پرت تحویلم نده این قد ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tell a cock and bull story: داستان دروغی تعریف کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
money means nothing to him: پول برای او هیچ ارزشی ندارد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she walked off in the middle of the argument: وسط دعوا پاشد رفت.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she gave me some cock and bull story about her car breaking down: یه داستان من درآوردی تحویلم داد که ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she is mean witch: جادوگر بدجنسیه
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
wake up with determination: با عزم و اراده و تصمیم از خواب برخی ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the player hit a walk off home run: بازیکن با ضربه آخر بازی رو برد.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
spin a cock and bull story: داستان دروغی تعریف کردن
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
sneak aboard: 1. You're trying to "sneak aboard" ...
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i mean nothing to her: من برایش هیچ اهمیتی ندارم.
٥ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he hurt his leg but tried to walk it off: پاش درد گرفت، ولی خواست با راه رفتن ...
٥ ماه پیش