نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i've been racking my brain trying to remember his name: دارم مغزم رو فشار می دم که اسمشو یا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
immunity from prosecution: مصونیت از تعقیب
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a disease transmitted through direct contact with rats: بیماری از طریق تماس مستقیم با موشها ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a time of cheer: زمان ِ شادی و نشاط
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tricky transition: تغییرِ/ تحولِ چالش بر انگیز
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the passage seems to imply: متن غیر مستقیم بیان میکند که. . .
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
on top of being late he stood her up without even bothering to send a message: علاوه بر دیر کردن، او را بدون حتی ز ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have always rooted for the company to succeed: من همیشه طرفدار موفقیت شرکت بوده ام
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a scoop for you: یه خبر داغ برات دارم scoop ( عامیان ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
your ego is your opinion of your own worth: خیلی داری خودتو دست بالا میگیری یا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his tone irritated her: صداش او را رنجاند.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we were served with champagne: ما با نوشیدنی شامپاین پذیرایی شدیم ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
their thrill of winning has faded: هیجان برنده شدن آنها فروکش کرده است ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it's flopping all over the place: شُل و وِل شده .
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he left the meeting disgruntled: او ناراضی جلسه را ترک کرد. disgrun ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's a bit of a cowboy: یه کم کله خره ( سریع، جسور، و بااعت ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
lets have high tea: بیا باهم یه عصرونه بزنیم
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the stairs were very narrow: پله ها خیلی باریک بود.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the commanding officer has the right under law to decide whether to prosecute a rapist or not: افسر فرمانده این حق را طبق قانون دا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bid farewell: خداحافظی کردن
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he talked me through the whole process: اون درباره تمام جزییات روند کاری به ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid somebody good night: شب بخیر گفتن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
after months of planning we finally got the project off the ground: پس از ماه ها برنامه ریزی، بالاخره پ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
they racked the wine bottles in the cellar: بطری های شراب رو توی زیرزمین قفسه چ ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root sth up: از ریشه در اوردن یک گیاه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
foreign diplomats were asked to avoid all contact with him: از دیپلماتهای خارجی درخواست شده بود ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
avoid prosecution: اجتناب از تعقیب قضایی
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
no matter how busy you are standing someone up without informing them is just disrespectful: مهم نیست چقدر سرت شلوغ باشد، سر قرا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the cheers of the crowd: ابراز احساسات جمعیت
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
tricky situation: آشفته بازار پیچیده و مشکل
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he revved up the engine and drove off: او موتور را روشن کرد و حرکت کرد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
what are you implying: سربسته ، به چی داری اشاره میکنی ؟ س ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
a young blind whiz: یه جوان نابینای نابغه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the lyrics condemned the filth and their abuse of power: ترانه ها پلیس فاسد و سوءاستفاده شون ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have a scoop for you—don't tell anyone: یه خبر داغ برات دارم—به کسی نگو! sc ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
bid someone good night: شب بخیر گفتن.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
his eyes narrowed angrily: چشمانش از عصبانیت تنگ شد.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
she's super fit: خیلی خوش اندامه fit ( فیزیکی – تنا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
it took a lot of effort but we managed to get our startup off the ground: این کار نیاز به تلاش زیادی داشت، ام ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to bid on a contract: عقد قرارداد، بستن قرارداد
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's really trying to amuse us with such tricks: او واقعاً سعی دارد با چنین ترفندهای ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the prosecutor will prosecute the case in court next week: دادستان هفته آینده پرونده را در داد ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
the president talked through all the military options: رییس جمهور با جزییات درباره اختیارا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
to get cuffed: در فصل زمستان به معنی وارد رابطه ی ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
root something up: از ریشه در اوردن یک گیاه
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
i have no time to chit chat: وقت برای این کس کلک بازیا ندارم ( ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he's revving up for next week's world cup game: او برای بازی هفته آینده جام جهانی ا ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
he had many contacts in germany: او در آلمان خیلی رابط و آشنا داشت.
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
we need to combine these two ingredients: ما باید این دو ماده را با هم ترکیب ...
٧ ماه پیش
نوع مدال

ثبت واژه جدید

-
دیکشنری
-
facing prosecution: روبرو شدن با تعقیب قانونی
٧ ماه پیش